ღاشک مریـــــــــــــــــمღ

« اشكها و لبخندها »

احترام به بانوان

« احترام به بانوان پایه ریزان جامعه خوشبخت »          « دختران امروز ـ مادران فردا »

« احترام و قدردانی از خانمها یک واجب کفائی است. »

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست                 در باغ گل بروید و در شوره زار خس

اگر آدمی همسایه اش را دوست نداشته باشد و از فروتنی، شهامت، ایمان و انضباط بی بهره باشد از عشق فردی خرسند نخواهد شد. استعداد عشق ورزیدن در حکم موفقیت است. عشق ورزیدن هنر است و هرچه دانش آدمی در چیزی ذاتی باشد عشق بدان بزرگتر است.

بنی آدم اعضلای یکدیگرند                                        که در آفرینش ز یک پیکرند

مطالب ذیل را شاید بتوانیم بگوئیم همه به نوعی می دانند ولی از نظر اینکه مجدداً مدنظر قرار گیرد بیان می گردد. آیا مادران درطول سالها گذران عمر خود زندگی کرده اند و به حق و حقوق خود رسیده اند؟ آیا به وظائف خود در جهات مختلف به خصوص مادری عمل کرده اند؟ آیا درکل از زندگی عمر خود راضی بوده اند و رضایتشان از روی جهل نبوده است؟عوامل زیادی در تربیت و پرورش کودکان امروز و جامعه فردا دخیل هستند. اگر ما بخواهیم در آینده (همواره) جامعه ای تربیت شده، پرورش یافته، سالم، خوشبخت و دارای بینش های لازم و آزاد داشته باشیم، بستگی به عملکرد امروزمان دارد. یکی از مهمترین این عملکردها، وظائف مادری است و این گویای آن است که مادر از مهمترین عوامل و ارکان پایه ریزی جامعه درهر زمان می باشد. « اَلجَنّات تَحتِ اَقدامِ اُمِهاتِکُم »، که معمولاً برداشت اشتباه می شود و معنی می گردد بهشت زیر پای مادران و رضایت مادران است. آیا اگر کسی بهشت دنیا را نداشته باشد بهشت آخرت را دارد؟ پس اینجا بهشت درگرو عملکرد و تربیت مادر است. اگر عملکرد مادر مثبت باشد، نتیجه مثبت است و اگر عملکرد و اقدام مادر منفی باشد درجهت تخریب فرزند بوده و دیگر از این بابت بهشتی در دنیا و آخرت نباید باشد. اقدام چه با کسره و چه با فتحه ـ جمع قدم به معنی گام برداشتن یا پیش گذاشتن و عملکرد مادر در اینجا می باشد و کامل جمله چنین خواهد بود : « اَلجَنّات وَ النّار تَحتِ اَقدامِ اُمِهاتِکُم. » ( بهشت و جهنم از پرورش و تربیت مادر است. ) 

کلمۀ مادر از دو جزء " ما " و" در" تشکیل شده است. اینجا " ما " فرزندان، زن و شوهر خانواده می باشد و جزء "در" خود مادر است.یعنی مادر مثل " دری " می ماندکه نشان می دهد فرزندان،شوهر و حتی خانم خانواده ازچه خصوصیات مثبت و منفی برخوردارند. می توان از دریچه ی مادر موفقیت را دید. خوشی و خوشبختی را، اگر وجود دارد دید. اگر مادر خانواده افسرده است بی شک دیگران هم تا حدودی متأثر از این افسردگی خواهند بود. وضع روحی مادر دو دوران حاملگی و شیردهی برای کودک مؤثر است و جسم متأثر از روح. مادرمثل باغبانی می باشدکه می خواهدگلی را پرورش بدهد، همان شکوفه های زندگی درمراحل قبل از تولد و بعد از تولد. تا گلهائی بشوند برای جامعه و لذا خداوند مادران را از منشاء گل آفریده تا نیازهای پرورش شکوفه ها و گل را بهتر درک کنند و بدانند. رسیدگی مادر به فرزند از قبل بارداری و تشکیل جنین شروع می شود. دوره بارداری و زایمان و درادامه آموزش و پرورش نوزاد، کودک، نوجوان، جوان و الی آخر که هرکدام روش ها و قلق های خودشان را دارد. برای انجام این مسئولیت و یا مسئولیت ها باید شرایط برای آن مادر مهیا و آماده باشد. حال اگر این مادر از بدو مقدمات تشکیل جنین همه جانبه مورد حمایت، پشتیبانی ها و اسپنسرهای لازم از طرف همسر و اطرافیان قرار گرفته باشد می تواند نسبت به انجام آموزش و پرورش فرزندش موفق عمل کند و گرنه درهر مرحله با هرآسیب و سهل انگاری و بی احترامی و ظلم به این مادر، ظلم به کودک گردیده است. باعث پژمرده شدن گل برگ های فرزند همان ساختمان روحی و جسمی فرزند می باشد، می گردد بخصوص که اگر این کودک دختر باشد که مادر آینده است. در صورتی که گل برگها پژمرده و ریخته شود تیغ گل ها هویدا و نمایان می گردد و آن وقت این خانمها در اقدام و عملشان بدبختی و جهنم خواهد بود نه بهشت. « حضرت علی امام شیعیان می گویند به مطلب و محتوای آن توجه کنید نه به گوینده. » اولین و اساسی ترین و پراهمیت ترین شغل زن مادری است. اگر رئیس جمهور هم بشود اهمیتش به قدر اهمیت مادری نیست. مادر خوب بودن اهمیت و ارزشش از بالاترین شغل های کاری هم بالاتر است. خدا این موجود را با این عواطف خروشان آفریده تا مادری لنگ نماند. اگر مادری لنگ بماند نسل آینده منقطع می شود و جامعه ای متعادل نخواهیم داشت. « حضرت محمد (ص) فرمود : من زن و عطر را خیلی دوست دارم. » باید توجه داشت که به عوض ثروت اندوزی برای فرزندان بهتراست تا می توانیم آن را خرج فرزندانمان نمائیم تا ارزش جسمی و فکری و ارزش واقعی آنها بالارود. برای نهادن چه سنگ و چه زر، یکی از مهمترین راههای بالابردن ارزش واقعی فرزند هزینه کردن و سرمایه گذاری برای مادر فرزند است و حتی به فرزند اولویت دارد. تا همانطور که گفته شد " باران در باغ ببارد " تا گل بروید. خدا زیبا بودن و زینت کردن را دوست دارد. عشق یعنی پویائی ، نه ایستائی. مثبت اندیش باش و دوستش بدار. « اِعمّل لِدُنیاکَ کَاَنَکَ تَعیشُ اَبَداً و اِعمَل لِاخَرَتَکَ کَاَ نَک تَمُوۀَ غَدا » « عملت برای دنیا آن چنان باشد که همیشه خواهی ماند و عملت برای آخرت آن چنان باشد که فردا خواهی مرد. » طبق این حدیث، دنیا را باید مثل آخرت چسبید. از آنچه به آن علم نداری پیروی مکن، زیرا انسانها درباره گوش و چنان باشد که فردا خواهی مرد. طبق این حدیث، دنیا را باید مثل آخرت چسبید. از آنچه به آن علم نداری پیروی مکن، زیرا انسانها دربارۀ گوش و چشم و قلب مسئول قرار خواهند گرفت ( آیۀ 36 الاسراء ) « لاتشهد بشهادته حتی تعرفها کما تعرف کفک » « گواهی مده مگر اینکه یقین داشته باشی. »

خواندن کتاب ( چهرۀ عریان زن عرب ) نوشتۀ دکتر نوال سعداوی ( اهل مصر) ـ ترجمۀ : آقا مجغ ، مجید فروتن و رحیم مرادی از کانون نشر اندیشه های نوین و یا چاث انگلیسی زیر توصیه می گردد :

Women in the Arad Word . Nawal El Saadawi Zed Press. London. 1980

[ سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 ] [ 9:41 ] [ اشک مریم ] [ ]

50 راه برای راه رفتن روی اعصاب دیگران

روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن!

سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند!

وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين!

وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين!

کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد!

همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين!

جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين!

روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين!

وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين!

از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه!

در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين!

به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين!

وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين!

وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين!

موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين!

ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين!

بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين!

شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين!

اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين!

وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته!

صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين!

روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين!

وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده!

وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود!

چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين!

بادکنک بچه ها رو بترکونين!

مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين!

وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد!

بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين!

کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره!

ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين!

توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين!

هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره)!

حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين!

نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين!

دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين!

عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين!

پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين!

با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين!

شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين!

موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين!

توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين!

شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين!

توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين!

توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين!

جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين!

يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين!

توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه!

چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين!

ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين!

 

[ جمعه هجدهم شهریور 1390 ] [ 13:45 ] [ اشک مریم ] [ ]

مسابقه اطلاعات عمومی

 فردي در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده‌است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری آن دارد.

اینم سوال های ما :

۱- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟
الف: 116 سال
ب: 99 سال
ج: 100سال
د: 150 سال
او نمی تواند به سوال جواب دهد.

2- کلاه‌های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟
الف: برزیل
ب: شیلی
ج: پاناما
د: اکوادور
حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک می‌کند.

3- روس‌ها در چه ماهی انقلاب اكتبر را جشن می گیرند؟
الف: ژانویه
ب: سپتامبر
ج: اکتبر
د: نوامبر
خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند.

4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟
الف: ادر
ب: آلبرت
ج: جرج
د: مانوئل
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می‌کند.

5- نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟
الف: قناری
ب: کانگارو
ج: توله‌سگ
د: موش
در این جاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف می‌دهد.

جواب‌ها:
اگر خیلی خودتان را گرفته‌اید که همه جواب‌ها را می‌دانید و به این دوست بنده خدا کلی خندیده‌اید، بهتر است اول جواب‌ها را مطالعه کنید:

1: جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید.( 1337- 1453)
2: کلاه پاناما در اکوادور تولید می شود.
3: انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود.
4: اسم شاه جرج، آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پادشاهی به جرج تغییر نام داد.
5: توله سگ، اسم لاتین آن Insularia Canaria است که یعنی جزایر توله سگ.

[ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 ] [ 23:10 ] [ اشک مریم ] [ ]

چگونه با دختر ها بر خورد کنیم تا قانع شوند!

اگر او را ببوسيد ، شما يك آقا نيستيد.

اگر او را بنويسيد ، اصلاً مرد نيستيد !

اگر از او تعريف كنيد ، او فكر مي كند دروغ مي گوئيد و قصد فريب دادن او را داريد .

اگر او را ستايش نكنيد ، شما پس براي چه خوبيد ؟!

اگر هميشه با او موافق باشيد ، يك زن ذليل هستيد .

اگر موافق نباشيد ، شما او را درك نمي كنيد .

اگر زياد او را ملاقات كنيد ، خيلي عجول هستيد .

اگر او را زياد ملاقات نكنيد ، او شما را متهم به خيانت مي كند .

اگر خوب لباس بپوشيد ، بچه سوسول هستيد .

اگر نپوشيد ، يك پسر كودن هستيد .

اگر كوشش كنيد تا رابطه اي دراماتيك بسازيد ، او مي گويد قدر او را نمي دانيد .

اگر كوشش نكنيد ، او فكر مي كند دوستش نداريد .

اگر يك دقيقه تأخير كنيد ، او غر خواهد زد كه منتظر بودن سخت است .

اگر او تأخير كند ، خواهد گفت كه اين يك روش زنانه است !

اگر مرد ديگري را ملاقات كنيد ، شما از وقتتان خوب استفاده نكرده ايد !

اگر او را با خانوم ديگري ملاقات كنيد ، خوب اين كاملاً طبيعي است آنها زن هستند !

اگر فقط گاهي او را ببوسيد ، او ادعا خواهد كرد كه شما كاملاً سرد هستيد .

اگر زياد او را ببوسيد ، او فرياد خواهد زد كه داريد از او سوء استفاده مي كنيد !

اگر به زن ديگري خيره شويد ، شما را به چشم چراني متهم مي كند !

اگر او به مرد ديگري خيره شود ، خواهد گفت كه : آنها فقط خوش تيپ هستند !

اگر صحبت كنيد ، آنها مي خواهند كه شنونده باشيد .

اگر شنونده باشيد ، آنها مي خواهند شما صحبت كنيد .   
[ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 ] [ 23:8 ] [ اشک مریم ] [ ]

رفتارهای آرام بخش

« برای رفع کسالت و ایجاد نشاط چه باید کرد؟ »

· دعا کنید.

· سریع یک دوش جانانه بگیرید و آواز بخوانید.

· دراز بکشید ، عضلاتتان را شل کنید و به موسیقی دلخواهتان گوش کنید.

· در خانه لباس باشگاه مورد علاقه تان را بپوشید.

· یک فیلم کمدی و خنده دار تماشا کنید.

· هر چیزی که دلتان می خواهد بخورید.

· به دوستان صمیمی تان تلفن بزنید و حالشان را بپرسید.

· برای دوستان خود نامه یا هدیه بفرستید.

· یک موسیقی کاملا ملایم بگذارید ، چشمان خود را ببندید و به چیزهای خوب فکر کنید.

· پختن شام شب را به عهده بگیرید.

· به پارک بروید و از دیدن انسانهای سرحال و شاد احساس نشاط کنید.

· هرکسی در ذهنش منظره ای منحصربه فرد دارد. منظره منحصربه فرد خود را نقاشی کنید.

· کتابی را که خیلی دوست دارید بخوانید.

· بذرگل مورد علاقه خود را خریده ، بکارید و آن را پرورش دهید.

· با خانواده خود به سینما بروید.

· به استخر بروید و از شیرجه زدن در آب لذت ببرید.

· به دیدن دوستانتان بروید، ساعاتی را با آن ها بگذرانید.

· اگرآلات موسیقی دارید، معطل نکنید، آهنگ جدیدی را شروع کنید.

· اگر نامزد دارید، همین حالا گوشی را بردارید و با او قرار ملاقات بگذارید.

· با هزینه ای کم سوار اتوبوس شوید و چرخی در شهرتان بزنید، شاید بعضی خیابانهای شهر زیباتر شده باشند!

· مجله مورد علاقه خود را بخرید و مطالعه کنید.

· اصلا و ابدا بی حرکت و ساکت در جایی ننشینید.

· با خریدن کمپوت، گل و شیرینی به دیدن بیمارانتان در بیمارستان بروید.

· دفترچه تلفن را باز کنید و به افرادی که مدت زیادی است از آنها بی خبرید تلفن کنید.

· دستی به سروگوش ماشینتان بکشید.

· اتاقتان را جمع و جور کنید.

· لوازم خانگی خراب را به تعمیرگاه ببرید.

· به موزه مورد علاقه خود بروید و از آن دیدن کنید.

· مدارکی را که اخیرا دریافت کرده اید قاب کنید و به دیوار بزنید.

· قسمت هایی از خانه را که به رنگ کاری مجدد نیاز دارند، با قلم مو رنگ کنید.

· وسایلی را که از آنها استفاده نمی کنید یا بفروشید یا دور بریزید تا دور و برتان خلوت شود.

· با بچه های خود بازی کنید، بعد به همراه مادرشان برای شام بیرون بروید.

· دوربین عکاسی خود را بردارید و از طبیعت شهرتان در کنار خانواده عکس بگیرید.

· یک صندلی بردارید، بروید بالای پشت بام و با پذیرایی کردن از خودتان با یک بستنی کاکائویی از دیدن منظره شهرتان لذّت ببرید.

· برنامه ریزی کنید تا برای این ماه یا ماه آینده به سفر بروید و از منطقه ای خوش آب و هوا دیدن کنید.

· صبح ها زودتر از خواب بیدار شوید و ورزش کنید.

· همراه خانواده به باغ وحش بروید و از دیدن حیوانات لذّت ببرید.

· بچه هایتان را سوار ماشین کنید و همین طور که مشغول رانندگی هستید، قوانین و مقرّرات راهنمایی و رانندگی را با زبان کودکانه به آنها آموزش دهید.

· برای کامپیوترخود رمز جدیدی بگذارید.

· آلبوم خانوادگی تان را ورق بزنید تا خاطرات گذشته، شما را سرگرم کنند.

· اگردست راست هستید، با دست چپ و اگر دست چپ هستید با دست راست نامه ای برای دوستان خود بنویسید و از آنها هم در نامه تقاضای چنین کاری را بکنید.

· پیاده روی کنید و در حین پیاده روی خوراکی مورد علاقه تان را نوش جان کنید.

· با کمک همسرتان دکوراسیون منزلتان را عوض کنید.

. به گل فروشی بروید و قشنگ ترین دسته گل را برای همسرتان بخرید.

[ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ] [ 0:37 ] [ اشک مریم ] [ ]

خشونت زندانیان

موضوع تحقیق : خشونت زندانیان

رشته مربوطه : اصلاح و تربیت

درس مربوطه : حفاظت اطلاعات و بازرسی در زندان

استاد مربوطه : آقای صرافیان

تهیه کننده : محمدرضا آمحمدی

زندان

زندان به عنوان يك مجازات، از اواخر قرون وسطي به كار گرفته شد و با تدوين قوانين كيفري، به عنوان يك كيفر به اوج خود رسيد؛ هرچند در طول تاريخ زندان سابقه‌اي به اندازه‌ي حيات بشري دارد. بدترين و نيك‌ترين انسان‌ها هر دو به زندان افتاده‌اند. «زندان در طول تاريخ، تغيير و تحولات بسياري به خود ديده است... مهم‌ترين دلايلي كه توسل به مجازات زندان را توجيه كرده است، اين است كه زندان بازدارنده، عبرت‌انگيز، اصلاح‌كننده و چاره‌پذير (در صورت اشتباه قضايي و يا اصلاح محكوم زندان) است. افزون بر آن نظم و امنيت عمومي را اعاده كرده و جامعه را در مقابل بزه‌كاران مصون مي‌سازد.»

زندان و پيشگيري از بزه‌ و بزه‌كار
حقوقدانان يكي از اهداف بنيادين استفاده از كيفر حبس را نقش بازدارندگي و پيشگري از وقوع و تكرار بزه دانسته‌اند، اما پرسشي كه امروز ذهن حقوقدانان كيفري را به خود مشغول ساخته اين است كه آیا در شرايط كنوني مي‌توان چنين نقش پيشگيرانه‌اي را براي حبس در نظر گرفت؟ و حتي از ديگر سو آيا زندان به جاي پيشگيري از بزه و يا تكرار آن نقش معكوس و جرم‌زا را بازي نكرده است؟
از ويژگي‌هاي كيفر، خاصيت ارعابي و بازدارندگي آن بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. بدين معنا كه بوسيله اعمال كيفر از یک سو ناكردگان بزه و آنهايي كه قصد ارتكاب بزه دارند، مرعوب شده، مرتكب بزه نمي شوند و از طرف ديگر خود بزه‌كار از ارتكاب بزه جديد خودداري مي‌كند. «ارعاب هم شامل خود مجرم و هم شامل بزه‌كاران بالقوه مي‌شود.»
عامل ترس و يا قدرت ترساننده مجازات، توانسته قرن‌ها دوام يابد زيرا بشر اصولاً نسبت به حيات، آزادي، مال و آبروي خود علاقه‌مند است و تخطي از اين ارزش‌هاي پذيرفته شده را نگران كننده و غير قابل گذشت مي‌داند، بدين‌جهت سياستگزاران كيفري از همين احساس و علاقه دروني بشر نسبت به حيات و مال و آبروي خود براي ارعاب الهام گرفته و تهديد يا در خطر قراردادن آن را چاره احترام‌گذاري و تكريم نسبت به آنها دانسته‌اند. «و از سوي ديگر ترس از مجازات از نوسانات زندگي و گرفتاري‌هاي آن شخص را از ارتكاب اعمالي كه مي‌داند در آينده براي او ايجاد ناآرامي و دلهره مي‌كند، باز مي‌دارد.»امروزه در عامل بازدارندگي زندان دچار ترديد شده‌اند. يكي از دلايل عدم كارايي زندان اين است كه عليرغم اعمال مجازات حبس –صرف‌نظرازسايرادله–هرساله برميزان بزه‌ها،بزه‌كاران وزندانيان كشور افزوده مي‌شود. آمار بدست آمده نشان مي‌دهد كه هرچند حبس ممكن است در پيشگيري فردي مؤثر باشد، اما در پيشگيري عمومي و عبرت‌آفريني براي ديگران تأثيري نخواهد داشت. همچنين آمارهاي ديگري نشان مي‌دهد كه آمار جرايم، هر ساله افزايش داشته است؛ هرچند كه ممكن است در مقطع زماني خاص –نظيرماهمباركرمضان–آمارجرايم كاهش محسوسي داشته باشدوليكن به طوركلي نمودارجرايم روبه افزايش است.بنابراين مي‌توان نتيجه‌گيري نمود كه مجازات حبس در كاهش آمار جرايم، بازدارندگي و پيشگيري از جرم تأثيري ندارد. علت اين امر اين است كه پديده‌هاي اجتماعي داراي ساحتي متضلع و چندبعدي هستند. جرم معلول علل و عواملي نظير فقر، بيكاري، بيسوادي، مهاجرت، فشارهاي رواني و عصبي، محيط اجتماعي و ... مي‌باشد كه زندان در از بين بردن آنها تأثيري ندارد و تا زماني كه علل و بستر و زمينه‌هاي جرم در جامعه موجود باشد، هر ساله تشديد خواهد شد و زندان بايد به عنوان آخرين حربه و آن هم در مواردي محدود تجويز گردد.
يكي از جرم‌شناسان در اين زمينه اظهار داشته است: «رعب و ترس از مجازات نيست كه مانع از وقوع جرم مي‌شود، بلكه ظرفيت قدرت مقاومت افراد در برابر عوامل محرك و جزم‌زا و فقدان اين عوامل در اجتماع است كه باعث مي‌شود افراد به طرف جرم روي آورند يا از دست زدن به آن خودداري ورزند. ... براي جلوگيري از جرم ايجاد ترس و واهمه از مجازات نمي‌تواند مثمرثمر باشد؛ همان‌طور كه در طول تاريخ شديدترين و وحشتناك‌ترين مجازا‌ت‌ها هم نتوانسته اين رعب را به وجود آورد. مجازت زندان تنها مبارزه با مجرم است، در حاليكه بايد براي جرم، چاره‌اي انديشيد.»
پس وقتي زندان نتواند كاركردهايي را كه بدان منظور ايجاد شده، برآورده سازد، نتيجه آن، چيزي جز بي‌فايده بودن اعمال و اجراي آن و ناامني قضايي نخواهد داشت. اين مسأله درباره‌ي جامعه و شهروندان آن كه حق اعمال و تصدي حاكميت را به دولت و جامعه تفويض كرده‌اند تا امنيت آنان را در مقابل ارتكاب و صدمات جرم تأمين كند و در كنار آن براي تحقق اين منظور، ماليات مي‌پردازند تا حرف پيشگيري از جرم و بزه‌ و نگهداري بزه‌كار در زندان باشد، بيشتر قابل تأمل است.وقتي زندان نتواند از جرم پيشگيري كند و مصونيت جامعه و افراد را فراهم نياورد ممكن است موجب بي‌اعتمادي و بدبيني نسبت به دستگاه قضايي را نيز سبب شود.

زندان و تجربه‌هاي مجرمانه
«زندان ديگر در عمل آنچه را كه مدعي آن است، ارائه نمي‌دهد. هدف انسان‌هاي سده‌ي هجدهم كه براي زندان اقسام و درجاتي را منظور كرده بودند، آن بود كه مجازات مزبور جنبه‌ي عبرت‌انگيز به خود گيرد؛ انسان‌هاي سده‌ي نوزدهم را نظر بر آن بود كه زندان انفرادي، موجبات ندامت محكوم را فراهم مي‌سازد و او را در اتخاذ تصميم مبتني بر ادامه زندگي شرافتمندانه ياري مي‌دهد. انسان سده‌ي بيستم نيز زندان را مكان و وسيله‌ي بازپروري اجتماعي محكوم مي‌داند، ولي حقيقت اين است كه همه‌ي اين اميدها بر باد رفته است. زندان ضمن آنكه بايد ابزار اصلي واكنش در مقابل بزه‌كار باشد، از همان آغاز به صورت يك مدرسه تكرار جرم بوده و يا به آن تبديل شده است.» زندان موجب حرفه‌اي‌تر شدن زنداني مي‌گردد، زيرا رفتار متقابل زندانيان و تأثيرگذاري آنان بر يكديگر، موجب انتقال سوابق مجرمانه مي‌شود. در مراودات زندان اثري از نزاكت و ادب ديده نمي‌شود و اكثر مجرمان جرم خود را كتمان نمي‌كنند و احساس شرمساري نمي‌كنند. «در يك تحقيق آماري از برخي زندان‌هاي كشور، مشاهده شد كه فقط 5/8 درصد مجرمان به مواد مخدر براي دومين بار به جرايم ديگري دست زده‌اند، در صورتي كه همه‌ي مرتكبان خلاف در دومين مرتبه، مرتكب جرايم ديگري شده‌اند. تحقيقات نشان مي‌دهد مجازات حبس نه تنها در مقابله با جرايم موفقيت چنداني نداشته، بلكه موجب بالارفتن آمار شده است و بزه‌كار محبوس با وصف تفكر انگيز، با كيفيتي به مراتب بالاتر و سرعتي بيشتر صورت پذيرد، در نتيجه زندان موجب ارتقاي كيفيت جرم شده؛ چراكه هرچه تراكم زندانيان بيشتر باشد، مقدار يادگيري شگردها و حيله‌هاي بزهكار نيز بيشتر مي‌شود.»
پژوهش‌ ديگري نشان مي‌دهد: «29 درصد افراد به طور مرتب مرتكب جرم شده، به زندان بازگشت نموده‌اند؛ زندان با ادغام افراد باسابقه و بدون سابقه در كنار يكديگر، موجبات يادگيري رفتار مجرمانه توسط افراد بدون سابقه را هم فراهم مي‌آورد. زندان با ايجاد يك فرهنگ بزه‌كاري مشترك، مي‌‌تواند زيربناي تشكيل باندهاي مجرمانه را پس از زندان پايه‌ريزي كند.» در غالب موارد تئوري بازپروري، بازگشت سازنده محكوم به آغوش جامعه تعريف شده است؛ ولي حقيقت چيز دیگری را نشان مي‌دهد، افزايش آمار جرايم و بزه‌كاري، شك و ترديد در مورد عدم كارايي زندان را تشديد كرده است. زندان كه در حال حاضر براي حل مشكل بزه‌كاري مورد توسل و تمسك قرار مي‌گيرد، خود به خود به يك محيط جرم‌زا تبديل شده است. به گفته‌ي مارك آنسل: «امروزه بحث بر سر اين است كه چگونه مي‌توان جز در موارد استثنايي اجتناب ناپذير جامعه را از شر زندان رها ساخت؟»
نكته‌ي ديگر آنكه سالانه رقمي حدود 600 هزار نفر به اسم و عنوان بازداشت موقت، داخل زندان‌ها مي‌شوند و از اين تعداد، 47 درصدشان كمتر از ده روز و 66 درصد هم كمتر از يك ماه در زندان به سر مي‌برند. يعني در سال چهار تا پنج برابر محكومان بازداشت موقت داريم. بر اساس آمار، اكثر بازداشت موقتي‌ها را كساني تشكيل مي‌دهند كه به خاطر عجز از ايداع وثيقه و یا معرفي كفيل به زندان معرفي مي‌شوند. اگر با مبنا قراردادن 600 هزار نفر كه سالانه با عنوان بازداشت موقت وارد زندان مي‌شوند، هر كدام از آنها جزء يك خانواده پنج نفري باشند، سالانه حدود 3 ميليون نفر در معضلي به نام بازداشت موقت قرار مي‌گيرند كه نتيجه‌اي جز بي‌اعتمادي و بدبيني اين تعداد نسبت به دستگاه قضايي در پي نخواهد داشت و اين يكي از پراهميت‌ترين علل تضعيف امنيت قضايي در جامعه است. پيامدهاي اين معضل به قدري جدي است كه رياست قوه‌ي قضائيه نيز در اين خصوص اظهار داشته‌اند: «بازداشت‌هاي موقت كه متأسفانه در نظام حقوقي و قضايي ما دست قاضي در آن بسيار باز گذاشته شده است، در فقه اسلام مورد منع است. حتي در مهم‌‌ترين اتهام كه قتل عمد است؛ در روايات صريح و فتاوا تأكيد شده است كه متهم به قتل عمد بيش از شش روز بازداشت نمي‌شود. پس چرا در نظام قضايي ما بازداشت موقت اين قدر توسعه داده شده است ... ما سالانه 700 تا 800 هزار نفر از مردم كشورمان را وارد محيطي كه از نظر فكري، اخلاقي، رواني و شكلي آلوده است مي‌كنيم و همان‌ برخوردهاي خاص قهري، تحقيرآميز، خرد‌كننده و شكننده را كه با زندانيان و محكومان داريم، با آنان نيز برخورد مي‌كنيم و روح و روان و فكر و قلب و خانواده آنان را خرد مي‌كنيم و اين در حالي است تعداد محكومان، يك‌پنجم افرادي است كه وارد زندان مي‌شود، ولي اين برخوردها با همگان يكسان است.»(9) بنابراين به نظر مي‌رسد تفكيك و طبقه‌بندي زندانيان و جداسازي آنان از متهمان، اولين گام ضروري براي بازپروري و بازسازي مجدد آنان است. زيرا عدم توجه به اين مسئله‌ي مهم، نه تنها بازپروري آنها را غيرممكن مي‌سازد، بلكه موجبات تكرار جرم را نيز فراهم خواهد آورد. سرانجام بايد گفت كه زندان امروزه نتوانسته است آسيب ديدگان اجتماعي را از آسيب‌ديدن بيشتر باز دارد؛ چه برسد به اهداف تربيتي و اصلاح مجرمان و اين امر همراه با ساير ايرادات زندان، يكي از عوامل از دست دادن اعتماد عمومي نسبت به دستگاه عدالت كيفري و ناامني قضايي است.

مواد مخدر و زندان
مجرمان زنداني با شيوه و ترفندهاي گوناگون مواد مخدر را به زندان وارد مي‌كنند و با سرعت آن را توزيع مي‌نمايند. ورود مواد مخدر به چند روش ممكن است صورت پذيرد:
1. در ملاقات حضوري زندانيان با خانواده‌هايشان از طريق جاسازي در كالاهاي موردنياز زندانيان نظير كفش ورزشي، پوشاك و ...
2. جاسازي بدني توسط متهمان تازه وارد و يا محكوماني كه از مرخصي باز مي‌گردند.
3. به واسطه خيانت مأموران
4. پرتاب كردن مواد مخدر در زمان هواخوري و يا ورزش داخل حياط با قرار قبلي
5. بلعيدن مواد حين انتقال و رفت و آمد تا دادگاه و بيرون از زندان
البته روش‌هاي ديگري نيز در اين زمينه احصا شده است. ماهنامه اصلاح و تربيت از قول رئيس سازمان زندان‌هاي سابق اظهار مي‌دارد: از نيمه دوم سال 1378 تا مهرماه 1381، 80 كيلوگرم هروئين در زندان‌هاي كشور كشف شده است. در اين مدت 12 هزار پرونده مربوط به كشف مواد مخدر در زندان‌هاي كشور براي ارجاع به مراجع قضايي تشكيل شده كه تخلفات نيروي انتظامي و پرسنلي، تنها 5 درصد آن را تشكيل مي‌دهد.وارد كردن، توزيع و استعمال مواد مخدر در زندان، مخالف با اهداف قانونگذار از مقرر كردن مجازات زندان در نظر گرفته شده است، ولي زندان كه بايد در عمل، كانون اصلاح و بازپروري و تربيت مجرم باشد، تبديل به محيطي مجرمانه شده است كه هيچ فايده‌اي براي مجرمان و جامعه در پي ندارد و بحث از اصلاح و درمان مجرمان در چنين شرايطي بي‌مورد است.

خشونت زندانها :   

درجوامع امروزی همواره کسانی یافت می شوندکه بارفتارهای  مخربی،حقوقدیگران وهنجارهای اساسی جامعه خودرانقض کرده وباقانون درمی افتندودرنتیجه به مجرمان حرفه ای تبدیل می شوند. یکی از مهمترین رفتارهای مخربی که از نوجوانان سر می زند خشونت وپرخاشگری می باشد. اصطلاح خشونت به نوعی رفتارپرخاشگرانه اشاره داردکه می توانداشکال گوناگونی از قبیل خشونت جسمی،جنسی،روانشناختی واقتصادی داشته باشد (سادوک و سادوک،2003، ترجمه پور افکاری). خشونت برای قربانیان آن پیامد های ناگواری مانند ترس، عصبانیت، نا امیدی، احساس درماندگی و واکنش متقابل در پی دارد (راسل و همکاران، 1989).درچهل سال گذشته،به دومساًله مهم مرتبط بارفتارهای خشن توجه شدهاست:اول اینکه میزان رفتارهای خشونت آمیز در میان افراد در جوامع افزایش پیدا کرده است (گویرا و همکاران 1994، به نقل از فیلدز و مک نامارا،2003). دوم اینکه میانگین سنی افرادی که مرتکب خشونت می شوند کاهش پیدا کرده و بیشتر کودکان و بخصوص نوجوانان را در بر می گیرد (فیلدز و مک نامارا،2003).اهمیت موضوع بدین سبب است که باتوجه به تعریف فوق از خشونت ،اکثریت زندانیان نوجوان به نحوی دراثرخشونت به چنگ قانون افتاده وبهترین سالهای زندگی خودرادرزندان به سرمی برند. علل پرخاشگری ازدیدگاههای  مختلفی بررسی شده است. مطابق رویکرد یادگیری اجتماعی بندورا، پرخاشگری شکلی از رفتار اجتماعی است که یاد گرفته می شود و بروز آن در هر موقعیت به عواملی مانند تجربه افراد پرخاشگر، تقویتهای کنونی برای پرخاشگری وبسیاری ازعوامل شناختی واجتماعی بستگی داردکه ادراک مطلوب بودن رفتارپرخاشگررا تعیین می کند. بندورا بیان می کند که رفتار مشاهده شده از نظر شناختی بررسی    میشوند،تجربه های ناخوشایند،احساسات منفی بوجودمیآورندواحساسات منفی تمایل به پرخاشگری رابرمی انگیزاند (اعزازی1380). این تئوری رفتار پرخاشگرانه رانتیجه ضعف دررشدمهارتهای اجتماعی می داند. از دیدگاه بندورا (1973، به نقل از حاجتی و همکاران، 1387) رفتار پرخاشگرانه به این خاطراتفاق میافتدکه شخص دریادگیری راههای پذیرفته شده برای سروکارداشتن باتوقعات وروابط بین شخصی،مثلاًبیان مناسب خشم،ضعیف است. بطورخلاصه این رویکرد بر یادگیری پرخاشگری از راه مشاهده رفتار پرخاشگرانه دیگران اشاره می کند. تحقیقات متعددی در زمینه این تئوری انجام گرفته که نشان دادند یکی از عوامل اصلی افزایش بروز خشونت ناشی از خشونت تلویزیون و فراوانی سی دی های حاوی صحنه های کشتار و زد و خورد است (توسلی و فاضلی، 1381).برطبق دیدگاه شناختی،فرایندهایی مانندادراکهای فردازرویدادها،تعبیرهاواستنباط های فرد [تعبیرهای نادرست وتفکرات غیرمنطقی] ازعوامل اصلی به وجودآورنده هرگونه رفتارپرخاشگرانه می باشد (حاجتی وهمکاران، 1387 ).علاوه براین،درحالیکه عوامل خانوادگی و اجتماعی و شناختی بر ایجاد الگوهای پرخاشگری در افراد تأثیر نیرومندی دارند ولی تنها علت آن نیستند، عوامل دیگری از قبیل عوامل ژنتیکی و ویژگیهای شخصیتی از قبیل خود محوری، هیجان پذیری و قدرت طلبی در این امر دخالت دارند.هرچندکه مدارس و سایر نهادهای اجتماعی در زمینه هدایت و پرورش نوجوانان اقدامات مناسبی را انجام می دهند و لیکن باز با این وجود افرادی یافت می شوند که به رفتارهای پرخاشگرانه خود ادامه داده و در نهایت به سبب آسیب هایی که بر زندگی افراد جامعه وارد می کنند گرفتار زندان می شوند. این افراد رفتار های پرخاشگرانه خود را به زندان آورده و زمینه را برای محیطی پر از تنش واضطراب فراهم می کنند به همین خاطر کارکنان زندان همیشه با این سوال مواجهه می شوند که چگونه از بروز این رفتارها در زندان پیشگیری کرد و در صورت ادامه این قانون شکنی ها چگونه با مددجویان برخورد نمایند.پیشگیری از خشونت و پر خاشگری در زندان:   راحتترین راه برای پرداختن به مشکلات رفتاری این است که کاری کنیم این رفتارهااصلاًروی ندهند. به همین منظورامروزسعی برآن ست که ازوقوع این رفتارهادرزندان پیشگیری به عمل آید. برای پیشگیری از این اعمال مخرب و کاستن از آنها می توان به نکات ذیل اشاره کرد:

1- مدیریت مقتدرانه: شواهد زیادی بیانگر اینست که مدیریت و کنترل ضعیف زندان مهمترین عامل در افزایش حوادث جمعی و فردی است البته منظور از مقتدر بودن غیر از فراهم کردن محیطی پر از تنش و تنبیه می باشد، مقتدر بودن یعنی مدیر در عین اقتدار و تأکید بر سلسله مراتب اختیار باید برای نقطه نظر کارکنان و نوجوانان (زندانیان) ارزش قائل شده و حامی آنان باشد. برخی ازعوامل خاص مدیریتی که منجربه خشونت  می شوندعبارتنداز: لغزشهای امنیتی،عدم رعایت نظم و اصول اخلاقی از سوی کارکنان در مداخله هنگام بروز حوادث خشونت آمیز، مکانیسم های ضعیف رسیدگی به شکایات و حل مشکل، تشکیل باند و دار و دسته از سوی زندانیان و خشونت کارکنان در زندان (صالحی، 1389)

2- ایجاد فضایی آزاد و مشارکتی: این فضا به نوجوانان این امکان را می دهد که در موقعیتی مناسب [مانند مو قعیت های ورزشی] به تأیید وکنترل دست یابد و از این رو نیاز به برون ریزی هیجانات منفی در آنان کاهش می یابد (هیمن و اسنوک، 2000). البته باید گفت که فضای آزاد به معنی اختیار تام به مددجو و در نتیجه ایجاد هرج ومرج در زندان نمی باشد بلکه فراهم کردن فعالیت هایی که آنان داوطلبانه و با مشارکت همه در آنها شرکت نمایند زیرا مشارکت در جهت رسیدن به هدف واحد یکی از عوامل در پیشگیری از مشکلات رفتاری می باشد (اسلاوین، 2006).

3- استفاده از کارکنان کار آزموده و تحصیل کرده: باید گفت که هرچند کارکنان زندان در جهت جلوگیری از مشکلات رفتاری در زندان بسیار تلاش می کنند ولی اگر آنها از دانش روانشناسی و تربیتی آگاهی لازم را نداشته باشندممکن است خودزمینه سازبسیاری ازمشکلات رفتاری شوندبه عنوان مثال مراقبی که خودگاه وبیگاه از تنبیه استفاده کرده و به هر دلیلی از رفتار خشونت آمیز استفاده می کند خود الگویی برای مددجویان در زمینه پرخاشگری می شود زیرا همانطور که نظریه پردازان یادگیری اجتماعی بیان می کنند یادگیری مشاهده ای سهم بسزایی در یادگیری اینگونه رفتارها دارد. علاوه بر این مددجویی که    نمیتواند در مقابل مراقب از خود دفاع کند سعی می کند با مکانیزم جابه جایی، خشم خود را متوجه فرد دیگری (مددجوی دیگر ) کرده و از این طریق خود را تخلیه کند .

4- آموزش مهارتهای زندگی بخصوص کنترل خشم و عصبانیت و عزت نفس: این مهارتها به مدد جویان کمک می کند که در مواقع لازم از برون ریزی هیجانات منفی جلوگیری کرده و به نحو سازنده ای از خشم خود بکاهند. همچنین حمایت از خودارزشمندی یعنی اینکه دیگران در موقعیت های فشارزا به فرد بفهمانند که فردی ارزشمند است و می تواند بابه کارگیری توانایی ویژه خود،بردشواری چیره شودنیزازجمله عوامل بازدارنده شخص از رفتارهای پر خطر می باشد.

5- تأکید بر رفاقت بجای رقابت: تأ کید بر رقابت سبب می شود که همیشه عده ی معدودی خود را برنده قلمداد کرده در نتیجه دیگران احساس ناکامی، حسادت، کینه و دشمنی می کنند (کرامتی، 1380) که این احساسات خود زمینه ساز رفتارهای پر خاشگرانه خواهد شد. به همین سبب تاکید بر یادگیری مشارکتی و تلاش مشارکتی مشوق رفاقت بوده و از این تجربیات منفی جلو گیری می کند.

6- ترویج تفکر مثبت و مثبت اندیشی در بین مددجویان و کارکنان: به طور خلاصه می توان گفت که روانشناسی مثبت که درسال 1998 سلیگمن آن را مطرح کرد مطالعه علمی کارکرد بهینه انسان است. هدف آن کشف و ارتقاء عواملی است که به افراد و جوامع اجازه رشد و پیشرفت و بالندگی می دهد. این تفکر رویکردی است کلی نسبت به زندگی و چیزی فراتر از تفکرات معمول می باشد. تفکر مثبت یعنی داشتن فکر و احساس خوب نسبت به خود به جای تحقیر دائمی در تمامی شرایط زندگی، خوب فکر کردن درباره دیگران و برقراری روابط حسنه با آنان و انتظار بهترین ها را از دنیا داشتن (کوئیلیام، ترجمه حسینی، 1385). همانطور که در بخش نظریه های شناختی درباره علل خشونت گفته شد یکی از مهمترین دلایل خشم و پر خاشگری در بین زندانیان تفکرات غلط و به اصطلاح غیر منطقی از قبیل اینکه دیگران همیشه باید به دلخواه من رفتار کنند است که اگر ما بتوانیم مثبت اندیشی را در بین آنان رواج دهیم به نحو مطلوب از خشونت در بین آنان می توانیم پیشگیری کنیم (حاجتی و دیگران، 1385)

7- ساختار زندان: مطالعات متعدد نشان داده است که اتاقهای گروهی اسکان زندانیان در افزایش خشونت های بین اشخاص تاثیر گذار است به ویژه وقتی روشها و تدابیر امنیتی مناسبی وجود نداشته باشد (صالحی، 1389). بنابر این کاستن از تراکم اتاق ها (بندها) می تواند در این زمینه بسیار مفید باشد. همچنین در بحث از ساختار زندان باید به این نکته اشاره کرد که هنر تزئین زندان و استفاده از رنگ های آرام بخش خود در پرورش روحیه مثبت در زندانیان مفید می باشد

8- ورزش:نقش ورزش بر سلامت روح و روان انسان بر هیچ کس پوشیده نیست. ورزش بخصوص برای نوجوانان که سر شار از انرژی و جنب و جوش هستند می تواند بسیار موثر باشد زیرا این ورزشها گروهی و مشارکتی هستند، لذااین ورزشهاعلاوه برافزایش حس رفاقت سبب تخلیه هیجانات منفی نیزدرزندانیان  می شوندتانیازی به تخلیه نابجای هیجانات نباشد

9- استفاده از وابستگی های گروهی: یعنی استفاده از راهبردهایی که به موجب آن کل نوجوانان به خاطر رفتار مطلوب هر کس تشویق یا به خاطر رفتار نا مطلوب هر یک، از امتیازات آنها کاسته می شوداین خودسبب میشودکه حمایت همسالان برای بدرفتاری ازبین رودزیرابسیاری از مواقع رفتارهای خشن به خاطر تأیید همسالان ادامه می یابد .10- پرورش روحیه مذهبی: دین مبین اسلام هیچگاه خشونت را به عنوان راهکار مناسبی برای رسیدن به هدف نمی داندبلکه باتأکیدبرصبر،استقامت ویادخدادرمواقع فشارزای زندگی درسی بزرگ درجهت خودکنترلی به انسان می دهد. در همین راستا استفاده از شخصیت های مذهبی که خود الگوی مناسبی برای مددجویان باشند می توان تا حدودی از رفتارهای مخرب در زندان پیشگیری کرد. اقدامات درمانی و اصلاحی : باوجودهمه اقدامات پیشگیرانه فوق بازنمی توان زندانی بدون خشونت راتصور کرد بنابراین کارکنان زندان بخصوص روان شناسان و مددکاران باید همیشه برای برخورد مناسب با خشونت آماده باشند، از جمله روشهای مناسب برای اصلاح زندانیان پرخاشگر استفاده از درمان شناختی -رفتاری می باشد .

[ سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 ] [ 21:31 ] [ اشک مریم ] [ ]

ازدواج سالم

در یک ازدواج سالم ، زن و مرد  مؤمن ، با عقدی آگاهانه ، و اعتقادی مستدل ، و مذهبی واحد ، و معشوقی مشترک برای تقرب به آن مقصد و معشوق واحد، سعی می کنند با هم همدل، همسفر، همسو و هماهنگ در یک مأموریت مشترک و در یک کار، شریک و مکمل و حریف یکدیگر باشند. در این پیمان عقلانی و شراکت اسلامی، زوج با تمرین عشق ورزی به حق، هر کدام بخشی از یک کار را انجام می دهند.

زن علاوه بر این که برآورنده نیازهای عاطفی و معنوی و درونی خانواده است، با نگاه و کلام و رفتار جذاب و نافذش، انواع تنبلی ، افسردگی ، بی توجهی و غفلت را از همسرش به زیبایی می زداید و او را با تشویق خود در انجام وظایف اجتماعی و پرهیز از انواع انحراف و اطاعت از رهبری الهی و بندگی خدا به وجد می آورد.

تلاش خردمندانه و بیرونی مرد، تأمین کننده هزینه ها و نیازهای مادی و بیرونی خانواده است و نشاط هنرمندانه و نـَفـَس مسیحایی زن، انگیزه مرد را برای سازندگی اجتماعی و صبر  در ناملایمات و امید  و نشاط در عبادات تقویت می کند و جهت گیری مخلصانه او را در زندگی، مراقبت می نماید.

در یک ازدواج طبیعی، زن علاوه بر این که برآورنده نیازهای عاطفی و معنوی و درونی خانواده است، با نگاه و کلام و رفتار جذاب و نافذش، انواع تنبلی ، افسردگی  ، بی توجهی و غفلت را از همسرش به زیبایی می زداید و او را با تشویق خود در انجام وظایف اجتماعی و پرهیز از انواع انحراف و اطاعت از رهبری الهی و بندگی خدا به وجد می آورد.

برای این زوج عاشق «خانه» جلوه ای از بیت خدا و مدرسه عشق ورزی ، و « خانواده » محل بازسازی روح و روان و نشاط جسمی برای مبارزه در جهاد اصغر و اکبر در هر روز زندگی و محل ذکر، عبادت و بیتوته است.

چنین ازدواجی می تواند بیشترین نیازهای خانواده  و جامعه را برآورد و بیشترین استعداد آنها را شکوفا سازد و سلامت و نشاط دنیایی و سعادت  و لذت جاودانه آخرتی هر یک از آن دو و خانواده  و جامعه را تأمین نماید.

زنان بیدار و مردان خردمند، امروز به روشنی می فهمند که «خانواده» ، تنها نهاد شایسته برای انسان سازی و انسان پروری است. بنابراین هر قدر خانواده بنیان محکم تری داشته باشد، به خاطر انگیزه و تعهد و نشاط افرادش، نقش اقتصادی و تولیدی و اجتماعی بیشتری دارد.

فراموش نکنیم موفقیت خانواده  در گرو سازمان پذیری و تقسیم نقش و تکلیف و کار زن و شوهر است.

منبع: کیهان

[ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ] [ 23:40 ] [ اشک مریم ] [ ]

جرائم سایبری (بزهکاری مدرن)

چکیده

در این مقاله از روشهای متعددی برای تحقیق استفاده شد اعم از کتاب، سایت‌های اینترنتی وهدف از انتخاب این موضوع آگاهی نداشتن جامعه در مورد یکسری جرم‌ها که به ظاهر ممکن است نوعی جرم به شمار نیایندوقابل لمس نباشند وبه صورت مجازی وغیر قابل ملموس در محیط‌های مجازی صورت می‌گیرند، درست است که این جرم‌ها را با چشم نمی‌توان دید ولی در بعضی موارد ممکن است خطرات بیشماری را به وجود آورند که ممکن است سالیان سال نتوان آنها را جبران کرد، وهدف بررسی انواع جرمهایی که در محیط مجازی بوجود می‌آیندوآشنایی با آنهاوچگونگی برخورد وهوشیار شدن اشخاص در حفاظت داده‌های خود، وتفاوت انتخاب این موضوع با سایر موضوع‌ها، ناشناس بودن این جرمها وآگاه ساختن دیگران از آن بود.

مقدمه

جرایم سایبری، نوعی از جرایم  اینترنتی می‌باشند که شامل جرم‌هایی هستند که در محیط سایبر بوجود می‌آیند، که در این مقاله ما به تعریف محیط سایبر که یک محیط مجازی می‌باشدوبه ویژگی محیط سایبر، بطوریکه کاربران می‌توانند به هرگونه خدمات اطلاعاتی الکترونیکی در سراسر دنیا دستیابی پیدا کنندوچگونگی ایجادجرایم که در فضای سایبر کپی عین اصل می‌باشدوانواع مجرمین محیط سایبرشامل هکرها، کرکرها، فریک‌های تلفن وانواع جرم‌های ممکن بانام سایبرکرایم ودرموردجرم آینده با نام تروریسم سایبر که مانند تروریست‌های معمولی دارای انگیزه‌های سیاسی برای ارتکاب جرایم هستندو همچنین بحران سازهای سایبر شامل ویروسها، عنکبوتهای موتورهای جستجووپالسهای الکترومغناطیسی، کرمهاوبمب‌های منطقی ودرمورد پلیس سایبر که مطابق با خاص بودن جرم‌های سایبر، نیاز به آموزش‌های خاص دارندو در آخر در مورد روشهای امنیت شبکه وداده‌ها می‌پردازیم.

تاریخچهٔ جرایم سایبر

دراواسط دههٔ ۹۰با گسترش شبکه‌های بین‌المللی وارتباطات ماهواره‌ای، نسل سوم جرایم کامپیوتری، تحت عنوان جرایم سایبری(مجازی)یا جرایم در محیط سایبر شکل گرفته‌است .به این ترتیب جرایم اینترنتی را می‌توان مکمل جرایم کامپیوتری دانست، بخصوص اینکه جرایم نسل سوم کامپیوتری که به جرایم در محیط مجازی معروف است، غالبا از طریق این شبکه جهانی به وقوع می‌پیوندد

ویژگی‌های سایبرسپیس

کاربران می‌توانند به هرگونه خدمات اطلاعاتی الکترونیکی دستیابی پیدا کنند، بدون درنظرگرفتن اینکه این اطلاعات وخدمات در کدام نقطهٔ دنیا واقع شده‌است.محیط سایبر زمینهٔ فعالیتهای اقتصادی مهم وابزار ضروری برای انجام کلیهٔ معاملات تجاری ودر سطح بین‌المللی بدون دخالت مستقیم بشر فراهم آورده‌است.محدودهٔ فعالیت کاربر به مرزهای فیزیکی یک خانه یا یک محل کار وحتی مرزهای یک کشور محدود نبوده ودر یک سطح کم هزینه هرکاربر می‌تواند درهرزمانی ودرهرمکانی بامردم در هرنقطه‌ای از جهان ملاقات کندواطلاعات مبادله کند، بدون اینکه ازمحل واقعی وهویت فرد خبر داشته باشد.

از بعد اقتصادی سایبر سپیس را می‌توان یک بازار واحدجهانی دانست که از ثمره‌های موفق جامعه مبتنی بر تکنولوژی مدرن اطلاعاتی می‌باشدکه با روند توسعه آن روابط اجتماعی وسنتی وفرهنگی حاکم بر روابط افراد را در سطح ملی دچار تحول نماید

تعریف محیط سایبر

از لحاظ لغوی در فرهنگ‌های مختلف سایبر به معنی مجازی وغیرملموس می‌باشد، محیطی است مجازی وغیرملموس موجوددرفضای شبکه‌های بین‌المللی(این شبکه هااز طریق شاهراه‌های اطلاعاتی مثل اینترنت بهم وصل هستند)که دراین محیط تمام اطلاعات راجع به روابط افراد، فرهنگها، ملتها، کشورهاوبه طور کلی هرآنچه در کرهٔ خاکی بصورت فیزیکی ملموس وجود دارد(به صورت نوشته، تصویر، صوت، اسناد)دریک فضای مجازی به شکل دیجیتالی وجودداشته وقابل استفاده ودسترس کاربران می‌باشندوبه طریق کامپیوتر، اجزا آن وشبکه‌های بین‌المللی بهم مرتبط می‌باشند

جرایم در سایبر سپیس

فضای سایبر هنوز در مراحل اولیه است.طبیعت این جرایم وسوءاستفاده‌های مرتکب شده دراین دنیای مجازی جدید هیچ گاه در دنیای حقیقی دیده نشده است.امنیت نا کافی تکنولوژی همراه با طبیعت مجازی آن فرصت مناسبی را در اختیار افراد شرور قرار می‌دهد. نگران کننده‌ترین جنبهٔ فضای سایبر انتشارسریع اطلاعات درآن می‌باشد، مثلا در لحظهٔ کوتاهی قسمتی از اطلاعاتی که می‌تواند بطور بالقوه مورد سوءاستفاده قرار گیرد کشف می‌شود.در فضای سایبر برای جستجو و پیداکردن این جرایم مشکلات پیچیده تر می‌شود.دردنیای واقعی دزدی از بانک کاملا مشخص است چرا که بعد از سرقت در خزانه بانک پولی موجود نیست.ولی در تکنولوژی کامپیوتری شدن یک خزانه می‌تواند بدون هیچ علامتی خالی شود.

برای مثال سارق می‌تواند یک کپی دیجیتال کامل ازنرم‌افزار بگیردونرم‌افزار اصلی را همان طور که دقیقا بوده باقی بگذارد.در فضای سایبر کپی عینا عین اصل است با کمی کار روی سیستم، سارق می‌تواند امکان هرگونه تعقیب وبررسی مثل پاک کردن اثر انگشت تغییر دهد

مجرمین سایبر

  • هکر: دردههٔ 1970 واژهٔ هکر به شخصی اطلاق می‌شد که در برنامه نویسی بسیار ماهروباهوش باشد.بعدها دردههٔ 1980 این واژه به معنی شخصی بود که در نفوذ به سیستم‌های جدید به صورت ناشناس تبحر داشته باشد.امروزه بیشتر با هدف ترساندن هکرها، رسانه‌ها ومقامات مسئول مانند آژانس‌های دولتی وادارات پلیس، این واژه به هرشخصی که مرتکب یک جرم مرتبط با فناوری شود، اطلاق می‌کنند.این درست است که هکرهای کنجکاو میتوتنند سهوا باعث زیان‌های قابل توجهی شوند، اما جستجو برای یافتن اطلاعات وآموزش، نه انتقام گیری یا صدمه زدن به دیگران، عاملی است که باعث می‌شود اکثرهکرها سرگرمی خود را به نحوی بیرحمانه دنبال کنند.
  • کرکرها: ازسوی دیگر کرکرها هکرهای بدخواهی هستند.آنها به سیستم‌ها رخنه می‌کنند تا خرابکاری کنند، ویروس‌ها وکرمهای رایانه‌ای رامنتشر کنند، فایلها را پاک کنند یابعضی انواع دیگرویرانی راببارآورند.اختلاس، کلاهبرداری یاجاسوسی صنعتی(سرقت اطلاعات محرمانه یک شرکت)تنها بخش کوچکی از اهداف احتمالی کرکرها می‌باشد.
    • تفاوت هکرهاوکرکرها : هکرها دریک مورد مهم با کرکرها تفاوت دارند، کارهایی که آنها انجام می‌دهند معمولاً از روی بدخواهی نیست.انگیزه بیشتر هکرهابرای این کار، تمایل شدید به یادگیری نحوه کار سیستم رایانه، یافتن راهی برای ورود مخفیانه به آنها وپیداکردن سوراخ‌های امنیتی این سیستم هاست هیجان خواندن اطلاعاتی که می‌دانند اجازه دیدن آنهارا ندارندیا انجام کاری که می‌دانند قانونی نیست به لذت دست زدن به چنین تجاربی توسط هکرها به عنوان سرگرمی می افزاید.آنها در فعالیت‌های خود معتقد به نگرش ببین اما دست نزن هستند.
  • فریک‌های تلفن : شکل دیگر از جرایم رایانه‌ای را"فریک‌های تلفن " مرتکب می‌شوند.فریک‌ها به جای دسترسی به سیستم‌های رایانه ای، ازطریق خطوط تلفن دردنیای سایبر گشت می‌زنند.فریک‌ها از میان اولین هکرها دردهه1970 پدید آمدند.یکی از حوادثی که توسط فریک‌ها بوجود آمده بود در سال 1977 مربوط به اداره پلیس شهر نیویورک می‌شد، فریک‌ها به سیستم تلفن این اداره نفوذ کرده بودند ومتن ضبط شده‌ای را که به تماس گیرندگان خوشامد می‌گفت تغییر داده بودند، در متن ضبط شدهٔ جدید گفته می‌شد که افسران پلیس مشغول خوردن نان شیرینی ونوشیدن قهوه هستند وفر صت جواب دادن به تلفن‌ها را ندارند، این پیام به تماس گیرندگان توجه می‌کرد که در موارد اورژانس با شماره 119 تماس بگیرند

 

بحران سازهای سایبر

  • ویروس : ویروس‌ها یا برنامه‌های خود همانندساز، برنامه‌هایی هستندکه با هدف آلوده کردن سیستم‌های دیگر نوشته می‌شوند ومعمولا از طریق یک دیسکت وگاهی از طریق اینترنت یا شبکه‌های پست الکترونیک سرایت می‌کنند.بعضی ویروسها ممکن است قادر به حمله به فایل‌های سیستم وذوب کردن مادربورد یک رایانه، پاک کردن تمام داده‌های دیسک سخت وازکارانداختن رایانه باشند.
  • عنکبوت‌های موتورهای جستجووپالس‌های الکترومغناطیس:که می‌توانند دسک سخت یک رایانه را ذوب کنند.
  • کرم ها:میتوانندبه یک سیستم دسترسی پیدا کننداما نمی‌توانند در خارج از شبکه، برای مثال از طریق یک دیسکت، گسترش پیدا کنند.کرم‌ها در یک رایانه مقیم می‌شوندوفضای رایانه را اشغال می‌کنندتا آنکه رایانه کندشودیا از کار بیفتد.
  • بمب‌های منطقی:آنها تعمدا زیانبار ساخته می‌شوند اما مانند ویروس‌ها تکثیر نمی‌شوند.آنها طوری طراحی شده اند که طی یک دورهٔ زمانی دررایانه غیرفعال باقی می مانندوسپس با سررسیدن تاریخی که برنامهٔ آنها مشخص شده است منفجر می‌شوند.اهداف این بمب‌ها متفاوت است
  •  

    انواع سایبرکرایم

    تنوع انواع جرایم ارتکابی در سایبرسپیس شامل جرایم نسل اول کامپیوتری (البته به شکل نوین)ویکسری جرایم بسیار جدید وبی سابقه می‌باشد.

    • جرایم سنتی درمحیط دیجیتال
      • جاسوسی رایانه‌ای :جاسوسی رایانه‌ای همانند جاسوسی کلاسیک ناظر به کسب اسرار حرفه ای، تجاری، اقتصادی، سیاسی، نظامی ونیزافشاءوانتقالواستفاده از اسرار است، فرد مرتکب جرم بادستیابی وفاش کردن این اسرار، ضررسیاسی، نظامی، مالی، تجاری بمیکند.این جرم امنیت ملی را با مخاطره مواجه می‌کند.
      • سابوتاژرایانه‌ای :این جرم باجرم تخریب شباهت بسیاری دارد، هدف مجرم اخلال در نظام سیاسی واقتصادی یک کشوروبالطبع اخلال در امرحکومت است.درواقع اصلاح، موقوف سازی، پاک کردن غیرمجازداده‌ها یا عملیات کامپیوتر به منظور مختل ساختن عملکردعادی سیستم سابوتاژرایانه‌ای گویند.
      • جعل کامپیوتری: واردکردن، تغییر، محو یا موقوف سازی داده‌های کامپیوتری یا برنامه‌های کامپیوتری به منظور واهداف سیاسی واقتصادی صورت میگرد.جعل کامپیوتری جعل داده هاست.در جعل کامپیوتر ی عمل ارتکابی برداده‌ها اثر میگذارد، با این تفاوت که داده، ماهیت اسناد عادی را ندارد.
      • افتراونشر اطلاعات از طریق پست الکترونیک : پست الکترونیک مرسوم‌ترین وگسترده‌ترین سرویس شبکه‌های کامپیوتری وبین الملی است، هرکاربر می‌تواند در شبکه‌های بین‌المللی از طریق یک آدرس مشخص الکترونیک شناخته شود که با دسترسی به رمز آن می‌توان به آسانی درآن تقلب کرد.این قالبیت پست الکترونیک می‌تواند ابزاری جالب برای نشر اطلاعات مجرمانه یا نشر اکاذیب وافترا به اشخاص باشدواحتمال کنترل اطلاعات برای تهیه کننده کاملا مشکل است ودر عمل به خاطر تعداد بسیار زیاد پست الکترونیک ارسالی، اتخاذ تدابیر کلی وگسترده امنیتی مشکل بوده وتنها برای بخش کوچکی از داده‌ها میسر می‌باشد.
      • تطهیرنامشروع پول : بدست آوردن پول از طریق غیر قانونی یا پول کثیف، به نحوی که قانونی یا پاک به نظر برسد، از جرایم کلاسیک بوده که در محیط سایبر به کمک اینترنت، پست الکترونیک وشبکه‌های بین‌المللی ارتباطی صورت می پذیرد، نحوهٔ ارتکاب بدین نحو است که باندهای بزرگ نامشروع توسط پست الکترونیک یا اینترنت بدون هیچ کونه اثرونشانی درخواست ارسال مبالغی پول به حساب شخص معینی را مینمایندودر تقاضای خود نحوهٔ ارسال پول ودستمزد ومدت استردادرا بیان ودر صورت قبول طرف نوع ونحوهٔ تنظیمات لازم رااعلام می‌دارندواصولا درزمان استردادپول یک عنوان مشروع در تجارت الکترونیک را با منشا تجاری انتخاب وبا هدف خود هماهنگ می نمایند لازم به ذکر است غالب این درخواستها از افراد کشورهایی که از لحاظ تکنولوژی اطلاعاتی وارتباطی وهماهنگی پلیسی در سطح بین‌المللی در درجهٔ پایین تری قراردارند انتخاب می‌شود.
      • قاچاق موادمخدر : باتوجه به گسترش ارتباطات شبکه‌ای ودرمحیط سایبرودسترسی آسان افرادبه هم از طریق پست الکترونیک واینترنت هرگونه قاچاق مواد مخدر اعم از خرید، فروش، پخش، توزیع یافتن واسطه هاومصرف کنندگان از طریق شبکه‌های کامپیوتری انجام می‌شود.از ویژگیهای آن حذف وکمترنمودن واسطه‌ها وتوزیع کنندگان، گسترش دامنهٔ فعالیت قاچاق چیان تا سطح بین‌المللی، اقدامات پلیس در خصوص کشف فروشندگان وخریداران موادمخدربه سختی ودرمواردی غیر ممکن می‌باشد وضریب اطمینان قاچاق موادمخدر از طریق ارتباطات کامپیوتری وشبکه‌ای بالاتر ازنوع سنتی آن می‌باشد.
    • جرایم ناظر به کپی رایت وبرنامه ها: هرگونه تکثیر، ارسال، انتقال، در اختیارعامه گذاشتن، پخش گسترده، توزیع، فروش واستفادهٔ غیر مجازاز برنامه‌های کامپیوتری سرقت نرم‌افزار گویند.
    • جرایم در تجارت الکترونیک : شامل کلاهبرداری در تجارت، تعریف کلی وکلاسیک کلاهبرداری عبارتست از"تحصیل مال دیگری بااستفاده از وسایل متقلبانه"شخصی در نقطه‌ای نامعلوم با واردشدن به شبکهٔ بین‌المللی (مثل اینترنت)ومعرفی خود به عنوان تاجروصاحب یک شرکت معتبردر یک سایت تجاری وارائهٔ "نهادی مشابه ادارهٔ ثبت اسنادکه این نهاد عهده دارثبت داده‌های تجاری وتجاراست تا بدین ترتیب تاجر مجوز ورود به عرصهٔ تبادلات الکترونیک را کسب نماید "وهم چنین نهادی که در تجارت الکترونیک به معنای زیرساخت کلید عمومی است.اساس تجارت الکترونیک واز محورهای عمده ومهم آن داشتن این نهاد برای تجار می‌باشد "(تماما غیرواقع وکذب)، اظهار می‌دارد که کالایی را با قیمت معین، نوع وتعداد مشخص در اختیار داشته وقابل عرضه به مشتریان می‌باشد از طرفی خریدارانی که در فضای شبکه‌ها مشغول تجارت الکترونیک( خریدوفروش) می‌باشند پس از دریافت پیام، نسبت به برقراری ارتباط شبکه ای(که غالبا به صورت پست الکترونیک یا ارسال درخواست هز طریق شبکه می‌باشد قبول(خرید)خودرا اعلام ومقداری از کالای موردنظررادرخواست می‌کنند. شخص فروشنده پس از جلب اعتمادطرف مقابل، نسبت به اعلام شماره حساب یا شماره کارت اعتباری خود برای دریافت وجه اقدام مینماید.خریدار نیز پس از پرداخت وجه(غالبا به صورت پرداختهای الکترونیکی)منتظر دریافت کالا می‌باشددر صورتیکه شخص فروشنده قبلا با عملیات‌های متقلبانه ونفوذ توانسته بوده که نهادهای نامبرده را به صورت غیرواقع برای خوداختیار نماید وبدین وسیله مبلغی را من غیرحق کسب نماید.
    • جرم آینده، تروریسم سایبر : والتر لاکور یک متخصص تروریسم در مرکز مطالعات استراتژیک وبین المللی اشاره می‌کند که یک مقام رسمی سیا ادعا کرده است که می‌تواند "با یک میلیارد دلار و 20 هکر قابل، ایالت متحده را فلج کند."لاکور یادآوری می‌کند که اگرچه هدف تروریست‌ها معمولاً قتل سران سیاسی، گروگان گیری یا بعضا حمله ناگهانی به تسهیلات دولتی یا عمومی است، اما صدمه‌ای که ممکن است به وسیلهٔ حمله الکترونیکی به شبکه‌های رایانه‌ای وارد آید می‌تواند"بسیار غم انگیزتر باشدواثرات آن تا مدت‌ها باقی بماند."لاکور معتقد است که تروریسم رایانه‌ای ممکن است برای تعداد کثیری از مردم بسیار ویران کننده تر از جنگ‌های بیولوژیک یا شیمیایی باشد. از اقدامات سایبر ترور ارتباط بین تروریست‌ها از طریق شبکه‌های بین‌المللی وتبادل افکار واعمال مجرمانه در سطح بسیار پیچیده است که از ویژگیهای این نوع ارتباط عدم توانایی پلیس در کنترل وشنود این ارتباطات می‌باشد. اما آیا واقعا تروریسم سایبر امکان پذیر است؟ درسال 1991 حین جنگ خلیج فارس که میان عراق وائتلافی از چند کشور به رهبری ایالت متحده در گرفت، یک جوان 18 ساله فلسطینی، متهم به نفوذ به رایانه‌های پنتاگون شد.این مرد جوان ظاهرا به اطلاعات سری مربوط به موشک پیتریوت دسترسی پیدا کرده بود که یک سلاح کلیدی آمریکا برای دفاع در مقابل حمله موشکهای اسکاد عراق محسوب می‌شد.در نفوذ دیگری در همان جنگ چندین نوجوان هلندی به رایانه‌های نظامی، زمینی، هوایی ودریایی ایالت متحده در34 سایت مختلف نفوذ کردند، نفوذکنندگان در یکی از حملات خود به داده‌های بسیار حساسی درباره پرسنل نظامی، نوع ومیزان تجهیزات نظامی فرستاده شده به خلیج فارس، اهداف موشکها و توسعهٔ سیستم‌های تسلیحاتی دست یافتند، در واقع این نوجوانان کرکرهایی بودند که تنها به خواندن این فایلها اکتفا نکردند بلکه اطلاعات مربوط به تحرکات ارتش وتوانایی موشک‌ها را سرقت کردند ودر اختیار عراقی‌ها قراردادند.[

    پلیس سایبر

    بعضی ازافسران پلیس از دهه1970 در زمینه جرایم سایبر آموزش دیده اند وتخصص پیدا کرده اند.جرایم سایبر ممکن است در هر جایی اتفاق بیفتد وغالبا قابل ردیابی نیستند.بیشترادارات پلیس محلی فاقد پرسنل ماهر یا بودجه لازم برای مبارزه با جرایم سایبر هستند به ویژه به این دلیل که این پرونده‌ها ممکن است در آن واحد به حوزه‌های قضایی متعددی مربوط شوند.بنابراین چه کسی مسئول مبارزه با جرایم سایبر خواهد بود؟علاوه برآنچه پلیس رایانه‌ای نامیده می‌شود، شهروندانی نیز وجود دارند که به صورت شخصی به جلوگیری از جرایم سایبر وشناسایی مجرمان کمک می‌کند.هنوز هم مباحثات زیادی درمورد روشهای مورد استفاده توسط مقامات رسمی، دراجرای قوانین مبارزه با جرایم سایبر وجود دارد.پلیس تا چه حد مجاز است که در تحت پیگرد قراردادن ودستگیری مجرمان سایبر به ویژه هکرها پیش رود؟پلیس تا چه حد اجازه دارد که به حریم خصوصی الکترونیک شهروندان پا بگذارد؟چگونه باید میان حقوق افراد ونیاز مقامات دولتی برای تحقیقات وتشکیل پرونده تعادل برقرار کرد؟ولی با این وجود پلیس توانسته بسیاری از هکرهای بدخواه را شناسایی کند ودر یافتن مجرمان سایبر موفق باشد

    امنیت سایبر

    با وجود تبادل عظیم اطلاعات حیاتی ویا خصوصی از طریق اینترنت باید دید اینترنت تا چه حد برای ارسال داده‌های حساس، مطمئن است.وامنیت شبکه‌ها وقتی داده‌ها درآن جریان پیدا می‌کنند چگونه است؟چرا که با وجود جریان داده‌ها روی اینترنت بسیر طبیعی است که فکر کنیم گوش دادن وگرفتن اطلاعات حساس موجود می‌تواند کار ساده‌ای باشد.اما رمزگذاری روی داده ها(غیر قابل فهم یا غیر قابل خواندن داده ها)لایه سوکت‌های امن به عنوان استاندارد ایمنی ورمز عبور معتبر، جداسازی داده‌ها روی کامپیوترهای متعدد وتفکیک پایگاه داده‌ها (جدا نگه داشتن اطلاعات مشتریان)روش‌های پیشرفته در ایمنی داده‌ها می‌باشند.که می‌توانند از دستیابی هکرها به داده‌ها جلوگیری کنند

    نتیجه گیری

    در این مقاله ما در مورد محیط سایبر، چگونگی بوجود آمدن این جرمها در این محیط، عوامل بوجودآورندهٔ این جرمها، انواع مجرمین و چگونگی برخورد با مجرمان وامنیت محیط شبکه‌ها بحث کردیم.هدف ما از این است که بتوانیم برای شبکه‌ها ومحیط‌های اینترنتی خود امنیتی بوجود بیاوریم و از این جرایم جلوگیری کنیم که بهترین راه برای جلوگیری از وقوع اکثر جرایم رایانه‌ای یا غیر رایانه‌ای به آگاهی ما بستگی دارد.اگر تعداد بیشتری از مردم از اشکال وروش‌های فعلی جرایم سایبر آگاهی یابند، تعداد قربانیان کاهش خواهد یافت.

    صدها شرکت مشاور امنیت رایانه در سطح جامعه ودر تمام جهان پدید خواهد آمد وبا برطرف کردن ضعف‌های سیستم‌های رایانه‌ای ونرم‌افزارها، حفاظت بیشتری پدید خواهند آورد.هم چنین استفاده از روش‌های رمزگذاری روی داده ها، لایه سوکت‌های امن، جداسازی داده ها، میتواند روشهای مفیدی برای جلوگیری از دستیابی هکرها به داده‌ها شود.و در آخر اینکه محتمل بودن جرایم سایبر سیاسی با افزایش مهارت تعداد بیشتری از افراد در برنامه نویسی ونفوذ به سیستم‌های رایانه افزایش می‌یابد، اما تروریسم وجاسوسی رایانه‌ای تنها تهدیدهایی برای شبکه‌های رایانه‌ای نیستند!!جرایم سایبر می‌تواند امنیت وخلوت افراد را نیز همانند همنیت جامعه به خطر بیندازد.

    منابع

    1. برومندباستانی«جرائم کامپیوتری واینترنتی» انتشارات بهنامی، تهران،۱۳۸۳
    2. Gina.De.Angelis,Cyber Crimes,Chelsea House Publisher.۲۰۰۰
    3. دکترابراهیم حسن بیگی"حقوق وامنیت در فضای سایبر"موسسه فرهنگی مطالعات وتحقیقات بین‌المللی ابرار، تهران،1384
    [ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ] [ 23:8 ] [ اشک مریم ] [ ]

    رفتارهای آرام بخش

    « کلیدهای شادی »

    ·زمانی که دری از شادی به روی شما بسته می شود، در دیگری باز خواهد شد. اما معمولا ما آنقدر به در بسته نگاه می کنیم، که در باز شده را نمی بینیم.

    ·شادترین مردم از هر چیزی بهتری را ندارند، اما از چیزهایی که با آن روبرو می شوند، بیشترین را انتخاب می کنند.

    ·به دنبال کسی بگردید که لبخندی بر روی لب های ما بنشاند، زیرا با یک لبخند، زندگی برایمان زیباتر می شود.

    ·بهترین دوست کسی است که با وی بر روی نیمکتی بنشینیم، بدون این که حرفی بزنیم در حالی که حس کنیم، بهترین مکالمه تمام عمر خود را داشته ایم.

    ·تا زمانی که چیزی را از دست نداده ایم، به ارزش آن واقف نیستیم.

    ·عشق ورزیدن، اطمینانی برای دریافت نیست. بهتر است عشق در عوض عشق را انتظار نداشته باشیم.

    ·با مقایسه کردن خود با دیگران،ارزش هایتان رادست کم نگیرید،زیرا همه با هم تفاوت داریم.

    ·تنها شما هستید که می دانید چه چیزی برای شما بهترین است.

    ·از رویاهای خود فرار نکنید، بدون رویا بودن یعنی امید نداشتن و امید نداشتن، یعنی بی هدف بودن.

    ·تا زمانی که چیزی برای بخشیدن دارید، صحنه را خالی نکنید. هیچ چیز پایان نمی پذیرد، مگر این که خود تلاش کنید.

    ·در جادۀ زندگی، به سرعت حرکت نکنید، تا از زیبایی های اطراف لذت ببرید. زندگی مسابقه نیست، بلکه سفری است که باید پله پله پیموده شود.

    ·از مواجه شدن با خطرات نهراسید. این تنها شانسی است که می توانید شجاعت را بیاموزید.

    .بهترین راه برای دریافت عشق، بخشیدن آن است و مخفی کردن عشق سریعترین راه از دست دادن آن.

    [ یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 ] [ 11:24 ] [ اشک مریم ] [ ]

    ادامه ی اشتغال در زندان

    از نظر زنداني مقاطع كار سعي مي كند زنداني را به كار بگمارد كه احتياج به كار آموزي نداشته باشد و در نتيجه زنداني كه تخصص ندارد و در موقع مرخصي به علت عدم تخصص و مهارت قادر به كسب معاش نيست . مقاطعه كار نسبت به اصلاح و تربيت زنداني و بازگشت او به زندگي عادي توجهي ندارد و سعي مي كند حداكثر بهره برداري را از او انجام دهد . و زماني كه كارگر قابلي هم باشد مقاطعه كار ميل ندارد او از آزادي مشروطه و نيمه آزادي نيز استفاده كند .

    روش رژي: در اين روش دولت مخارج تاسيس كارگاه و تهيه مواد اوليه را به عهده مي گيرد و توليدات زنداني به فروش مي رسد . دولت با تنظيم كار در زندان وسايل اصلاح و تربيت و بهبود وضع زنداني را فراهم مي كند .از نظر اقتصادي اين روش معايبي دارد زيرا دولت در بسياري از كشورها تاجر و سرمايه گذار خوبي نيست و مواد اوليه را گران مي خرد و براي فروش توليدات زنداني دچار مشكلاتي مي شود و متضرر مي گردد .

    روش مختلط : مقاطعه كار با تهيه مواد اوليه و پرداخت دستمزد به زنداني در زندان سرمايه گذاري مي كند دولت و اداره زندان ها و تنظيم برنامه و كار زندانيان را بر عهده داشته مراقب كار و پيشرفت روشها اصلاحي و تربيتي است . در ايران وضع اسف آوري براي كار زنداني وجود داشته و دارد كه در سال 1337 از طريق وزارت كشور و بنا به تقاضاي شهر باني كل اساسنامه اي تشكيل شد بنام بنگاه صنايع زندانيان كه به تصويب دولت وقت رسيد اما پس از چندي به علت عدم مديريت صحيح ورشكست شد و متوقف شد در سال 1338 انجمن حمايت از زندانيان مقداري ابزار آلات صنعتي و ماشين آلات براي تاسيس كارگاههاي صنعتي تهيه كرد و در اختيار بنگاه گذاشت آنان شروع شد در سال 1347 در قزل حصار و قصر نيز كارگاه صنعتي و توليدي تاسيس شد .بعد از پيروزي انقلاب به منظور اداره امور مربوط به موسسات صنعتي و كشاورزي و خدماتي در زندانها با تشريك مساعي سازمان زندانها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور بنگاه تعاون و حرفه آموزي و صنايع زندانيان در سراسر كشور توسط انجمن حمايت از زندانيان مركز تشكيل شده است .

    وظايف بنگاه :

    - به كار انداختن استعداد زندانيان و جلوگيري از هدر رفتن نيروي ابتكار و خلاقيت آنها در اثر بيكاري .

    - آموزش حرفه و فن در سطوح مختلف به زندانيان و همچنين نوجوانان در كانونهاي اصلاح و تربيت براي آماده سازي در دوره آزادي .

    - تآمين وسايل معاش خانواده تحت تكلف زندانيان بي بضاعت از محل درآمد زنداني

    - كمك به زندانيان و تآمين رفاه بيشتر آنان در زندانها اجراي روشهاي اصلاح و تربيتي و يا درماني بدون تكليف و طبقه بندي زنداني امكان پذير نيست . زندانيان بايستي به ترتيب اهم در زندان و موسسات آموزشي نگهداري شوند .

    1- جنس

    2- سن ( اطفال – جوانان – بزرگسالان – سالمندان )

    3- وضع قضايي ( بازداشتي – محكوم )

    4- وضع سلامتي ( بيماران جسمي و رواني – معتادين به الكل و مواد مخدر )

    5- مدت محكوميت ( محكوم به دراز مدت – محكوم به كوتاه مدت )

    6- نوع جرم ( سياسي – عمومي )

    در مورد هر كدام به اختصار سخن مي گوييم :

    طبقه بندي اوليه از نظر جنسيت زنان – مردان – دختران – پسران از يكديگر است . تعداد زنان بزهكار نسبت به مردان در تمام دنيا خيلي كم است . علت بزهكاري را متخصصين معتقدند كه حالت به خصوص زنان در بارداري مانع از ارتكاب جرائم كه حالت به خصوص زنان در بارداري مانع از ارتكاب جرائم مختلف در اجتماع است و در بزهكاري زنان مؤثر است ولي اين نظريه قابل قبول نيست . در قوانين كيفري اكثرا كشورها اصل مسئوليت بين زن و مرد تفاوتي نيست در بعضي از موارد در اجراي مجازات نسبت به زنان ارفاق مي شود مثلا زنان كمتر محكوم به مرگ مي شوند . زنان در زندان در رشته هاي خاصي از قبيل گلدوزي – خياطي – بافتني و ..... به كار گرفته مي شوند زنان حامله و مادراني كه بچه شير خوار دارند از رژيم خاصي مخصوص استفاده مي كنند اگر مادري از نگهداري طفل خود امتناع كرد با رضايت ولي  مددكاران طفل را به شيرخوارگاه مي سپارند . در مورد سن اكثر بزهكاران اولين جرم خود را در طفوليت مرتكب شده اند و لزوم اتخاذ روشهاي خاصي در مورد اطفال بزهكار و تكليف آنان از بزرگسالان همواره مورد توجه است . اولين زندان انفرادي اطفال در سال 817 ميلادي در ايتاليا تاسيس شده است و در سال 1579 اولين كانون اصلاح تربيت در شهر آمستردام هلند براي نگهداري بزهكاران جوان بنا شده است در ايران در سال 1345 كانون اصلاح و تربيت براي اطفال بزهكار براي آموزش علمي و حرفه اي بنا شد و در شهرهايي كه كانون نبود براي نگهداري متهمان كمتر از 18 سال از دارالتاديب استفاده مي شد .

    دارالتاديب سه قسمت است :

    بازداشتگاه – در آنجا اطفالي كه هنوز دادگاه تصميمي براي آنها نگرفته بود نگهداري مي شوند .

    زندان – محل نگهداري اطفالي بود كه تصميم نهايي گرفته شده بود و اين قسمت داراي موسسات آموزشي علمي و حرفه اي بود .

    در ايران بازداشتگاه محل نگهداري متهماني است كه تحت تعقيب بوده و طبق حكم غير قطعي يا متخصصين واجد صلاحيت مي توانند با صلاحديد مسئول زندان از برنامه هاي آموزشي – حرفه اي – تفريحي و ورزشي استفاده كنند مگر اينكه به لحاظ عدم شايستگي اخلاقي با دستور مقام قضائي اجتماع آنان با سايرين به مصلحت نباشد . زندانيان مبتلا به بيماريهاي رواني و مسئولين در بخشهاي مربوطه به بيماري رواني و آسايشگاه و مجزا از ديگران نگهداري مي شوند . مجرمين مجنون و مختل المشاعر در تيمارستان نگهداري مي شوند . روانپزشك و در غياب او پزشك موظف است با همكاري روانشناس تربيتي زندان نسبت به بستري كردن بيماران رواني و معالجه آنها اقدام كند و در صورتي كه عارضه آنان منجر به جنون يا اختلال مشاعر تشخيص داده شود مراتب از طريق واحد مربوطه به رئيس پزشكي قانوني جهت اعلام نظر پزشكي قانوني به اطلاع مقامات قضائي برسد و براي انتقال و معالجه تدابيري اتخاذ شود . معتادين به مواد مخدر و الكل بايد در مراكز بازپروري نگهداري شود و تحت مداوا قرار گيرند . از نظر زمان بندي زندانيان بر حسب مدت مجازات بايستي تفكيك و به قسمتهاي زندان يا موسسات تآميني و تربيتي اعزام شوند . در مورد زندانيان سياسي در ايران طبق اصل 167 قانون اساسي تعريف جرم سياسي بر اساس موازين اسلامي معين مي شود . طرز اجراي روشهاي اصلاحي و تربيتي و درماني در زندان بعد از شناسايي و تفكيك محكوميني كه به مراكز درماني اعزام مي شوند ناراحت  افسرده و نگران از سرنوشت خود و خانواده بوده و مدت محكوميت خود را غير عادلانه تصور مي كنند لذا زود رنج و عصبي هستند و اداره كردن چنين افرادي امر آساني نيست اولين وظيفه مسئولين زندان حفظ نظم  آرامش و امنيت است . در ايران براي حفظ نظم و آرامش مراتبي را بايد الزامي دانست :

    بازرسي : كليه اماكن و اشياء زندانيان بايد ماهي يكبار به وسيله گروهي كه توسط رئيس زندان يا جانشين او انتخاب مي شوند بازرسي شود و با تنظيم صورت جلسه گزارش كار خود را تحويل دهند .

    سرشماري : زندانيان روزي دو نوبت صبحها و شبها موقع ورود به آسايشگاه سرشماري مي شوند .

    رعايت ادب و نزاكت و احترام در گفتار و كردار الزاميست فرياد زدن آواز خواندن جر و بحث و گفتگوهاي تند و مشاجره نظم و آرامش را مختل مي كند هرگاه زندانيان با هم اختلافي داشته باشند بايد موضوع را به اطلاع نگهبان بند برسانند تا مدير داخلي در جريان قرار گيرد و رفع اختلاف كند اگر حل نشد جريان به رئيس زندان گزارش شود تا اقدام لازم به عمل آيد .

    ممنوعيت از شورش و اعتراض :

    اعتراض  شكايت دسته جمعي و اعتصاب زنداني به كلي ممنوع است اما مي تواند شفاها يا كتبا تقاضاي خود را به اطلاع رئيس زندان برساند در هنگام شورش زندانيان مامورين بايد در نهايت آرامش باعث جلوگيري از بروز خونريزي يا خسارت به افراد و اموال شوند و هرگاه موفق به نظم نگرديدند و با استفاده از وسائل لازم از جمله سلاحهاي ضد شورش جلوي گسترش آنها را بگيريد متخلفين را به دستگاه قضائي و شوراي انظباطي زندان معرفي كنند .

    هر گاه زنداني در مدت اقامت حسن اخلاق داشته باشد رئيس زندان مي تواند او را به طريقي مورد تشويق قرار دهد منجمله اعطاي مرخصي – اجازه ملاقات با خانواده – انتقال به كارگاه خارج از زندان پيشنهاد عفو و آزادي مشروط يا تخفيف مجازات .اما در مورد تنبيه اگر زنداني نظم و آرامش زندان را بر هم بريزد و بر خلاف مقررات و نظامات داخل زندان اقدام نمايد به دستور رئيس زندان يا معاونين پس از اثبات تقصير به شوراي انظباطي معرفي مي شود شوراي انظباطي متشكل از رئيس زندان يا جانشين او – معاونين انتظامي و فرهنگي – مسئول حفاظت اطلاعات زندان است . تنبيهات انظباطيزنداني شامل توبيخ و درج در پرونده – محروميت از استفاده از وسايل تفريحي و هوا خوري تا يكماه – محروميت از ملاقات و مرخصي تا سه ماه – تغيير زندان – عدم پيشنهاد عفو و آزادي تا يكسال – زندان انفرادي تا يكماه .

    حمايت از زندانيان آزاد شده :

    مادي و معنوي هستند اگر اينان بدون حامي از زندان آزاد و از طرف خانواده با سردي و بي اعتنايي روبرو شوند كه اكثرا اين گونه است و از طرفي جستجوي كار براي آنها نگران كننده است انگار كه خط بطلان به موجوديت او زده شده و از اجتماع طرد شده استاميدها به نا اميدي و بدبيني و كينه تبديل شده است . همانطور كه بيمار در دوره نقاهت نياز به مراقبت و حمايت دارد آزاد شدگان نيز براي رفع مشكلات مادي و معنوي احتياج به مراقبت دارند تا در محيط آزاد احساس تنهايي و سرگرداني ننموده و با عزم راسخ به حل مشكلات و قبول مسئوليت در قبال خانواده و اجتماع بپردازند . بعد از آزادي حس بدبيني و عدم اعتمادي كه افراد عادي نسبت به زندانيان دارند به آساني آنان را در محيط  نپذيرفته و حاضر به ارجاع  كار به آنها نيستند . هرگاه زنداني پس از آزادي شغلي نداشته باشد و كسي در حل مشكلات او كاري انجام ندهد او به تنهايي قادر به حل مشكل نيست براي تامين معاش و انتقام جوئي از اجتماع كه او را طرد نموده با اجبار مرتكب جرم مي شود . دو ماه قبل از آزادي زنداني پرونده او به قسمت رسيدگي و مددكاري داده مي شود و اداره مراقبت بعد از خروج با همكاري انجمن حمايت از زندانيان و انجمنهاي خيريه و اداره كار و امور اجتماعي نسبت به شغل زندانياني كه كار ندارند اقدام مي كند.

    اهداف  انجمن حمايت زندانيان :

    كمك به خانواده زنداني – بازسازي شخصيت و اصلاح زنداني – كمك به اشتغال زنداني بعد از آزادي – مساعدت در بهبود وضع بهداشت و درمان – فعاليتهاي فرهنگي  ورزشي و آموزشي زنداني .

    منابع

    تاج الزمان دانش

    [ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ 22:1 ] [ اشک مریم ] [ ]

    اشتغال در زندان

    موضوع تحقیق : اشتغال در زندان

    درس مربوطه : حفاظت اطلاعات و بازرسی در زندان

    رشته مربوطه : اصلاح و تربیت

    استاد مربوطه : آقای صرافیان

    تهیه کننده : مریم سادات میرحاج

    اشتغال در زندان

    در زمانهاي گذشته زندانيان را در حاليكه به پاي آن ها زنجير بسته بود شكنجه مي كردند و كارهاي طاقت فرسا به آنها مي دادند با پيشرفت و تمدن اين رويه تغيير كرد روحانيون مسيحيت تاكيد كردند كه اشتغال زنداني بايستي وسيله اصلاح و تربيت وعادت دادن زندانيان به زندگي عادي باشد . اجباري بودن كار در زندان ها در كنگره مختلف علمي مورد تاكيد بوده و پيشنهاد شده كه كار در زندان ها براي كليه زندانيان يك نوع حق و براي محكومين الزامي و اجباريست .مطالعه تاريخ حقوق نشان مي دهد كه در قديم الايام اشتغال به كار زندانيان وسيله اي براي تشديد كيفر زندانيان محسوب مي شد . يا به سخن ديگر در آن ايام به كارگماردن زندانيان به كارهاي سخت و يا عام المنفعه يك امر رايج و مكمل كيفر زنداني بوده است و در تاريخ نمونه هاي قابل توجهي از كار اجباري زندانيان را مانند ايجاد اهرام ثلاثه در مصر را ثبت كرده است . در آن ايام در فرانسه نيز زندانيان را در حالي كه با زنجير به يكديگر متصل مي كردند بر روي كشتيها به پاروزني مي گماردند متعاقبا محكومين با اعمال شاقه براي محكومين به حبس هاي جنائي درجه يك به صورت كار در مستعمرات متداول شد و سپس محكوميت به اعمال شاقه به موجب قانون 1845ميلادي به كار اجباري در مزارع و كشاورزي وادار مي شدند در حالي كه اين نوع اشتغال به كار زندانيان هيچگونه تناسبي با ميزان قدرت و توانائي محكومين نداشت در انگلستان نيز در آن ايام محكومين به اعمال شاقه را به انجام كارهاي سخت و طاقت فرسا مجبور مي كردند در ايران باستان نيز نمونه هايي از كاراجباري زندانيان از قبيل تسطيح راهها و ايجاد جاده براي پادشاه توسط زندانيان به ثبت رسيده است .

    1- كار زندانيان در زمان استقرار مشروطيت در ايران بعد از استقرار مشروطيت درايران و تشكيل مجلس شوراي ملي قانون مجازات عمومي سال 1304 كه با اقتباس از قانون جزاي فرانسه توسط وزير وقت دادگستري و يا اجازه كميسيون قضائي مجلس شوراي ملي تدوين شده بود در ماده 8 اين قانون قانونگذار ضمن تقسيم بندي اقسام كرده بود و بدين ترتيب اشتغال به كار محكومين به مجازاتهاي جنائي به حبس مؤيد و حبس موقت را توام با اعمال شاقه پيش بيني كرده بود و بدين ترتيب اشتغال به كار محكومين به مجازاتهاي جنائي به حبس مؤيد و موقت وجهه قانوني پيدا كرد به علاوه متعاقبا در قانون محاكمات نظامي مصوب 1307 و همچنين در قانون دادرسي و كيفر ارتش مصوب سال 1318 حبس با اعمال شاقه براي محكومين به مجازاتهاي جنائي از درجه حبس دائم و موقت نيز پيش بيني شده بود . طرز اجراي اشتغال به كار محكومين به مجازاتهاي جنائي حبس دائم و موقت با اعمال شاقه به موجب آيين نامه مصوبه سال 1308 بدين شرح مشخص و معين شده بود . طرز اجراي اشتغال به كارمحكومين به مجازاتهاي جنائي حبس دائم و موقت با اعمال شاقه به موجب آيين نامه مصوب سال 1308 بدين شرح مشخص شد بلكه متضمن فايده اقتصادي براي زندانيان و خانواده آنها و همچنين زمينه سهولت تآمين هزينه هاي سنگين سازمان زندان را نيز فراهم مي نمايد . عطف توجه به اين اهداف شناسائي شخصيت زندانيان و محكومين بزهكار را به روش علمي و دادن آموزش حرفه اي به آنها به عنوان يكي از وظايف قوه قضائيه و سازمان اداره زندانها و اقدامات تآميني و تربيتي مطرح مي نمايد و خوشبختانه در سال هاي اخير مقدمات اجراي اين امر خطير با تصويب و اجراي مقررات آيين نامه سازمان زندانها و اقدامات تآميني و تربيتي تا حدي فراهم شده و اين فعاليت ها در برخي از زندانها كه به روش علمي ساخته شده اند در شرف انجام است . اينك در راستاي تحقق بخشيدن به اين هدف عالي انساني و به منظور تقليل هزينه هاي سنگين تشكيل مراكز علمي براي تهيه پرونده شخصيت محكومين بزهكار در زندانها پيشنهاد مي نمايد كه گروه جزا و جرم شناسي دانشكده علوم قضائي با جلب موافقت رئيس دانشكده و ساير مقامات عالي قوه قضائيه و سازمان زندانها و اقدامات تآميني و تربيتي براي تهيه پرونده شخصيت محكومين زنداني در جرائم مهم و حداقل در مراكز استانها با استفاده از اعضاء هيآت علمي و ساير اساتيد رشته جزا و جرم شناسي و دانشجويان دانشكده علوم قضائي و عند الزوم جلب همكاري ساير دانشكده هاي حقوق و علوم سياسي در سر تا سر كشور با تنظيم برنامه زمانبندي شده و با رعايت اولويت هاي لازم بتدريج مقدمات شناسائي و تشكيل پرونده شخصيت محكومين بزهكار در جرائم مهم فراهم گردد و پيشاپيش اين جانب آمادگي خود را در زمينه انجام اين امر خطير اعلام مي نمايم و در نهايت اميد است اين مختصر نگارش پيرامون پيامدهاي حرفه آموزي و اشتغال به كار زندانيان بتواند زمينه عطف توجه بيشتر به اجراي روش هاي علمي در زندانها به منظور اصلاح و تهذيب اخلاقي محكومين را فراهم نمايد .بي گمان اشتغال به كار زنداني پايه اصلي اصلاح و باز پروري زنداني است به دليل اين كه در ايام تحمل كيفر در زندان  زنداني فرصت مناسبي براي آموختن حرفه و فني متناسب با استعداد و توانائي خود پيدا مي كند و حرفه آموزي و كسب مهارت و متعاقبا كار كردن زنداني او را از خطرات بيكاري و تن پروري رها مي نمايد . به علاوه انجام كار در ايام تحمل كيفر و بهره گيري از امكانات آموزشي زندان به تدريج موجبات توان فني و مهارت او را افزايش داده و پس از آزادي از زندان به جهت تخصص و مهارتي كه در ايام تحمل كيفر بدست آورده است جذب بازار كار شده و همين امر زمينه جدايي او از ملحق شدن به گروههاي تبهكاري را فراهم مي نمايد و باعث جلوگيري از تكرارجرم خواهد شد .

    3- جنبه هاي اقتصادي كار زندانيان

    يكي ديگر از هدفهاي اشتغال به كار زندانيان است در عصر ما معمولا نوع كار زندانيان از طرف اداره زندان هماهنگ با فعاليت هاي اقتصادي بخش توليدي جامعه دركارگاههاي داخلي زندان يا موسسات صنعتي و كشاورزي و خدماتي خارج از زندان تنظيم ميگردد .بهر حال اشتغال به كار زندانيان در گردش مناسبات اقتصادي سهم بسزائي دارد واز جهات زير حائز اهميت است .

    1- نخست درآمد حاصل از كار زنداني به او اجازه مي دهد كه نيازهاي خود و خانواده اش را برطرف نمايد و همين طور ضرر و زيان ناشي از جرم را به متضرر پرداخت نمايد و وجوهي را نيز براي زمان خروج از زندان پس انداز كند .

    2- از طرف ديگر درآمد حاصل از كار زندانيان دولت را در تآمين هزينه سنگين زندانيان و اداره اين سازمان كمك مي نمايد به ويژه در شهرهاي بزرگ كه مؤسسات زندان بنحو چشم گيري گسترش يافته و به صورت شهرك هائي در دل اين شهرها خود نمائي مي كنند و مخارج سنگين ماهيانه اي بر هر زنداني كه از طرف دولت پرداخت ميگردد تقريبا معادل حقوق ماهيانه كارمند عادي دولت است پس درآمد حاصل از كار زندانيان دولت را در تآمين هزينه زندانيان با دشواري كمتري روبرو خواهد نمود . در خصوص و مبناي كار زندانيان بين حقوقدانان كيفري و قانونگذاران اتفاق نظري موجود نيست . برخي مبناي اشتغال به كار زندانيان را تكليف زنداني مي دانند و بعضي كار را حقي براي زنداني تلقي مي كنند و گروهي هم فلسفه اشتغال به كار زندانيان زنداني تلقي مي كنند و در اين ميان طرفداران نظريه تكليفي بودن كار زنداني در قوانين جزائي خود استثنائاتي بر اين اصل را پذيرفته اند .

    به طور كلي ماهيت حقوقي كار زندانيان در سيستم هاي كيفري را ميتوان به ترتيب زير دسته بندي نمود :

    1- كار براي زندانيان يك تكليف است .

    2- كار براي زندانيان حقي محسوب مي شود .

    3- كار براي زندانيان تلفيقي از تكليف و حق است .

    نظریه این که امروزه وادار کردن زندانیان به انجام کار در زمان تحمل کیفر در زندان برخلاف گذشته نوعی کیفرمکمل مجازات محسوب نمی شود بلکه گماردن به کار زندانیان به جهت استقرار چون گماردن اجباری زندانیان به کار هدف اصلاح و تربیت زندانی است پس به هیچ وجه مجازات مضاعف محسوب نخواهد شد. براساس این طرز تلقی بر کار زندانیا در برخی از سیستم های کیفری و قوانین کشورهایی چون سوئیس و هلند و فرانسه گماردن به کار زندانیان به عنوان تکلیفی برای زندان بان مورد تاکید قرار گرفته است زیرا به عقیده طرفداران این نظریه وادار کردن زندانیان محکوم به حبس طویل المئت نه تنها موجب استقرار نظم و انضباط بهتر در محیط زندان و سهولت اداره امور زندان خواهد شد بلکه با الزامی بودن کار زمینه و اصلاح و تربیت زندانی برای زمان خروج از زندان و بازگشت به اجتماع فراهم خواهد شد به علاوه الزامی بودن کار زندانیان متضمن نفع زندانی و جامعه نیز خواهد شد.ناگفته نماند قانون مجازات عمومی ایران که متاثر از قانون جزای فرانسه بود در گذشته در ماده  53 این قانون الزامی بودن کار را برای محکومین ه حبس دائم و موقت مورد تاکید قرار داده بود. در کشور ما نیز تدوین کنندگان قانون مجازات اسلامی مصوب سال1370 در مقرارت فصل نهم این قانون اگرچه حکم سابق ماده 37 قانون مجازات اسلامی 1361 در مورد حق کار زندانیان را بازنویسی نکرده و این مبنا را از مواد آن فصل حذف کرده اند مع هذادر حال حاضر مساله ایجاد امکانات و تسهیلات لازم در زمینه اصلاح و آموزش و اشتغال به کار و حرفه آموزی زندانیان را به موجب ماده2 قانون سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی از وظایف این سازمان قرار داده اند.

    از ماده 9 قانون تبدیل شورا ی سرپرستی زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور به سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی مصوب سال 1372 واگذار شده است . در حال حاضر سازمان زندانها می تواند در جهت ایجاد و اشتغال برای زندانیان داوطلب کار با استفاده از امکانات سازمان ها و با کمک های دولتی و یا از طریق دریافت وام با مشارکت بانک ها و ارگانهای دولتی ، تعاونی ها ویا بخش خصوصی اقدام نماید ودر این راستا به موجب مواد140و145 این آیین نامه زندانیان داوطلب پس از آزمایشات لازم و تشخیص استعداد و ذوق و تخصص آنها با کسب نظر شورا ی طبقه بندی و رعایت مقررات این آیین نامه در کارگاه های داخل زندان یا موسسات صنعتی و کشاورزی و خدماتی خارج زندان یکبار گمارده می شوند . بنابرین مطابق مقررات آیین نامه سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی اشتغال بع کار زندانیان منوط به تقاضای زندانی است و از این حیث کار در زندان حقی برای زندانی محسوب می شود و زندانیان داوطلب کار با کسب نظر شورا و یا طبقه بندی در کارگاههای داخل زندان یا موسسات صنعتی وکشاورزی وخدماتی خارج از زندان به کار گمارده می شوند.اما یکبار گماردن متهمان در کارگاههای خارج از زندان بر طبق تبصره ماده 140آیین نامه منوط به تصویب شورای طبقه بندی و کسب نظر دادستان مربوط با دادیار ناظر زندان است ودر مقایسه و بررسی مقررات فصل پنجم آیین نامه مربوط به اشتغال به کار زندانیان که جایگزین مقررات سابق ماده 27 قانون مجازات اسلامی سال 1361 شده است ملاحظه می شود،با این که قانون گذار کما فیه السابق کار زندانیان را از نظر ماهوی حقی برای زندانی شناخته و اختیار انتخاب کار را به زندانی واگذار کرده است . مع هذا علی رغم حق بودن کار زندانی در آیین نامه سازمان زندان ها و اقدامات تامینی وتربیتی ودقت در سیاق عبارات موارد 140 و145 آیین نامه مذبور آن است که قانون گذار با تفویض اختیار گماردن به کار زندانی به نهاد شورای طبقه بندی و عندالزوم مقامات قضایی در کارگاههای داخل یا خارج زندان به ماهیت حق بودن کار زندانیان استثنائاتی وارد کرده است. بدین ترتیب عملا از قلمرو گسترده مفهم حق بودن کار برای زندانی کاسته است و در نتیجه در حال حاضر سیستم حقوقی حاکم برکار زندانیان در جمهوری اسلامی ایران به صورت تلفیقی از حق وتکلیف برای زندانیان است وبه نظر می رسد که قانون گذار با اتخاذ این شیوه خواسته است برای جلب رغبت زندانی به انجام کاربدوا آن را حق زندانی قرار داده است و سپس برای از بین بردن نقاط ضعف این شیوه ، در این نامه امور زندان ها به شورا طبقه بندی زندان اختیر مطلق برای گماردن به کار محکومین را با توجه به استعداد و توانایی آنها واگذار کرده است . سیاست کیفری جمهوری اسلامی ایران در جهت حرفه آموزی واشتغال به کار زندانیان با توجه به مفهوم سیایت کیفری و این که محتوای سیاست کیفری قانون گذاران ، برای حفظ نظم و امنیت در جامعه و مبارزه با علل ارتکاب جرم و پیش گیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین همواره بر دو اصل اساسی متکی است. در ارتباط با رعایت و اجرای دومین اصل از مبانی سیاست کیفری مسئولین اداری زندان ها و اقدامات تامینی وتربیتی تحت تاثیر پیشرفت عامی قرن اخیر در زمینه فراهم نمودن روش اجرای جرم شناسی بالینی در سازمان زندان ها در آیین نامه امور زندان ها برای شناسایی محکومین ،تشکیل پرونده شخصیت بزهکار را برای درک شخصیت و استعداد وتوانایی های بالقوه زندانی و همچنین دادن آموزش های علمی و مهارت های فنی از طریق گماردن به کار زندانی به هدف اصلاح و باز پروری زندانیان برای زمان خروج از زندان ضروری شناخته اند و در مجموع مواد آیین نامه امور زندان ها و اقدامات امنیتی و تربیتی که به منظور اجرای وظیفه خطیر قوه قضائیه در بند پنجم از اصل 165 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، در زمینه  ( اقدام مناسب برای پیش گیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین ) تدوین شده است مبین سیاست کیفری در جهت نحوه حرفه آموزی و اشتغال به کار زندانیان است با این که هنوز بیش از چند سال است که از زمان تصویب و اجرای آن نمیگذرد و فعالیت های انجام یافته سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی در این باره به صورت چشمگیر ومحسوسی برهمگان ارائه نشده است.

    فواید اشتغال به کار زندانیان:

    از لحاظ کیفری: اکثر بزهکاران تنبل بار آمده اند و ازاشتغال وامتناع می کنند واداشتن زندانیان به کار از آنها را هوشیار می کند بیکاری سبب بیماری جسمی و روانی گشته و موجب بی نظمی و هرج و مرج در زندانیان می شود و اشتغال به  کار نظم و آرامش را در زندان ها برقرار می کند.

    از لحاظ اقتصادی :

    با درآمد کار زندانیان مقداری از هزینه زندانها تامین میشود و زندانی میتواند با آن هزینه اضافی دادرسی ضرر و زیان مدعی و جزای نقدی را پرداخت کند.پايه و اساس زندان اصلاح و تربيت است بزهكاران اكثرا شغل معيني ندارند و كار ثابت ندارند و اشتغال اعتماد به نفس را در آنها زنده مي كند بعد از آزادي مي توانند در حرفه اي مشغول باشند و با پس انداز در زندان حوائج و نيازهاي اوليه خود را تهيه كنند .

    مضرات وادار زنداني به كار :

    كار كردن زنداني رقابت بين توليدات را در زندان با محيط آزاد ايجاد مي كند زيرا زنداني چون مخارجي ندارد با مزد كمتر از بازار در زندان كار مي كند و به علت مراقبت دائمي خطر اعتصاب و اغتشاش در زندان كمتر است و توليدات آنها به قسمت ارزانتر از بازار عرضه مي شود و سبب ركود بازار مي گردد .براي پيشگيري بايد زنداني به كارهاي غير توليدي مشغول شوند و يا اينكه محصولات آنان متعلق به دولت باشد و به بازار عرضه نشوند . در ايران در ماده 145 آئين نامه زندانها و اقدامات تامين و تركيبي مقرر شده است كه زندانيان با كسب نظر شوراي طبقه بندي و با رعايت مقررات آيين نامه به منظور اشتغال به كار يا حرفه آموزي به موسسات داخل و خارج زندان اعزام شوند .

    در فرانسه :

    محكومين به حبس حنجه اي و جنائي كه به آموزش علمي و حرفه اي اشتغال دارد و كساني كه پزشك آنان را از كار معاف مي كند از اشتغال به كار معاف هستند هنوز در زندانها يك سيستم واحد براي كار در تمام كشورها تعيين نشده است .

    سه نوع روش كار در زندان معمول است :

    روش مقاطعه كاري كه به صورت مزايده انجام مي گيرد . مقاطعه كار با ايجاد كارگاه مواد اوليه را تهيه و تمام مخارج زنداني را مي پردازد و با پرداخت دستمزد به زنداني توليدات كار را تحويل مي گيرد و به نفع خود به فروش مي رساند و اداره زندان فقط مراقب زنداني است و در صورت لزوم دولت به عنوان مساعده مبلغي به مقاطعه كار مي پردازد .دولت به عنوان مساعده مبلغي به مقاطعه كار مي پردازد . اين روش ساده ترين روش كار در زندان است ولي معايبي نيز دارد از نظر اقتصادي مقاطعه كار جهت صرفه جويي در مخارج متفرقه سعي دارد نوع كار را يكنواخت كرده و زندانيان را در يك رشته معين به كار وادار كند و با عرضه كالا به قيمت پايين موجب ركود بازار مي گردد .

    ادامه دارد...

     

    [ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ 22:0 ] [ اشک مریم ] [ ]

    ادامه ی مشکلات زندانیان

    کنش انسان ها تعیین کننده واکنش های آنان است . اگر با زندانی با خشونت و پرخاشگری رفتار شود او نیز با پرخاشگری پاسخ خواهد داد و اگر با آرامش با او رفتار شود واکنش او آرام خواهد بود بهترین کارکنان زندان کسانی هستند که با زندانیان ارتباط خوبی برقرار می کنند آنها می توانند زندانی را که برافروخته است آرام کنند و زندانیان بد قلق را آرام کنند و یا مصیبتی برای آنها پیش می آید.حامی و پشتیبان آنان باشد برخی کارکنان معتقدند که باید بر سر زندانی فریاد بکشند و دستورها و تقاضاها را در چهار کلمه صادر کنند هر نوع روش دیگر برخورد از نظر آنها نرمش تلقی می شود . ایجاد ارتباط صحیح و مناسب با نرمش متفاوت است ، ارتباط مطلوب ، مؤثر و کارآمد است . ارتباط با نرمش از تراکم تنش در زندان می کاهد و احتمال ایجاد شورش و بلوا و دیگر رفتارهای تخریبی زندانیان را کاهش می دهد .با وجود چنین ارتباطی است که زندانیان آنچه را که از آنان خواسته می شود با کمترین اعتراض می پذیرند و تحمل می کنند و ناراحتی روانی انها را تخلیه می کند. ارتباط مناسب و مطلوب عملکرد انسان را در کارش بهبود می بخشد چنین ارتباطی زندگی را در زندان برای هر زندانی آسوده تر و راحت تر می کند.اعتقاد بر این است که ارتباط به معنی عمومی کردن یا در دید عموم قرار دادن آمده است و نقطه نظرات مفهوم ها ، معنی ها ، تجربه ها و یا به عبارتی پیام را به دیگران و یا میان عموم گسترش داده و انتقال آنها را بر عهده دارد ارتباط زمانی حاصل می گردد که دریافت کننده پیام طبق پیامی که مورد نظر فرستنده است رفتار نماید . بیان مسئله : دراین مقاله به بررسی مهارت های ارتباطی با زندانیان در جهت کاهش آسیب در زندان می پردازد و بیان می نماییم که چگونه یک ارتباط صحیح و منطقی  میتواند با استفاده از مهارت های  ارتباطی  مشاهده ، گوش دادن،حرکات بدنی،گزارش نویسی و رسیدگی به در خواست زندانیان، می توان ازآسیب های داخل زندان جلو گیری کرد و در جهت کاهش آسیب در زندان گام برداشت. افزایش مهارت های ارتباطی اجزای تشکیل دهنده یک ارتباط شامل پیام و انتقال پیام و دریافت کننده و بازخورد آن می باشد اگر پیامی به وسیله این مکانیزم تأیید نشود نمی توان مطمئن بود یک پیام منتقل شده و در نتیجه فرد یا افراد مورد نظر بر اساس پیامی که به آنها داده شد رفتار نمایند یا خیر افرادی را می شناسیم که به نظر می رسد با مهارتهای ایجاد ارتباط مطلوب به دنیا آمده اند چنین افرادی با هر کس سر صحبت باز می کنند. مهارتهای ایجاد ارتباط با دیگران مانند هر مهارت دیگری همچون رانندگی کردن و فوتبال بازی کردن آموختنی است . اگر می خواهیم مهارتی را بیاموزیم اول باید بفهمیم چه کار باید بکنیم دوم باید آن را تمرین کرد و سوم باید فهمید چه نتیجه ای از این مهارت بدست می آید و در این میان باید به افزایش مهارت های خود بپردازیم . چه نوع مهارتهای ارتباطی در زندان مهم اند؟ کسانی که به نحو مطلوبی ارتباط برقرار می کنند دارای مهارت های گوناگونی اند که آموختن برخی از آنها ساده و برخی دیگر دشوار است ، بهترین شیوه آموختن هر مهارتی ابتدا آموختن مهارت های اولیه و پایه سپس آموختن بخش های پیچیده است .در آموزش مهارت های ارتباط ما با زندانیان مهارت های مشاهده ، گوش دادن ، گزارش نویسی از مهارت های مهم در ایجاد ارتباط با زندانیان در زندان می باشد و در این میان مهارت های دیگر از جمله جسور بودن ، دستور دادن و رسیدگی به درخواست زندانیان نیز از مهارتهای ارتباطی دیگر می باشد .مشاهده مشاهده به معنی به چشم دیدن ، نگریستن و نگاه کردن است . زیر دید قرار دادن پدیده های پیرامون و دریافت عمل و عکس العمل های غیر کلامی که منجر به ادراک و استنباط نمودها می گردد از مشاهده است که می توان به نکته های بسیاری رسید شالوده تمام مهارت های ارتباطی برپایه مشاهده بنا شده است . مشاهده رفتار دیگران نشان می دهد که با آنان در چه هنگامی با آرامش و در چه هنگامی با قاطعیت رفتار شود مشاهده به ما می گوید در چه مواقعی کسی غمگین است و چه مواقعی احساس خشم می کند مشاهده به درک رفتار دیگران و رفع مشکلات و موانع یاری می رساند . تیزبینی و هوشیاری در زندان بسیار اهمیت دارد. احتمال دارد برخی زندانیان مایل نباشند مشکلات خود را با کارکنان زندان در میان بگذارند اگر ما به اندازه کافی تیز هوش و تیز بین باشیم می توانیم با مشکلات زندانیان آشنا شده و از این طریق خود را به آنان نزدیک کنیم . اجزاء مشاهده مشاهده دارای دو بخش است اول جمع آوری اطلاعات مورد نیاز دوم جمع بندی نتیجه گیری از این داده ها و اطلاعات اگر متوجه شدیم زندانیان طوری به زندانی دیگر نگاه می کنند که ممکن است به این نتیجه برسیم که آنها از هم عصبانی هستند یا اگر زندانی که براحتی با ما صحبت می کرد از ما دوری می کند ممکن است زیر فشار دیگر زندانیان باشد و به خاطر برخی رفتارهای ما نسبت به او از ما دلخور و ناراحت باشد. بخش دوم مشاهده این بخش مشاهده مهمترین آن نتیجه گیری و استنباط از مشاهدات است اگر با استفاده از مشاهده بفهمیم زندانی چه احساسی دارد آنگاه می توانیم رفتار احتمالی او را پیش بینی کننیم باید روابط زندانیان نیز مورد مشاهده قرار گیرد از جمله روابط بین زندانیان با هم و با کارکنان زندان ، روابط افراد با یکدیگر سر نخ هایی از رفتارهای بعدی بدست می دهد ، زندانیانی که خود را از دید زندانبانان مخفی می کنند یا کسانی که رفتارهای خصمانه از خود نشان می دهند در آینده دردسر و گرفتاری ایجاد می نمایند زندانیایی که روابط راحت تر با زندانبان دارند ممکن است اطلاعات پر ارزشی به مسئولان زندان بدهند. روابط بین زندانیان نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است هر زندانی در زندان دارای گروه های رقیب دیگری است با مشاهده باید فهمید کدام زندانی به کدام گروه ها تعلق دارد اگر زندانی از دوستان خود کناره گیری می کند یا با هم برخورد نمایند احتمالاٌ درد سر و گرفتاری است .مشاهده یکی از مهارت های اساسی در زندان می باشد که می تواند از بروز برخی مشکلات جلوگیری و در جهت کنترل زندانیان مؤثر باشد . مهارت های گوش دادن این مهارت برای فهم مراجع و تمرکز بر موضوع و مشکل اوست . گوش دادن شامل دریافت پیام و به جریان انداختن آن در ذهن و عکس العمل در برابر آن است. افرادی که شنونده خوبی هستند می توانند دیگران را آرام نمایند و به آنها در زمانی که دچار بحران هایی مانند داغدیدگی ، سوگ و سرخوردگی هستند کمک نمایند این افراد می توانند رابطه نزدیک و همدلانه با زندانیان ایجاد کنند این ارتباط باعث می شود که امور جاری زندان با آرامش بگذرد این افراد می توانند  با اندیشه و افکار زندانیان در تماس نزدیک باشند یک زندانبان خوب یک شنونده خوب است برای اینکه یک شنونده خوب بود باید پنج مهارت زیر را بیاموزیم . الف -حرکات بدنی وقتی در حال گوش کردن به دیگری هستید حرکات بدنی شما باید نشان دهد که به حرف های او توجه دارید و به آنچه که او می گوید علاقمند هستید هنگامی که زندانی با ما صحبت می کند بهتر است حرکات بدنی ما طوری باشد که زندانی به راحتی بتواند با ما صحبت کند آرام و معقول باشیم به او چشم بدوزیم و ما به آنچه که او می گوید علاقه نشان دهیم . طرز نگاه ما طوری باشد که نگاه پرخاشگرانه نباشد ، هنگام صحبت کردن او سر خود را به علامت اینکه به حرف های او گوش می دهیم تکان داده و او را به ادامه حرف زدن تشویق و ترغیب نماییم .ب-اشاره های کلامی   وقتی ما در حال گوش دادن به حرف های یک زندانی می باشیم آهنگ صدای ما باید گرم و آرام باشد و هیچ نشانه ای از خستگی و کسالت ، خصومت یا بی حوصلگی در آن نباشد از دیگر اشاره های کلامی بکار بردن نشانه های کلامی کوتاه مانند می فهمم ، بله بله ، بسیار جالب است ، که می فهماند به زندانی که به حرف هایش توجه داریم و زندانی را به صحبت وا می دارد .ج –باز تاباندن   حرکاتی که شنونده خوب اجرا می کند تا به گوینده نشان دهد که پیام او را دریافت کرده باز تاباندن نشان می دهد که شنونده گفته ها یا احساسات زندانی را فهمیده ، در بازتاباندن باید گفته های زندانی را در صورت امکان با تغییر چند واژه آن تکرار کرده و به او باز گوییم با این روش به زندانی نشان می دهیم که او را درک و احساس می کنیم . د-خود افشا گری خود افشاگری یعنی چیزهایی درباره خود ، درباره تجربیات یا علایق خود که این روش باعث ایجاد اعتماد می شود و زندانی را ترغیب و تشویق می کند که آزاد باشد و راست بگوید وقتی زندانبان چیزهایی درباره خودش به زبان آورد این موضوع که وقتی همسرش در بیمارستان بود خیلی نگران بوده ، این کار زندانی را ترغیب می کند که بیشتر درباره خودش بگوید در غیر این صورت اگر زندانبان تنها به او بگوید می دانم چه حالی داری اما هیچ جای نگرانی نیست احتمال داشت زندانی ساکت شود و حرف دیگری نزند . ر-مورد پذیرش قرار دادن منظور این است که بدانیم هر فرد حق دارد آن طور که احساس می کند احساس کند هر چند لزوماً زندانیان حق ندارند هر کاری دلشان خواست انجام دهند اگر یک زندانی در پاسخ به تقاضای آزادی مشروط خود با سرخوردگی مواجه شد می توان پذیرفت که حق دارد غمگین و عصبانی باشد اما نمی توان پذیرفت که اوضاع زندان را متشنج کند پذیرش زندانی یعنی درک احساس او بدون اینکه آنان را مورد استفاده قرار داد با این حال می توان با رفتار و عمل او مخالف بود و این موضوع را به او گفت . -گزارش نویسی یک زندانبان علاوه بر مهارت های فوق نیاز به مهارت ارتباطی از طریق گزارش نویسی دارد معمولاً گزارش هایی که توسط زندانبان نوشته می شود رفتار زندانیان را توصیف می کند. توصیف رفتار دیگران می تواند بسیار دشوار باشد احساسات ما درباره زندانی می تواند قضاوت و داوری ما را درباره او تحت تأثیر قرار دهد و رفتار او را با آنچه که ما توصیف کرده ایم تفاوت داشته باشد .     در گزارش نویسی باید نکات زیر را مورد توجه قرار داد ۱-از بکار بردن عبارات مبهم و نامشخص خودداری کرد ۲-در گزارش نویسی واقع بین و بی طرف باشیم و به شایعات و حدس ها توجه نکنیم ۳-علاقه و احساسات و بیزاری را نسبت به زندانی کنار بگذاریم . ۴-مسایل مثبت و منفی را به طور یکسان مورد توجه قراردادموارد دیگر از مهارت های ارتباط الف-جسور بودن: نقش کارکنان زندان در درجه اول کنترل زندانیان است . برخی کارکنان کنترل خود را بر زندانیان با پرخاشگری اعمال می کنند ، زندانبان خوب کسی است که کنترل خود را با جسارت و اعتماد به نفس اعمال کند. جسور بودن یعنی اعمال نظر کردن بدون پرخاشگری ، بدون داد و فریاد بر سر دیگران ، جسور بودن در زندان اهمیت بسزایی دارد زیرا می تواند بدون کشمکش و تعارض دیدگاه های خود را اعمال نماییم این کار زندانی را وا می دارد که از فریب ما دست بردارد . ب- دستور دادن   بیشتر ارتباط یک زندانبان با دستور دادن همراه است یعنی کارکنان به زندانیان دستور می دهند هدف از دستور دادن به زندانیان اجرای امور ضروری است دستور نباید طوری صادر شود که زندانیان احساس بزرگی و زندانبان احساس کوچکی نمایند. تجربیات نشان داده که درخواست های مؤدبانه و آرام روش های مؤثری هستند که زندانیان با مقاومت کمتری اجرا می کنند . ج – رسیدگی به درخواست زندانیان مراقبین زندان اولین کسانی هستند که زندانیان را تحت امر و با آنها در تماس هستند و باید به درخواست آنها رسیدگی کنند روش هایی که به درخواست ها رسیدگی می شود می تواند تأثیر بسیار زیادی بر تنش و خشونت زندانیان داشته باشد اگر به درخواست زندانی منصفانه رسیدگی شود به زندانیان کمک می کند تا ارتباط مؤثر و منطقی بین آنها و زندانیان برقرار شود سعی می کنیم درخواست آنها را به خاطر خودمان رد نکنیم اگر مقررات آنرا مجاز شمرده پس زندانی مجاز به درخواست می باشد اگر مجبوریم درخواست آنها را رد کنیم دلیلش را بگوییم .   نتیجه گیری: بر قراری ارتباط مناسب با زندانیان علاوه بر انکه باعث کاهش آسیب در زندان ها می شود می تواند سبب شود:که اولا محیط زندان برای زندانی  با توجه به مشکلاتی که دامن گیر زندانی و خانواده او می باشد محیطی قابل تحمل باشد و ثانیا برای زندانبانان محیطی بدون استرس شود.بر قراری ارتباط با زندانی از طریق مهارت های ارتباطی مشاهده ،مصاحبه،گوش دادن و گزارش نویسی باعث کاهش آسیب هایی از جمله: خود زنی ،خود کشی و .... میشود، و در نهایت منجر به کاهش آسیب در زندان می گردد.    

    اگر مشکلات زندانیان در قالب هنر بیان شود ، اثرگذاری بیشتری برای مخاطب دارد

    معاون اداره کل زندان های فارس گفت : اگر مشکلات زندانیان در قالب هنر بیان شود ، اثرگذاری بیشتری برای مخاطب در بر دارد.به گزارش پایگاه اطلاع رسانی زندان های فارس ، حسین چاوشی در مراسم اختتامیه تئاتر زندانیان فارس در سالن آمفی تئتر زندان عادل آباد شیراز افزود: حرکاتی مانند تئاتر در مسیر هنر اثرگذاری بیشتری دارد. مثلا ممکن است در یک موضوع خاص چندین جلسه ، همایش و کنفرانس نیز برگزار شود ولی آن چیزی که هدف اصلی است دقیقا به مخاطب القا نشود و نتیجتا مخاطب نیز پی به آن مطلب نبرد.وی اظهار داشت : اعتقاد این است در قالب هنر انتقال مطلب به مخاطب در کوتاهترین زمان ممکن صورت می گیرد و اثرگذاری آن به مراتب بهتر از گفتمان و گفت و گو است . معاون زندان های فارس ادامه داد: در چندین ماه گذشته گروه تئاتر اندرزگاه نسوان زندان مرکزی به اجرای تئاتر در سالن ابوریحان شیراز برای عموم مردم پرداخت که مورد تقدیر مسوولان قرار گرفت و سازمان ها و ارگانها خواستار اجرای این برنامه شدند و این نشان می دهد که تئاتر چقدر می تواند مخاطب را دور هم جمع کند. چاوشی تصریح کرد: یعنی جمع کردن عموم مردم برای یک برنامه تئاتر کار بسیار سختی است و امروز شاهد آن هستیم زندانیان زن زندان عادل آباد به این موفقیت بزرگ دست یافتند از طرف مردم نیز از اینگونه برنامه ها که توسط زندانیان برگزار می شود ، استقبال می کنند.

    وی ، با اشاره به اینکه برنامه هایی مانند سرود ، تئاتر و موسیقی زندانیان باید در سطح شهر اجرا شود ، یادآور شد:  می توان از این طریق ذهنیت مردم را نسبت به زندان عوض کرد و این مهم در برگزاری تئاتر زندانیان زن زندان مرکزی در سطح شهر کاملا مشهود بود. معاون زندان های فارس افزود: زندانیان باید از قالب نمایش ها ، یک هدف و پیام را در نظر بگیرند و از پرداختن به هجویات اکتفا نکنند و فقط به مطالب طنز نپردازند .

    وی افزود: یعنی معتقدیم هر زندانی با توجه به مشکلاتی که برایش پیش آمده و منجر به زندانی آنان شده است می تواند در قالب هنر آن را با زبان ساده و با انتخاب یک متن شیوا در قالب تئاتر آن را بیان کند چونکه زندانی خودش درد کشیده است می تواند بهتر مطلب را بیان کند تا اثرگذارترشود. چاوشی ، ضمن تشکر از مسوولان و دست اندرکاران فرهنگی و مربیان تئاتر گفت : امیدواریم فعالیتهای تئاتر زندانیان فارس همانند سرود رتبه کشوری را بدست آورد .پیشکسوت تئاتر شیراز نیز در این مراسم ضمن تقدیر و تشکر از برگزار کنندگان این جشنواره گفت : تئاتر باید یکی از کارهای عمده فعالیتهای فرهنگی زندان باشد و مسوولان به آن توجه دقیق نمایند.

    سپاسدار افزود: زندانیان نیز باید پس از پایان حبس نیز به امر تئاتر بپردازند.در پایان این مراسم هیات داوران ، برگزیدگان جشنواره تئاتر زندانیان فارس را معرفی کرد و دیپلم افتخار به نفرات و گروههای برتر اهدا شد.

    منابع و مأخذ    

    ۱-دکتر اقلیما ،  1381 ،  مددکاری فردی،  چاپ اول،ناشر نشر دانژه تهران    

    ۲-دیوید،جی.کوک ،کاربرد  روانشناسی در زندان  ، مترجم عطاءاله محمدی،1387، چاپ اول،ناشر مرکز آموزش سازمان زندان ها  

    ۳-سید مهدی حسینی  ،  1382 ،اصول و روشهای مشاوره  ، چاپ چهاردهم،ناشر مرکز علمی دانشگاه آزاد اسلامی  

    4-مهدی کی نیا،1376، روانشناسی جنایی،چاپ اول ، نشر تهران  

    [ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ 20:43 ] [ اشک مریم ] [ ]

    مشکلات زندانیان

    موضوع تحقیق : مشکلات زندانیان

    درس مربوطه : حفاظت اطلاعات و بازرسی در زندان

    رشته مربوطه : اصلاح و تربیت

    استاد مربوطه : آقای صرافیان

    تهیه کننده : حشمت الله مهرابی

    زندان که روزگاري ابزاري کارآمد براي حکمرانان و مستبدان و حکومتهاي پيشين در جهان بود امروزه نگاه ويژه اي را از نظر حکومتهاي دموکراتيک و آزاديخواه مي طلبد. حکومتهائي که ادعاي انسان دوستي و آزاد منشي را دارند اين معقوله اجتماعي را زير ذره بين برده و از طريق کارشناسي به بررسي آن مي پردازند. از جمله کشور اسلامي و آزاديخواه خودمان ايران ضمن ايجاد شيوه هاي جديد نگهداري و بازپروري زندانيان ساير قوانين جهان را مورد بررسي قرار داده و از موارد مثبت آن براي کاستن از جمعيت کيفري زندانهاي داخل کشور استفاده مي نمايد .
    با توجه به نگرشهاي جديد بد نيست به آمارهاي جهاني و داخلي در خصوص جمعيت کيفري زندانهاي کنوني اشاره اي داشته باشيم .
    بر اساس آمار منتشره از سوي کارشناس مطالعات و تحقيق جمعيت فعلي زندانهاي دنيا 9 ميليون نفر است که 36 درصد در آسيا، 33 درصد در آمريکا، 20 درصد در اروپا، 10 درصد در آفريقا و کمتر از 1 درصد در اقيانوسيه مي باشند. مطابق آمار در سطح جهان در هر 100 هزار نفر جمعيت 144 زنداني وجود دارد و قاره آمريکا و اروپا بيشترين زنداني را نسبت به جمعيت دارا مي باشند بر اساس گزارش مرکز بين المللي مطالعات زندان کشور ايران در ميان کشورهاي جهان با نرخ زنداني 191 نفر دهر 100 هزار نفر جمعيت در رتبه 58 دنيا قرار دارد که در رتبه بندي سال 2004 کشورمان در رتبه 44 قرار داشت .
    آمار داخلي :
    ميانگين موجودي زندانيان کشور در 11 ماه اول سال 1384 معادل 136 هزار و 471 نفر بوده که نسبت به سال 1383، 73 درصد افزايش داشته است. از مجموع زندانيان ورودي 96 درصد مردان و حدود 4 درصد را زنان تشکيل داده اند .
    همچنين بيش از55 درصد زندانيان ورودي متأهل 44 درصد مجردومابقي متارکه نموده و يا همسرانشان فوت نموده اند. تعداد 71 درصدزندانيان فاقد سابقه کيفري و29 درصد سابقه دار مي باشند.
    با توجه به اشاره آمار موجود اشاره اي نيز به تعداد جرمهاي اصلي که موجبات زنداني شدن افراد را مشخص مي نمايد خواهيم داشت .
    پنج جرم اصلي زندانيان ورودي که 84 درصد جرائم زندانيان را تشکيل مي دهند به ترتيب عبارتند از :
    1ـ مواد مخدر و اعتياد 37 درصد
    2ـ جرائم عليه اشخاص و اطفال 16 درصد
    3ـ سرقت 10 درصد
    4ـ اعمال منافي و عفت 9 درصد
    5ـ اموال و مالکيت 6 درصد
    اما مهمترين و اصلي ترين مشکل سازمان زندانهاي کشور ورود زندانيان با مدت اقامت کوتاه در زندان است. مطابق آمار بيش از 70 درصد زندانيان ورودي کمتر از يکماه در زندان به سر مي برند که براي آنان هرگز امکان برنامه ريزي اموري چون حرفه آموزي، اشتغال سواد آموزي و غيره وجود ندارد .
    راهکارها و پيشنهادها :
    تاکنون توسط کارشناسان و جامعه شناسان در خصوص کم شدن جمعيت کيفري راهکارهاي بسياري معرفي شده است اما آنچيزي که در خصوص زندان تاکنون تأثير مثبت خود را به وضوح نشان داده است استفاده مددجويان از مرخصي هاي اعطايي در خصوص جرايم مواد مخدر و مرخصي مددجويان مالي جهت جلب رضايت شاکي بوده است. بنابراين در اصل نوع و جرم و مقدار و مرخصي در صورت توجه بيشتر نه تنها کاهش جمعيت کيفري را در پي دارد بلکه راهکار مناسبي براي برون رفت خانواده زندانيان از مشکلات اقتصادي و عاطفي است .
    استفاده از مددجويان جرائم مواد مخدر از مرخصي اعطايي از جمله رأي باز ضمن کاهش جمعيت کيفري در کاهش مشکلات اقتصادي، اجتماعي و عاطفي خانواده هاي آنان مؤثر واقع شده است و نيز به دليل هفتگي بودن مرخصي ها امکان تکرار جرم و خلاف را نيز از بين مي برد .
    چرا که مددجو سعي در آن دارد که از موقعيت بوجود آمده استفاده مثبت نموده و مرتکب تخلفي نشود که موجب لغو اين موقعيت گردد و ايشان را از اعطاء هر گونه تسهيلات از جمله مرخصي بازدارد .
    2ـ جرائم مالي :
    در خصوص جرائم مالي مرخصي طولاني مدت تأثير بيشتري را در حل اختلاف مالي متهم و شاکي به وجود مي آورد چرا که جرائمي که شاکي خصوصي دارند مي توان با استفاده از راهکارهاي مناسب جهت حل آن و کم شدن جمعيت کيفري اقدام نمود از جمله :
    1ـ اعطاي مرخصي طولاني در اصل فرصت دهي به بدهکار
    2ـ ايجاد شرائط تحصيل وام هاي کم بهره توسط بانک ها و کميته هاي ايجاد شده به اين منظور
    3ـ دعوت مکرر شاکي و ايجاد صلح و سازش ( در صورت مرفع بودن شاکي اين امر تأثير گذار خواهد بود)
    4ـ دعوت خيرين جهت بازديد از زندان و آشنايي ايشان از نزديک در رابطه با مشکلات زندانيان مالي و خانواده آنان
    5ـ اعطاي فرصت شش ماهه و يا يکساله به تناسب ميزان به يک فرد از سوي قضات محترم
    6ـ تقسيط سريع بديهي در صورت اثبات عدم توانايي مالي بدهکار از سوي قضات محترم
    7ـ تقسيط کليه جزاي نقدي دولتي در خصوص جرائم مالي، مواد مخدر، حکم هاي تنبيهي
    8ـ ترويج فرهنگ بخشش و گذشت از طريق فعاليت هاي رسانه اي و فرهنگي به ويژه ترويج سفارشات قرآن کريم و ائمه اطهار و معصومين در اين اسلام
    با توجه به اينکه جرائم مالي منشأ اقتصادي دارد و اينکه کشور رو به توسعه اسلام که به سمت صنعتي شدن پيش مي رود بصورت طبيعي شاهد چنين مشکلاتي در مسائل اقتصادي خواهيم بود. بهتر است با درک بهتر موضوع راهکارهاي مناسبي را اتخاذ نموده و بار سنگين بدهي و تحمل کيفر و تحمل تبعات آن توسط خانواده هاي افراد بدهکار را کاهش دهيم چرا که زندان براي اين گونه افرد جزء سرخوردگي و احساس شکست در زندگي و گاه متلاشي شدن کانون خانواده چيز ديگري را به ارمغان نخواهد آورد اما همواره اين سؤال مطرح است که بدهکاري که خود در بند است چگونه مي تواند جهت پرداخت بدهي خود اقدام نمايد ؟
    در نهايت هم اکنون در زندان ها اعطاي مرخصي به صورت رأي باز ايجاد شوراي صلح و سازش توسط مسئولان زندانها تنها موارد مشخص و قابل ذکر است و در خصوص فعاليت مددکاران زندان در خصوص اعطاي وام تنها به فرم نويسي و معرفي بسنده مي شود که بد نيست راهکار مناسبي براي اين مورد پيدا شود .
    دعوت از خيرين به عنان يک راهکار پيشنهادي، قابل بررسي است در صورتي که اين امر محقق شود و زندانها بتوانند مستقيماً و بدون مانع از خيرين دعوت بعمل آورند و توسط مددکاران اطلاعات جامعه اي به آنان داده شود کمکهاي مالي ايشان مي تواند در کاهش جمعيت کيفري نقش قابل قبولي داشته باشد .
    در کشور ما ايران با توجه به مناسبات بومي همچون جشن ولادت اولياء و انبياء جشنهاي ملي، ايام تاريخي که همه ريشه در فرهنگ غني انسان دوستي و محبت دارد مناسبترين بهانه براي انجام امر خير و انسان دوستي است .
    اميد است با استفاده از راهکارهاي پيشنهادي بتوان همراه با دستور العملهاي رياست قوه قضائيه موجبات کاهش جمعيت کيفر را فراهم نمود .
    نقش مددکاران در کاهش جمعيت کيفري زندانها :
    مددکاري در زندان بعنوان پل ارتباطي بين مددجويان و محاکم قضائي، کميته هاي امداد، افراد شاکي، ستاد ديه و ساير ارگانهاي ذيربط به منظور رفع مشکلات قضائي و حقوقي مددجويان مي باشد .
    کارکنان مددکاري با حضور در درون اندرزگاههاي زندانيان ضمن روانکاوي و ايجاد ارتباط معنوي موجب تقويت اميد در دل زندانيان شده و از طريق :
    1ـ مطرح نمودن مسائل و مشکلات آنان در شوراي حل اختلاف و اغلب ايجاد سازش بين شاکي و متشاکي و جلب رضايت اولياي دم
    2ـ مطرح نمودن مشکلات زندانيان در شوراي طبقه بندي زندان به منظور تخفيف مجازات يا عفو مشروط از قضات
    3ـ پيگيري جهت آزادي زندانيان نيازمند از طريق پرداخت وام به آنان که موجبات آزادي و بازگشت زنداني به کانون گرم خانواده را فراهم مي سازد .
    در نهايت هم اکنون در زندانها شوراهاي حل اختلاف داير مي باشد که کشاندن آنها به زندانها يکي از مهمترين گامهاي اساسي صورت گرفته در سامان زندانهاست که بدينوسيله با دعوت از شاکي و ايجاد سازش توسط مددکاران نقش سازنده اي را ايفا مي کنند .
    با توجه به اينکه مددجو بعد از وارد شدن به زندان و دريافت حکم قعطي ديگر قادر به حل مشکل خويش نمي باشد ودقيقاً زماني که نااميد از همه جا مشغول تحمل کيفر است نقش مددکار بعنوان يک ناجي به ميان مي آيد بطوريکه در سال 85 و دو ماهه اول سال 86 در زندان فرديس حدود 80 نفر زنداني که بيشتر آنها داراي حکم قطعي بودند با کمک مددکاري از طريق :
    ـ شوراي حل اختلاف و ايجاد سازش .
    ـ پرداخت وام.
    تلاش براي دريافت تخفيف مجازات و يا عفو مشروط از قضات محترم يا پيگيريهاي مکرر مددکاران
    مطرح نمودن مشکل زندانيان در شوراي زندان آزاد شده و به آغوش خانواده هاي خود باگشته اند .
    با توجه به اينکه يافته ها بيانگر فعاليت مددکاري است مددکاران زندان تنها مشاورين حقوقي و قضائي براي زندانيان محسوب مي شوند ايشان با حضور در داخل بود ضمن روانکاوي و ايجاد اميد در دل زندانيان فعاليتهاي ديگري همچون ارتباط با :
    1ـ محاکم قضائي
    2ـ کميته امداد امام
    3ـ بنياد شهيد و بنياد جانبازان و ايثارگران
    4ـ ارتباط با ستاد مرکزي ديه دارند .
    چراکه برخي از زندانيان خصوصاً زندانيان مالي از فرزندان شهدا و يا خود جانبازان و از ايثارگران جنگ تحميلي هستند که به نوعي بر اثر بيماري اقتصاد کشور و يا حوادث غير مترقبه در زندان مشغول تحمل کيفر مي باشند. اين مسئله انکار ناپذير نيز زحمات مددکاران را دو چندان مي کند. بنابراين جا دارد ضمن ارائه راهکارهايي که بتواند از بارسنگين مددکاران بکاهد و فعاليت اين عزيزان را بهتر از پيش به تصوير بکشد نگاه ويژه اي نيز مي بايست به اين امر مهم داشت .
    راهکارها و پيشنهادها :
    ارتباط با کنون وکلا توسط مددکاران و دعوت از ايشان جهت پاسخگويي به سؤالات قضايي مددجويان و ـ ارائه راه حل قضايي و در صورت متمکن بودن مددجويان و توان مالي ايشان دادن وکالت به وکلا .
    ـ ارتباط مستقيم مددکاران از طريق سايت اينترنتي با ستاد مرکزي ديه و ساير مراکز مورد نياز جهت تصريح در امر ارتباط و يا به روزشدن آن .
    ـ دعوت از خيرين از طريق درج مقالات و روزنامه ها و طرح مشکلات مددجويان نيازمند و نيز اطلاع رساني مستمر از فعاليت مددکاران زندان توسط راديو محلي مخصوص شهرستانها .
    ـ نهادينه کردن مرخصي طولاني مدت براي مددجويان مالي از طريق طرح مشکل مددجو .
    در اين زمينه مددکاران با آگاهي و تحقيق کامل و ارائه اين تحقيق به قاضي ناظر زندان جهت اعطاي مرخصي مي توانند اقدام نمايند .
    لازم به ذکر است با توجه به اصل ارتباطات نياز به کسب اطلاعات و اطلاع رساني و وجود فن آوري نوين در بخش سازماني و اداري کاملاً محسوس مي باشد که اگر سازمان زندانها، ندامتگاهها و زندانهاي کشور را در اين مورد بي نياز نمايد مي توان به جرأت اين واقعيت را که مددکاران نقش انکار ناپذيري را در امرکاهش زنداني و يا کاهش زنداني و يا کاهش جمعيت کيفري دارند را بيان نمود چراکه استفاده ايشان از اين فن آوري در امر مددرساني به زندانيان نيازمند در کمترين زمان ممکن گامي مؤثر در اصل کاهش جمعيت کيفري خواهد بود.

    ادامه دارد...

    [ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ 20:35 ] [ اشک مریم ] [ ]

    ادامه ی دشواریهای کار در زندان و اثرات روحی جسمی آن بر کارکنان

    حضور کارکنان زن:

    آنگونه که در روش نظامی ذکر شد همه کارکنان مرد بودند و از زنان برای کار در زندان استفاده    نمی شد. علت این بود که تصور می شد کار در زندان مردانه است چرا که اکثریت ساکنین زندانها را مردان تشکیل می دادند. مطالعات تاریخی نشان می دهد که با رفتارهای مجرمانه زنان با روشهای  دیگر برخورد می شد. اما سرانجام زنان هم راهی زندان شدند. البته تعداد آنان کم بود و فرایندی که طی آن در حبس نگهداشته می شدند اغلب با آنچه به عنوان زندان واقعی بود تفاوت داشت. بنابراین برای نگهداری زندانیان زن کارکنان زن استخدام شدند و حقوق و مزایایی برای آنان در نظر گرفته شد که البته از حقوق مردان کمتر بود. بهرحال این سنت در اواسط قرن قبل تقریباً در تمامی دنیا شکل گرفت. هر چند با شناختی که از زنان مجرم بود بیشتر آنان را به عنوان بیمار می شناختند نه افرادی شرور.

    شواهد اندکی وجود دارد که شناختی صحیح  از کار زنان در زندان ارائه دهد. اغلب این عقیده وجود دارد که  نحوه کار زنان زندانبان به شدت و جدیت مردان نیست . اما واقعیت این است که کارکنان زن خود را وقف انجام وظیفه در زندان می کنند؛ کاری که در اصل به  نوعی کار پرستاری می ماند. آنان باید با زنان زندانی هم جدیت و هم لطافت به خرج دهند و مشکلات زندگی شخصی زندانیان را به خوبی درک کنند. این درحالی است که آموزشی که کارکنان زن دریافت می کنند اغلب به همان شکل و محتوایی است که مردان دریافت می دارند. حقوق آنان به مراتب کمتر، مشکلات زندگی شخصی آنان بیشتر و اغلب درکسب ارتقاء شغلی با محدودیتهای زیادی مواجهند.( در حالی که در مقایسه با زنان شاغل در سایر سازمانها مانند بیمارستانها ، نظام آموزش و پرورش و ... این محدودیتها به چشم نمی خورد و یا بسیار اندک است.)

    در سال 2006 الیزابت بوید یکی از محققین انگلیسی تحقیقی در خصوص  زنان زندانبان انجام داد. حضور کارکنان زن در خدمات زندانهای انگلستان این سوال را مطرح کرده بود که توانایی زنان در انجام وظایفی که همیشه به طور سنتی از آن مردان بوده چگونه  می تواند باشد. تحقیق صورت گرفته به این سوال پاسخ می دهد که آیا کارکنان زن در زندانها از همان توانایی کارکنان مرد برخوردارند و یا تفاوتهای جنسی مانع ازاجرای وظایف شغلی آنان خواهد شد.  در این تحقیق فرض بر این بود که تفاوتی در میزان توانایی و مهارت شغلی بین زنان و مردان وجود ندارد؛ اما اختلاف  درچگونگی ایفای  نقش آنهاست . انتظار می رود که زنان در برقراری ارتباط نقشی پر رنگ تر و با احساسات بیشتر ، ولی در  اعمال قوانین انضباطی و مقررات رویه ای خفیف و آرام داشته باشند. لذا پرسشنامه ای  در خصوص توانایی کارکنان زندان تهیه و توسط 57 زندانی بزرگسال مرد پر شد ؛ اما در نتیجه  تفاوت مشهودی بین توانایی مردان و زنان آنگونه که پیش بینی شده بود دیده نشد. در اعمال مقررات  انضباطی ، برقراری ارتباط و حتی ابراز احساسات  تفاوتی مشاهده نشد و تنها تفاوت این بود که  زنان  در کار خود حرفه ای تر هستند.عدم وجود تفاوت بین توانایی شغلی مردان و زنان و یا  نقش ارتباطی و احساسی و اعمال مقررات آنگونه که زندانیان درک کرده بودند نشان می دهد که زنان و مردان شغل خود را در بسیاری جهات مشابه انجام می دهند. علیرغم  تعصبات جنسی که اغلب به صورت فطری در افراد وجود دارد آیتم های بکار رفته در این پرسشنامه نشان داد  زنان در شرایط سخت، آرام تر و با خونسردی بیشتری از عهده شغل برمی آیند.

    دشواری کار در زندان

    زندان جامعه ای است کوچک. امروزه اگر وارد یکی از زندانها بویژه در شهرهای بزرگ شویم آنجا را همچون شهرکی کوچک و با امکانات نسبتاً مناسب می یابیم. امکاناتی همچون نانوایی، آرایشگاه، دکه های کوچک ، محیط های  تفریحی و حتی امکانات آموزشی از سطوح کاملاً ابتدایی همچون سواد آموزی تا دسترسی به تحصیلات عالی و دانشگاهی در اختیار زندانیان است. با این حال این امکانات که اساساً برای زندانیان تدارک دیده شده تأثیری در کاهش سختی کار با زندانیان ندارد و کار در زندان همواره پیچیده، دشوار و پر استرس است. بسیاری از کسانی که در حبس به سر می برند مضطرب، خشن و اغلب افرادی مأیوسند که هنگامی که در محیط بسته قرار دارند بسادگی آرام نمی گیرند. بیشتر آنان را افرادی عصبانی و تند خو تشکیل می دهند که طبیعتاً نمی خواهند آنجا باشند ولی  به هر دلیل که محکوم شده باشند باید نگهداری و مدیریت شوند. وقتی افراد برای اولین بار دستگیر می شوند کارکنان زندان ممکن است با شخصیت واقعی و سوابق کیفری آنان آشنا نباشند و افراد شرور در بین عموم جمعیت زندانیان جای گیرند. این خطرناک ترین مرحله از فرایند حبس برای کارکنان است. بهر حال کارکنان زندان با زندانیان مجرم در یک محیط بسته به سر می برند. و در هر لحظه ممکن است مورد حمله و یا حتی خطر مرگ قرار گیرند و هیچ سلاحی هم ندارند. هر سال تعدادی از کارکنان در زندانها در حین انجام وظایف خود توسط زندانیان مجروح می شوند. کاری که انجام می دهند بسیار حیرت آور است. زندانیان به آنان توهین  می کنند و آنان هرگز نمی توانند اعمال زور کنند . اعمال زور نسبت به  زندانیان از سوی زندانبان قابل اغماض نیست.

    کارکنان زندان بر اساس وظایف خاص خود ممکن است در فضای باز یا بسته زندان به کار مشغول شوند. بعضی زندانها نوساز و جدید با امکانات بیشتری است اما اغلب زندانها قدیمی ، پر ازدحام ، شلوغ ، گرم و پر سرو صداست. کارکنان زندان در شیفتهای گردشی به کار مشغولند که این شیفتها برای بعضی کارکنان حتی به شکل 24*24 می باشد که هیچ گاه و در هیچ ایامی تعطیلی ندارند.اکثر کارکنان زندان در شغل خود باید مهارت زیادی داشته باشند.در حقیقت آنان شغلی دارند که از نظر اکثر کارشناسان بسیار مشکل،  و لی از نظر عموم مردم  بی ارزش اهمیت است به طوری که اغلب کارکنان در بین عموم مردم از نام بردن شغل خود دچار تردید می شوند و تجربه نشان داده بسیاری از شاغلین در زندان خود را در محیط خارج با مشاغل دیگری معرفی می کنند.

    کارکنان زندان بدون استثنا مشکلترین شغل و در عین حال با حداقل امتیاز را در کارهای دولتی دارند. حتی در مقایسه با کارکنان نیروی  پلیس هم کارکنان زندان  کاری تنش زا و از نظر فیزیکی تهدید آمیز دارند. یک پلیس همیشه حداقل اسلحه دارد در حالی که کارکنان زندان حتی یک باتون هم ندارند و فقط با توانایی روحی و جسمی خود و با تعدادی اندک باید در کنار افراد بسیار خطرناک کار کنند.یکی دیگر از مشکلات آنان این است که در تمام ساعات کار باید کاملأ دقت داشته باشند؛ بنابراین به فشار کاری آنان افزوده می شود. آنان باید با شرایطی کار کنند که حداکثر محدودیت را که یک انسان می تواند تحمل کند ، اعمال می دارد.

    یکی از موسسات جرمشناسی در کانادا با بررسی عوامل استرس زا در زندان و تأثیر آن بر کارکنان زندان، آنها را به دو گروه عوامل درونی یا شخصیتی و عوامل برونی تقسیم کرده است. این پژوهشگران عواملی همچون تجربیات گذشته، ارزشها ، کنترل خود، شخصیت، و میزان سلامت جسمانی را از گروه عوامل درونی، و برخی نیروهای خارجی و سازمانی همچون میزان حجم کار ، عدم توانایی در کنترل محیط ، درگیریهای شغلی ، فرهنگ و محیط سازمان ، عدم مهارت و آموزش شغلی ، رفتار سرپرستان ، تغییرات متعدد در ساختار سازمان حقوق و دستمزد و نیز مشکلات و درگیریهای خانوادگی را از جمله عوامل تأثیرگذار برونی می شمارند که در افراد ایجاد استرس نموده و به شکلهای اضطراب ، تحریک پذیری و حساسیت ، غمگینی و افسردگی خود را نشان می دهد. همچنین استرس می تواند علایم رفتاری داشته باشد مانند عدم توانایی در تصمیم گیری، افزایش درگیریها با همکاران ، ضعیف شدن حافظه و خلاقیت کم.مطالعه دیگری نیز در یکی از موسسات جرمشناسی آمریکا انجام شده است. این مطالعه نشان می دهد که سطوح بالای استرس در زندانها منجر به مشکلات زیادی برای زندانبانان می شود مانند ناتوانی های جسمانی ، مشکلات خانوادگی ، مشکلات انضباطی ، مصرف نابجای داروها و حتی مواد مخدر، بازنشستگی زودرس و کاهش طول عمر تا حد 16 سال کمتر از جمعیت عادی کشور.

    در یکی از تحقیقات انجام شده در کشور ما نیز برخی علایم فرسودگی شغلی در قالب شاخصهای هیجانی، نگرشی ، رفتاری ، روان تنی و سازمانی مطرح و تعدادی از کارکنان یکی از زندانها به سوالات محقق که بر اساس این شاخصها بود پاسخ دادند[1].

    کارکنان زندان با وظایف متعددی مواجهند که با جدیت و ایثار به آن می پردازند. در اصل آنان با فعالیتی دو سویه  زندانها را  برای خود زندانیان مجرم امن نگه می دارند و مهمتر از آن با نگهداری این مجرمین، در حفظ امنیت خیابانهای شهر  به سایر مردم  خدمت می کنند.کارکنان زندان  قهرمانانی خاموش در نظام قضایی کشورهستند که مدتهاست هیچ  شناخت درستی از آنان انجام نگرفته است.

    منابع:

    1- Prison Officers Tackle Thankless Job, the New York times, Mon,Oct,6 ,2008

    2- Praise for Prison Officers, the Shields Gazette,27Aug 2008

    3-Would I Make a Good Prison Officer? HM Prison Services,England, 2007

    4- Elizabeth Boyd, Tim Grant, Is Gender a Factor in Perceived Prison Officer Competence? CBMH,England,2006

    5- Inside the World of the Prison Officers, HM Prison Services,England, 2004

    6- Elaine Crawley, The Public and Private Lives of Prison Officers, Canadian Criminal Justice Association, 2004

    7- Sue King, Women and the Changing Work of Prison Officers,University of South Australia,2000

    ۸- ضرابیان، محمد کاظم،» ضرورت ایجاد امکانات تفریحی و ورزشی برای پرسنل زندان و نقش آن در کاهش استرسها و فرسودگی شغلی»، نشریه اصلاح و تربیت شماره 45

    [ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ 20:29 ] [ اشک مریم ] [ ]

    دشواریهای کار در زندان و اثرات روحی جسمی آن بر کارکنان

    موضوع تحقیق : دشواریهای کار در زندان و اثرات روحی جسمی آن بر کارکنان

    درس مربوطه : حفاظت اطلاعات و بازرسی در زندان

    رشته مربوطه : اصلاح و تربیت

    استاد مربوطه : آقای صرافیان

    تهیه کننده : حمیدرضا اتحادی

    شرایط کار در زندان

    کارکنان زندان مسئول نظارت بر افرادی هستند که دستگیر شده ، در انتظار محاکمه اند یا به جرم خاصی محاکمه شده اند تا مدتی را در زندان برای اصلاح و تربیت و بازپروری اقامت کنند. آنان هم مسئول حفظ و امنیت و حقوق زندانیان هستند و هم پیشگیری کننده از اغتشاش ، خشونت و فرار آنان.  وظیفه اصلی آنان در زندان است و در محیط بیرون از زندان فاقد قدرت اجرایی هستند. البته کار در زندان بر اساس میزان ارتباط و تماس با زندانیان و مسئولیتهای مختلف متفاوت است و میزان اثرات آن در افراد یکسان نیست چرا که زندانها انواع مختلفی دارند و حتی بخشهایی که محل نگهداری زندانیان می باشد در یک زندان درجات مختلفی دارد. این موضوع در هر کشور بر اساس نیاز و شرایط اجتماعی تفاوت دارد. برای مثال در کشور ما زندانها به سه گونه بسته ، باز و نیمه باز اداره می شوند که بر اساس مدت زمان حبس و نوع جرم از زندانیان مراقبت به عمل می آید. یا در کشور آمریکا سه نوع زندان به نام زندانهای محلی ، ایالتی، و فدرال وجود دارد که  زندانیان با جرایم سبکتر و حبسهای کوتاه مدت ( معمولاً تا یک سال) در زندانهای محلی، و زندانیان با جرایم طولانی تر به ترتیب در زندانهای ایالتی و فدرال نگهداری می شوند.

    علیرغم نوع زندان ، کارکنان زندان مسئول حفظ نظم در داخل زندان  و اعمال  قوانین و مقررات هستند. برای اطمینان از اینکه زندانیان منظم و بر اساس مقررات رفتار می کنند کارکنان  زندان باید بر فعالیتهای آنان نظارت داشته باشند و  کارهای آنان را مورد توجه  دقیق قرار دهند. گاهی لازم است کارکنان زندانیان را بازرسی کنند تا اشیاء ممنوعه مانند سلاحهای سرد یا مواد مخدر را کشف و از نزاعهای زندانیان جلوگیری شود  و انضباط حاکم گردد. همچنین آنان به طور متناوب محل زندگی و اتاقها و دیگر اماکن زندانیان  در زندان را مورد بازرسی قرار می دهند و علاوه بر کشف اشیاء ممنوعه امکانات لازم مانند تختها، وسایل ضد آتش سوزی، دوربین ها و غیره را کنترل می نمایند. قفلها، حفاظ شیشه ها درب ها و ... از محلهایی است که مداوم بازرسی شده و در نهایت اشیاء پستی اهدایی و خود ملاقات کنندگان بازرسی می شوند.

    کارکنان زندان به طور کتبی و شفاهی اقدامات و کارهای زندانیان را گزارش می دهند. همچنین مشکلات امنیتی ، درگیریها، سرپیچی از مقررات و هر اقدام نامعمول باید توسط آنان گزارش و کلیه اقدامات در دفتر وقایع ثبت گردد. آنان بدون هیچگونه ملاحظه کاری باید کلیه امور را گزارش دهند. اگر شرایط ایجاب کند آنان باید به کمک نیروهای حفاظتی به دنبال ریشه جرایم رخ داده در زندان و یا در جستجوی زندانیان فراری باشند.در پوسته داخلی زندان کارکنان مسلح نیستند. آنان از ابزار ارتباطی مانند بیسیم استفاده  می کنند تا در زمان لازم به سرعت بتوانند کمک دریافت نمایند. آنان اغلب تنها و حداکثر با یک همکار دیگر در بین 50 الی 100 زندانی که در بندها اقامت دارند به کار مشغولند. در بعضی زندانها نیز گروهی از کارکنان از طریق دوربین های مدار بسته اعمال زندانیان را کنترل و نظارت می کنند.  اعزام و بدرقه زندانیان بین زندانها و دادگاهها و یا اعزام به مراکز درمانی و اقامت در آن مراکز  از جمله سایر وظایف کارکنان زندان است.

    ماهیت دوگانه کار در زندان

    تا اواخر قرن قبل و تأسیس زندانهای نوین با شناختی که از اعمال قدرت توسط کارکنان زندان وجود داشت آنان را مشابه با افراد نظامی متصور می ساخت. در زندانها هدف اصلی جدا ساختن افراد قانون شکن از فعالیتهای جامعه بود . شناخت  زندانها و اینکه چطور آنها عمل می کنند موضوعی مربوط به کنترل بیرونی و تحمیل خواسته های دولت بر زندانیان مجرم بود. هدف اصلی و توجه ویژه  این بود که زندانیان متحمل شرایطی سخت شوند. برای دستیابی به این هدف دولت ها به استخدام کارکنانی پرداختند که نقشی نظامی در زندانها داشته باشند به طوری که تعامل آنان با زندانیان به حداقل ممکن و در واقع  بدون ارتباط  باشند. پیروی از این روش موجب برقراری نظم می گردید و در غیر این صورت اغتشاش حاصل می شد. این الگویی تأثیر گرفته از روشهای بکار رفته در انگلستان و آمریکا در قرن پیش با تأکید  بر ایجاد زندانی منظم از طریق حاکم شدن سکوت در زندان و منفعل کردن زندانیان بود.

    اما به تدریج تغییرات زیادی در نظام زندانها حاکم شد. تأکید این تغییرات بر حس تکریم شهروندان و انسانی شدن شرایط و حتی (در کشور ما) تا حد تغییر نام زندانها پیش رفت. حضور متخصصین روانشاسی، جامعه شناسی، مددکاران و دیگر متخصصین  و شکل گیری نوع دیگری از فرایند کنترل در زندان از اقداماتی بود که در ساختار زندان نهادینه شد و نوعی جدید از کار در زندان را معرفی نمود. اما این تغییرات در سیستم زندان کارکنان را را با نوعی سردرگمی مواجه ساخت. اکنون زندانیان به عنوان شهروندانی با کرامت و شأن انسانی تلقی می شوند اما کارکنان زندان همیشه گریبانگیر این دوراهی هستند که چگونه بدون ایجاد ناراحتی برای این شهروندان، آنان را از آنچه می خواهند محروم کنند و با نرمی و لطافت به کار زندانبانی و محافظت از زندان و مجرمان ( اغلب سابقه دار بپردازند)؟

    در اصل کارکنان زندان علاوه بر حفظ امنیت و  مقررات لازم است اغلب همانند یک مددکار اجتماعی کار کنند و نقشی فرهنگی داشته باشند. آنان باید به کاری شبیه به روانپزشکان  بپردازند . این در حالی است که همقطاران پلیس آنها کاری تعریف شده تر دارند و اغلب کمتر از آنان خواسته می شود برای دستگیری متهمین از ابزار انسان دوستانه استفاده کنند و یا ابراز احساسات شهروند مداری و تکریم انسانی به خرج دهند!  زندانبانان باید با آرامش و متانت، نگهدار یک خانه برای زندگی زندانیان  باشند و در عین حال نیرویی فیزیکی برای کنترل خشونت و شورش در اختیار داشته باشند. به دلایل بی شماری این خصوصیات شغلی کارکنان زندان را از سایر گروهها ، حتی در خود دستگاه قضایی، متمایز می سازد. این شرایط متفاوت در کار زندان  موجب شده در بعضی کشورها برای استخدام متقاضیان کار در زندان علاوه بر اطمینان از وضعیت سلامتی و تندرستی متقاضیان ، به بررسی روحی و روانی آنان برای کار در زندان بپردازند چرا که شرایط دشوار زندان نیازمند افرادی است که صرفاً به دلیل امرار معاش و بیکاری آن را انتخاب نکرده  از نظر روحی و روانی نیز مناسب کار در محیط غیر معمول زندان باشند. برای مثال در کشور انگلستان برای خود ارزیابی متقاضیان از روحیه کار در زندان  در بدو استخدام  از پرسشنامه هایی بدین شرح استفاده می شود:

    پرسشنامه

    آیا من برای کار در زندان مناسب هستم؟

    داوطلب گرامی پرسشنامه زیر به شما کمک می کند به شرایط روحی خود  برای کار در زندان پی ببرید. این پرسشنامه کاملاً اختیاری است و پاسخهای شما را به جز خودتان کسی نخواهد دید. بنابراین لطفاً  بی پرده و صادقانه پاسخ دهید تا پیش بینی دقیق تری از وضعیت خود و کار در زندان بدست آورید.

    1- اکثر کارکنان زندان باید به صورت شیفتی کار کنند، که شامل شروع زود هنگام در صبح و پایان دیر هنگام در شب، شیفت های شبانه و گاهی کار در روزهای تعطیل است.

    *- من کار شیفتی را دوست دارم و احساس می کنم سبک زندگی من با این نوع کار متغیر سازگار باشد.

    *- کار شیفتی مناسب حال من نیست و بیشتر ترجیح می دهم در شیفت ثابت صبح به کار مشغول باشم.

    2- اگر چه زندانها اغلب آرام و محیطی کنترل شده اند، اما گاهی بعضی زندانیان اغتشاش و بی نظمی ایجاد کرده و کارکنان زندان باید بتوانند به نحو مطلوبی درگیریها را آرام کنند.

    *- اگر کسی بر سر من فریاد بکشد ، معمولاً می توانم آرامش خودم را حفظ کنم و درگیری را با گوش دادن به خواسته های زندانی  و به طور  منطقی  بر طرف کنم.

    *- اگر کسی بر سر من فریاد بکشد برایم سخت است که کنترل خود را از دست ندهم و من نیز بر سر او فریاد می زنم.

    3- کارکنان زندان باید با گروههای مختلف مردم و با سوابق و تجربیات مختلف به کار بپردازند.

    *- من بیشتر دوست دارم با کسانی کار کنم که به خود من شباهت زیادی دارند.

    *- من علاقه دارم با افراد بسیار مختلف کار کنم و از چالشهای ایجاد شده از آن لذت می برم.

    4- به عنوان یک زندانبان ، مهم است که  با مردم  بر اساس جرایم ارتکابیشان رفتار نکنیم،  بلکه با همه رفتاری  یکسان ، انسانی و عینی داشته باشیم.

    *- من به ظاهر افراد توجه می کنم و آن طور با آنان رفتار می کنم که دوست دارم با من رفتار شود.

    *- برای من سخت است که جلوی احساسات و عقاید شخصی ام را بگیرم و آنها در کار و برخورد من با مردم تأثیر گذار خواهد بود.

    5- ضروری است که کارکنان زندان از مهارتهای ارتباطی عالی برخوردار باشند ، چرا که این مهارتها می تواند مانع و پیشگیری کننده بروز شرایط سخت باشد و محیط زندان را مطلوب می سازد.

    *- گاهی برایم دشوار است با مردم ارتباط برقرار کنم و هیچوقت بهترین راه برای انتقال پیام را نمی دانم ، بویژه در شرایط سخت و غیر معمول.

    *- من با مردم بخوبی و بطور موثر ارتباط برقرار می کنم ، به گفته های دیگران گوش فرا می دهم و سپس روش خودم را با موقعیت و فرد مورد نظر سازگار می سازم.

    6-کارکنان زندان باید دارای اعتماد به نفس باشند تا با هر نوع شرایط و موقعیتی که برای آنان حتی در شرایط بسیار سخت رخ می دهد بخوبی مواجه شوند.

    *- من نسبتاً عصبی و اغلب مردد هستم و ترجیح می دهم دیگران  در موقعیتهای دشوار  اقدام کنند تا اینکه خودم مسئولیتها را به عهده بگیرم.

    *- من عموماً از خودم مطئنم و مشتاقم خودم با موقعیتهای چالش آور روبرو شوم، به توانایی خودم اعتماد دارم و با این شرایط بخوبی برخورد میکنم.

    7- کارکنان زندان برای مواجه شدن با زندانیان و رفتارهای نابهنجار آنان باید صبور باشند.

    *- من فردی صبورم و به سادگی صبرم لبریز نمی شود تا عکس العمل نشان دهم.

    *- اگر دیگران مزاحمت ایجاد کنند بسرعت رنجیده خاطر می شوم و پنهان کردن ناراحتی برایم دشوار است.

    8- کارکنان زندان به صورت یک تیم عمل می کتتد و هماهنگی و حمایت دایم از یکدیگر در طول شیفت کاری بسیار ضروری است.

    *- من بازیکن تیم هستم و از کار هماهنگ با دیگران ، حمایت آنان و در اختیار قرار دادن دانش و مهارتم به سود دیگران لذت می برم.

    *- من وقتی نیاز داشته باشم با دیگران کار می کنم، اما در واقع دوست دارم وقتم را به تنهایی بگذرانم و وقتی می توانم به تنهایی کار کنم لذت می برم.

    9- ایجاد امنیت مهمترین اقدام در زندان است، و کارکنان زندان مسئولیت سنگینی در برقراری نظم و محیطی آرام برای هر کس در زندان دارند.

    *- من با جدیت و تمرکز حواس هستم و به ندرت تمرکز خود را از دست می دهم و اجازه نمی دهم از استانداردها خارج شوم.

    *- من نسبت به جزییات بی تفاوتم و گاهی فراموش می کنم پیگیر فرایندهای مهم باشم.

    10- کارکنان زندان وظیفه مراقبت از زندانیان را دارند و باید اطمینان حاصل کنند زندانیان در محیطی امن به سر می برند و در طول اقامتشان در زندان با احترام با آنان برخورد می شود.

    *- من دوست دارم در زندان کار کنم چرا که علاقمندم در زندگی زندانیان تغییر ایجاد کنم و نقش مهمی در بازپروری آنان داشته باشم.

    *- من دوست دارم در زندان کار کنم زیرا در موقعیتی قرار می گیرم که می توانم افرادی که مرتکب جرم شدند را  تنبیه کنم.

    ادامه دارد...

     

    [ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ 20:25 ] [ اشک مریم ] [ ]

    بررسی علل مختلف تاثیرات زندان بر شخصیت زندانی

    موضوع تحقیق : بررسی علل مختلف تاثیرات زندان بر شخصیت زندانی

    درس مربوطه : حفاظت اطلاعات و بازرسی در زندان

    رشته مربوطه : اصلاح و تربیت

    استاد مربوطه : آقای صرافیان

    تهیه کننده : آسیه شمسی

    زندانيان با از دست دادن شغل خود، باعث پايين آمدن سطح زندگي خويش مي‌شوند و احتمال به دست آوردن شغل مناسب، بعد از آزادي كاهش مي‌يابد. در نتيجه زنداني شدن فرد مي‌تواند سبب از دست دادن ابزار مشروع كسب اهداف شود.‌ آموزش و يادگيري فنون ارتكاب جرم و نيز تمايل به انجام جرم و افزايش كيفيت و كميت جرم از سوي مجرم از جمله ديگر اثرات منفي زندان است. در اين خصوص آرنولد وهاگان، جامعه‌شناس به ضرب‌المثلي اشاره مي‌كند كه مي‌گويد: <زندان آموزشگاه تبهكاري است.

    تقريبا مشابه همين نتيجه را كاپلان و جانسون به دست آورده‌اند. آنها نشان داده‌اند كه مجازات‌هاي قبلي روي انحرافات بعدي تاثير دارد. مجازات زندان همواره تاثير مثبتي ندارد و مي‌تواند در گسترش انحرافات موثر واقع شود. وقتي ما شخصي را كه براي اولين بار به رفتار انحرافي دست زده است، به زندان مي‌اندازيم، او را در واقع وارد يك شبكه از روابط اجتماعي منحرفان مي‌كنيم كه در ميان آنها رفتار انحرافي تشديد و تشويق مي‌شود؛ زيرا زندانيان به‌تدريج با يكديگر روابط اجتماعي برقرار مي‌كنند و درباره خصوصيات زندگي خود، كارهايي كه كرده‌اند، علت دستگيري و برنامه آينده با همديگر صحبت مي‌كنند. از اين طريق به‌تدريج در ميان آنها روابط اجتماعي به وجود مي‌آيد كه مانند هر رابطه اجتماعي ديگري در درون خود داراي يك مجموعه از قواعد و هنجارهاي خاص خواهد بود. بدين معنا كه شخصي كه دست به كارهاي خطرناك و جسورانه زده است، از شجاعت بيشتري نيز برخوردار است و خود را نسبت به ديگران برتر مي‌پندارد. از اين طريق ميان افراد نسبت به توانايي‌ها و سابقه انحرافات، يك نوع سلسله مراتب و نوعي هنجار و مقياس ارزشي به وجود مي‌آيد.‌

    حال وقتي شخص جديدي وارد اين شبكه روابط اجتماعي مي‌شود، مايل است با ديگران رابطه داشته باشد و از جانب ديگران پذيرفته شود، در نتيجه او هنجارها و مقياس‌هاي ارزشي زندانيان را مي‌پذيرد، خود را با آنها مقايسه مي‌كند و مايل است از جانب آنها تشويق شود.‌اين مساله با نحوه طبقه‌بندي مجرمان بر اساس مدت حبس ارتباط تنگاتنگي دارد. عده‌اي از زندانيان به علت آشنايي با جرايم ديگر به سوي آنها گرايش پيدا مي‌كند و دراين زمينه جرايم مالي و سرقت بيشترين جاذبه را براي مجرمان دارد. از ديدگاه مذكور در مجموع زندان بدترين تاثير آموزش خود را بر مجرمان بي‌تجربه و مبتدي بر جاي مي‌گذارد.‌

    اولين اثر زندان در هزينه ارتكاب جرم، كاهش تاثير حبس به عنوان مجازات در امر بازدارندگي فرد از ارتكاب جرم است. تغيير در ارزش‌هاي اجتماعي و به‌كارگيري شيوه‌هاي توجيه، از ديگر تاثيراتي است كه هزينه مجازات را كاهش مي‌دهد.

    يكي ديگر از تاثيرات زندان، تغيير نگرش زنداني نسبت به آيين و دستگاه قضايي است. مولم ،يك محقق امور اجتماعي و همكارانش در تحقيقات خود نشان دادند كه استراتژي توبيخ به طور معنادار بيشتر به عنوان يك رفتار ناجوانمردانه احساس مي‌شود؛ يعني در اعمال مجازات فرد خاطي، او از مسئولان مربوطه مي‌رنجد و كار آنها را به عنوان كاري نامردانه ارزيابي مي‌كند. از اين رو تاثير اين توبيخ چندان زياد نخواهد بود.‌طرد اجتماعي يكي از اصلي‌ترين هزينه‌هاي مجازات زندان است. از اين رو، در صورت واقع شدن آن، اين هزينه مجازات براي ارتكاب مجدد جرم به‌شدت كاهش مي‌يابد؛ زيرا فرد در اولين باري كه زنداني شده تا حدود زيادي اين هزينه طرد را تحمل كرده است.‌

    با توجه به مطالب ارائه شده، مي‌توان گفت كه متاسفانه زندان بيش از آن‌كه مشكلات اخلاقي، اجتماعي، رواني و اقتصادي را حل كند، همچنان بر اين مشكلات مي‌افزايد. اعاده حيثيت، به سرخوردگي ياس و طغيان در جامعه ختم مي‌شود. آنچه مسلم است امروزه ضرورت مجازات مجرم همچنان باقي است؛ اما اگر تنبيه ضروري است نبايد براي اعمال آن حقوق مسلم انساني زير پا گذاشته شود. مهم‌تر اين‌كه مجازات بايد متناسب با جرم و ميزان تقصير مجرم در وقوع آن باشد. بايد در جست‌وجوي راه‌حلي منطقي بود و جرم و پيامدهاي آن را با در نظر گرفتن قرباني شدن مجرم در اثر اعمال مجازات بررسي كنيم.‌

    در عصر حاضر نظام‌هاي كيفري بايد كامل‌تر و امروزي شود تا محكوميت‌ها و اعمال آنها به گونه‌اي باشد كه اعتماد زنداني به آنها بازگردد و زنداني براي ايفاي نقشي سازنده و مفيد در جامعه آماده شود. زندان بايد آخرين چاره باشد، آن هم براي كساني كه تهديد آشكاري براي اجتماع هستند.‌اكنون در بسياري از نظام‌هاي جزايي، جايگزين‌هاي گوناگون براي محكوميت به حبس در نظر گرفته شده است. از جمله بازداشت در منزل، آزادي محدود، آزادي با مجوز و ديگر شكل‌هاي بازداشت ناپيوسته، مجازات تعليقي كه دامنه آن از حبس تعليقي تا عفو مشروط و طيف گسترده‌اي از اقدام‌هاي تعليقي، آزادي تعليقي و مشروط را در بر مي‌گيرد.‌

    جايگزين‌هايي براي محكوميت‌هاي توفيقي كه هم به سود خلافكار است و هم به سود جامعه، نظير اجراي طرح خدمت به جامعه به جاي رفتن به زندان، استفاده از مچ بندهاي الكترونيكي به عنوان زنجيرهاي نامرئي، نشان مي‌دهد كه انسان در قرن حاضر در كيفرشناسي علمي ‌خود به دنبال راه‌هايي مي‌گردد كه در آن اثري از زندان نباشد و به جاي زنداني كردن مجرم از شيوه‌هاي جايگزين ديگري استفاده نمايد.‌

    اگر بتوان از محيط‌هايي به غير از زندان و با نام‌هايي ديگر و در فضايي مناسب و شيوه‌هايي نظارتي متفاوت، از مجرماني كه اولين بار مرتكب جرمي‌ شده‌اند نگهداري كرد، مي‌توان در كاهش ارتكاب جرم مجدد به صورت موثر گام برداشت. طبقه‌بندي صحيح مجرمان بر اساس سابقه و مدت حبس نيز در اين زمينه تاثير مناسبي خواهد داشت.

    ‌آموزش مهارت‌هاي لازم به صورت نظري و عملي به مديران، كاركنان اداري و زندانبانان ضرورت دارد تا آنها بتوانند در كنار مددكاران اجتماعي به آماده‌سازي زندانيان براي بازگشت به زندگي در جامعه كمك كنند.پذيرفتن اين‌كه زندانيان هنوز عضو جامعه هستند و بايد به آنان اجازه داد تا از طريق حقوق شهروندي خود، از آن برخوردار شوند، از ضروريات ديگر است؛ چراكه مفهوم حقوق زندانيان پيش شرط اصلي همه سياست‌هاي كيفري است كه مدعي عقلانيت و پيشگيري از جرم با توجه به امنيت همگاني و كيفيت زندگي شهروندان است. از ديگر راهكارها در اين زمينه، كاهش تراكم زنداني تا حد استانداردهاي موجود در زندان‌ها، گسترش امكانات آموزشي، تربيتي و... مانند امكان ملاقات‌هاي بيشتر، استفاده از خدمات مددكاري و دادياري و استفاده از شيوه‌هاي جايگزين به جاي زنداني كردن است.‌به طور كلي براي حل مسائل مربوط به زندانيان نياز است رهيافتي خلاقانه براي اجراي آن بينديشيم و نيز روش‌هايي را جايگزين آن كنيم كه در عين تنبيه مجرم، امكان بازآموزي او را فراهم آوريم تا شهروندي مسئوليت پذير و مفيد به جامعه تحويل دهيم.

     

    [ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ 19:58 ] [ اشک مریم ] [ ]

    بازتاب تغيير ايدئولوژي در زندان

    موضوع تحقیق : بازتاب تغيير ايدئولوژي در زندان

    درس مربوطه : حفاظت اطلاعات و بازرسی در زندان

    رشته مربوطه : اصلاح و تربیت

    استاد مربوطه : آقای صرافیان

    تهیه کننده : آرزو عموریزی

    زندان پس از حرکت های مسلحانه:

    در سال 1349 بر زندان های ایران سکوت و آرامش حاکم بود.در زندان عمومی قزل قلعه هفت یا نه نفر زندانی به سر می بردند؛اوین نیز چندان بیش از این تعداد میهمان نداشت. این در حالی بود که قزل قلعه و اوین مراکز بازجویی و شکنجه ساواک بودند,که البته به علت کمبود متهم شکنجه شدید و فراگیری در آنها اعمال نمی شد . در زندان قصر, محکومین زندگی آرامی را می گذراندند. هرچند نفر با هم گردآمده و زندگی مشترکی داشتند و بدین سان جمع های پراکنده به وجود آورده بودند.

    سال1350در آستانه جشن های 2500ساله در شرایطی که قبل از آن, حرکت های مسلحانه جدید آغاز شده بود و اعتصابات اردیبهشت ماه در دانشگاه تهران نیز وسعت و شدتی بی سابقه داشت,یکباره زندانها لبریز شد.نخستین موج دستگیر شده گان گروه های مسلح در اوین جای می گرفتند و به تدریج افراد جدید به قزل قلعه و جمشیدیه و عشرت آباد منتقل می شدند. از آنجا که در این زندان ها کنترل ساواک کمتر بود و مراحل بازجویی افراد نیز تقریبا پایان گرفته بود , زندانیان فرصت مناسبی یافتند تا به بحث و مطالعه مستمر و تربیت کادرهای تازه از میان زندانیان جوانو اغلب دانشجو بپردازند. گروه کثیری از دانشجویانی که به مناسبت تظاهرات اردیبهشت ماه 1350در دانشگاه تهران دستگیر شده بودند,در تشدید جو انقلابی و کار تعلیماتی داخل زندان سهم بسزایی داشتند.

    گستردگی زندگی« کمونی» (اشتراکی) در تمام اینزندانها عامل مهم دیگری در تقویت پیونهای زندانیان شد. در ساواک ناخواسته یک زندگی جمعی در سطحی وسیع برای اعضای گروه ها و جمعی «سمپات» فراهم کرده بود و اینان نیز بدون هیچ اشتغال دیگری, بی هراس ازلو رفتن «خانه» و «قرار» و لزوم اقدامات دست و پا گیر امنیتی, تمام نیرو های خویش را برای پیاده کردن عقاید و شکل دادن «جمع» متمرکز کرده بودند.ساواک خود تاحدودی بدین وضع آگاه بود و بازجو ها معمولا به« متهمین سبک »میگفتند:" مواظب باش توی عمومی فاسدت نکنند"َ!و حتی اسوار ها و گروهبان ها ی نگهبان با صراحت میگفتند:"زندان برای شما مکتبی است که هرچه یاد ندارید هم , یاد میگیرید"!در همان سال 50معروف بود که عده ای شرکت کننده ها در تظاهرات را به قزل قلعه آورده بودند و استوار "ساقی:زندانبان معروف گفته بود: " گاو میارن اینجا ,چریک میفرستن بیرون!!بابا اینجا اینا را بزنید و ول کنید ,دیگر نیندازید زندان و چیز یادشون ندید"!

    معذلک ساواک که متوجه شرایط زندان هایش بود,به دلیل عدم امکانات و کادر کافی برای کنترل زندانها ,به ناگزیر منفعلانه برخورد میکرد.در اواخرسال 1350در زندان قصر یک اعتصاب غذایی یازده روزه , در اعتراض به شرایط زندان,صورت گرفت که با عقب نشینی پلیس و اجابت خواسته های زندانیان پایان پذیرفت و پایه یک"کمون"نیز ریخته شد که اعضای آن در ابندا اندک بود لیکن در نتیجه گسترش آن , در اوایل سال 1352,به یک "کمون بزرگ"تبدیل گردید. کلیه اعضای سازمان های مجاهدین خلق,چریک های فدایی خلق,ستاره سرخ و دیگر گروه های سیاسی کوچک تر و حتی منفردین ,در آن کمون متشکل شدند.

    کیفیت زندانیان متمرکز در قصر نیز قابل توجه است . فروردین تا آبان 1351, تقریبا همه کادرهای سازمان های چریکی که اینک محکوم شده بودند , در آنجا به سر میبردند. عده ای از آنه از پای چوبه اعدام برگشته بودند. آنان ,از این جهت که وضع محکومیتشان نیز مشخص شده بود ,کار اصلی "تربیت کادر ها"و"ارتقای سطح تئوریک" خویش قرار می دادند. کمون بزرگ قصر همچون یک "اردوگاه چریکی" بود و انظبات محکمی بر آن حکومت می کرد . هر حرکتی دقیقا کنترل می شد و در داخل کمون درون هر سازمان اصول" تشکیلات" و مقررات و سازماندهی خاصی برقرار بود.

    مسافرت "ریچارد نیکسون"و به دنبال آن ,تظاهرات دانشجویانی کوی امیرکبیر (سنگ باران اتومبیل شاه و نیکسون),در اواخر 1351,که منجر به دستگبری تعدادی کسیری از دانشجویان شد, موقیت مناسب دیگری برای کادرسازی فراهم آورد. این دانشجویان که توسط کمیته مشترک بازداشت شده بودند,به علت کمبود جا ,سریعا به زندان شهربانی و از آنجا به قصر انتقال یافتند. بدین طریق نیاز کادرهای ورزیده به سمپات های جدید و نیاز دستگیرشدگان به "کسب آموزش تشکیلاتی",با کمک نا آگاهانه پلیس ,مرتفع شد.در تابستان52پس از دو بار جمله گارد شهربانی به زندان قصر و افزایش سختگیری ها, رادیوها جمع شدند و به جای آن,بلندگویی نصب گردید تا با پخش دائم برنامه های روزمره و مبتذل رادیو اعصاب زندانیان را بیازمایند و مهمتر از آن,زندگی جمعی (کمون)و داشتن نماینده ممنوع اعلام شد. اندکی بعد از ورزش جمعی و نماز جماعت نیز جلوگیری به عمل آمدواز آن پس ,حکومت پلیسی رعب آفرین برقرار شد. پاسبان هایی که در کریدورها و حیاط قدم میزدند,دائم حرکات زندانیان را کنترل کرده مترصد بهانه ای بودند. پیش از این,همه کتاب های موجود را در یک جا متمرکز کرده بودند و مشترکا مورد استفاده قرار می گرفت؛از این پس هرکس باید فقط کتاب خود را در کنارش نگاه دارد و فرد دیگری حق استفاده از آن را نداشت. هیچ تظاهری از زندگی جمعی تباید مشاهده می شد مدتی بعد , اوایل تابستان 53 بیداری قبل از طلوع آفتاب در واقع ادای نماز صبح برای افراد زیر چهل سال ممنوع شد و افرادی بدین خاطر بارها به اشکال مختلف تنبیه شدند.

    دو روز پس از ممنوعیت خواند نماز صبح , عده اب از عنوان محرک و متخلف به زندان انفرادی و تعدادی را به زندان عادی بردند. با این تصور که سایر زندانیان به جدی بودن دستور اعتنا کنند و از برخاستن برای نماز صبح احتراز نمایند. از روحانیون زندانی,آقایان مرحوم ربانی شیرازی, محمد جواد حجتی کرمانی, مرحوم علوی طالقانی و احمدکلانتر, از جمله کسانی بودند که با وضع بسیار اهانت آمیزی به انفرادی برده شدند و حتی به آنان شلاق زدند. این اقدام موجب تحرک بیشتر زندانیان مسلمان و خانواده های آنان شد.تداوم فعالیت خانواده ها در خارج از زندان و بی توجهی زندانیان به دستور , موجب شد مقامات زندان تحت فشار قرار گیرند و بالاجبار به نحوی خاص ممنوعیت برای برخاستن برای نماز صبح را لغو نمایند.

    شرایط نامطلوب و افزایش خشونت زندان های سیاسی جمهوری دمکرات آمریکا , رژیم شاه به ناچار در شیوه رفتار ساواک و مسئولان زندان ها, تغیراتی ایجاد کرد تا سطح آشکار خشونت , پنهان شود و نیازهای امنیتی و سرکوبگرانه اش با روش های پیچیده تر و خشونت محاسبه شده و غیر علنی تامین گردد.

    تحلیل جمع رجوی از تغییر ادئولوژی:

    در خصوص آنچه در خلال سال های 1352تا1354 بر سازمان گذشت بر اساس مباحث و نظرات مورد قبول جمع رجوی در داخل زندان دو تحلیل مجمع و یک تحلیل مفصل پس از پیروزی انقلاب اسلامی , به طور رسمی توسط سازمان انتشار یافت . تحلیل مجع نخست , همان است که با عنوان اطلاعیه تعین مواضع سازمان مجاهدین خلق ایران در برابر جریان اپورتونسیتی چپ نماهم در ایتدای کتاب تحلیل آموزشی بیانیه درج شده و هم با تشریح در کتابخانه جداگانه ای منتشر گردیده است . درمقدمه این کتابچه آمده است:

    به دنبال ضربه اپورتونیست های چپ نما به سازمان مجاهدین خلق ایران در سال54,مواضع سازمان در برابراین جریان طی مواد 12 گانه مدون گردید پس از تدوین اولیه "مواد"در پاییز55 بر آن شد و تا تشریحات آموزشی لازم حول آن را,در سؤال و جواب های آموزشی مشخصی بگنجانیم و این سؤال و جوابها که خلاصه شده مقداری از همان بحث های دسته جمعی وطولانی است سرانجام در بهار 56 طی36 سؤال مدون گردید و آماده انتشار شد.

    اما انتشار گسترده آن به دلایل امنیتی و تشکیلاتی متعدد, که در توضیحات نشریات پیشین به آنها اشاره کرده ایم ,تا این تاریخ به تعویق افتاد. البته این سؤال و جواب ها پیوسته در داخل شاخه ها و هسته های سازمانی , عینا مطابق آخرین تصمیماتی که در پاییز 56 در آن به عمل آمده بود,آموزش داده می شد . در این فاصله عناصر سمپاتیزان غیر مسئول نیز,که برخی از این بحث ها را افواها شنیده بودند, بدون اجازه سازمان و بدون اینکه هیچ تسلطی به بحث داشته باشند بعضا که متاسفانه بیشتر زیانبار مسئله بود,به انتشار ناقص و پر از اشکال آن اقدام کردند.متنی که از آن سخن رفته است در سه هیئت یا ویرایش و با سه عنوان مختلف در سال1357 در خارج و داخل کشور منتشر شد تحت عنوان :تاریخچه,جریان کودتا و خط مشی کنونی سازمان مجاهدین خلق (با عنوان فرعی خیانت منافقین به مجاهدین),فرازی از تاریخ سازمان مجاهدین خلق ایران,درسهایی از سازمان مجاهدین خلق.

    همان متنی که مسعود رجوی در اسفند ماه 1357 دردوازده بند در دانشگاه تهران قرائت کرد و تفصیل آن را سازمان درسال 1358 تحت عنوان تشریح اطلاعیه منتشر نمود نسخه سانسور شده و ویراسته ای از متن اولیه زندان است که به شکل مزبور منتشر شد.در متن اولیه پس از ذکر تاریخچه ای از سازمان و نحوه ورود فردی به مرکزیت سازمان و ترورهای داخلی تحت عنوان "اتهام های وارده بر حرکت تغییر ایدئولوژی" 3موضوع ذکر میشود:

    "1- حرکتی است اپورتونیستی. 2- حرکتی است دگماتیستی. 3- حرکتی است سکتاریستی"

    سپس ضمن تشریح این سه حرکت و آثار منفی این "جریان انحرافی" به شدت به روحانیون و سایر زندانیانی که در قبال تغییر ایدئولوژی سازمان موضع تند گرفته اند حمله شده و عمل آنان همراه وهماهنگ بارژیم توصیف گردیده و این جریان راست ارتجاعی لقب داده شده بود. در بند دهم چنین آمده است:

    10-ما,همراه با اشکالات علت های زیر را در به وجود آمدن این جریان مؤثر می دانیم:

    یک- فاصله 120ساله بین تئوری و عمل مارکسیسم

    دو- تکمیل نشدن کار ایدئولوژی

    سه- ناقص آموزش دادن تعلیمات مجاهدین

    پنج- رشد کمی و پایین آمدن کیفیت

    شش- ترک تحقیقات و تعلیمات

    هفت- ضربه سال 50و پیامد های آن

    هشت- عمل زدگی

    نه- ضربه اپورتونیستی

    ده- خود کم بینی و گرایش به مارکسیسم

    در ادامه,در قالب سؤالاتی مواضع گروه رجوی به طور خلاصه دسته بندی و ارائه شده اند. ازجمله:

    موضع ما در مقابل مارکسیسم:

    آن را به دو دسته تقسم می کنیم :

    1- بینش فلسفی مارکسیسم(ماترلیسم)

    2- تجربیات مبارزاتی و رهاوردهای علمی.

    به قسمت اول هیچ کاری نداشته ولی در قسمت دوم یعنی از دستاوردهای مبارزاتی و تجربیات انقلابی آن آستفاده می کنیم

    موضع ما در مقابل مارکسیست ها:

    آنها به دو دسته تقسیم مشوند: دسته ای که دارای استراژی مسلحانه اند(چریک های فدایی)؛ و دسته ای که معتقد به استراژی مسلحانه نستند(مائونیست ها،تودهای ها و تروتسکست ها و ...) دسته اول ، به دلیل اینکه در استراتژی با ما وجه اشتراک دارند، قابل تأیید تر نیست به بقیه و برای ما قابل   احترام ترند.

    نظریات مختلف راجع به این جریان:

    1- اپورنیست ها: این جریان را حرکت طبیعی سازمان معرفی نمود و عناصری را مه حاضر به تغیر ایدئوژی نشده اند،منحرف معرفی میکنند.

    2- راست ارتجاعی: چون مجاهدین منحرف بوده است، این جریان در سازمان به وجود آمده است.

    3- نظر بعضی مارکسیست ها: عده ای از مارکسیست ها (چریک های فدایی خلق) این حرکت را جریانی اپورتونیستی می دانند و از همکاری با آنها خودداری می نمایند. عده ای دیگر این جریانراحرکت جبری (جبر تاریخ: تنها انقلاب مارکسیست – لنینیستی می توانند به حرکت خود ادامه دهند و سایر نیروها از بین می روند) سازمان دانسته و محکوم نمی کنند

    4- نظریه خودمان راجع به این جریان ،ناشی از حرکت اپورنیستی و خیانت شخصی و دارو دسته اش  بود.

    علت اصلی مارکسیست شدن سازمان:

    علت اصلی ،فاصله 120ساله بین تئوری و عمل ما و مارکسیسم است . مارکسیسمها 120 سال جلوتر ازما مبارزات خود را شروع کرده اند و این عناصر را به طرف آنها سوق می داد. ما می بایست با نیرویی رقابت می کردیم که 120 سال جلو تر از ما بودند.

    دیدگاه متأخر یک عضو جمع رجوی:

    فردی که عضو جمع رجوی در زندان و عضو سابق سازمان بود طی مقاله ای در زمستان 1367 در باره جریان تغییر ایدئولوژی و وقایع زندان چنین گفت:

    " آنچه در سال 54 بر سازمان رفت بر کسی پوشیده نیست. همانگونه که اقدامات سازمان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون نیز پنهان و یا توجیه کردنی نمی باشد اما در میان آن سال ها نکته مهم و درس آموزی است که اشاره بدان ضروری است وقایع و تحولات درونی سازمان در سال 54 که با ترور و قتل و جنایت همراه بود و به اعلام رسمی تغییر ایدئولوژی و مارکسیست اعلام کردن سازمان منجر شد، می توانست زنگ خطر واقعی را برای باقیمانده افراد ، به ویژه آنها که از سالیان قبل در زندان بودند و داعیه هدایت ورهبری داشتند، به صدا ددآورد. وقایع سال 54 چنان بود که اگر درست به آن توجه می شد و اگر به درستی مورد تجزیه و تحلیل قرار میگرفت ،یعنی اگر علل مارکسیست شدن سازمان عمیقا بررسی می شد و به صورتی "شکلی " انجام نمی شد چنان گویی،«تحول»از« بیرون» برسازمان تحمل شده ،تنها به ذکر کودتای اپوتونیستی اکتفا نمی شد و خلاصه اگر بنیادهای سیاسی- تشکیلاتی بالاخص بنیاد های ایدئولوژیک آن تغییر ایدئولوژی که در یک مقطع تقریبا تمامیت سازمان را فرا گرفت مورد بررسی و مداقه قرار میگرفت و سازمان نیز نیرو های وذهبی و مسلمان غیر از خود را به عنوان « راست» و «راست ارتجاعی» و به عنوان تهدید اصلی خود تلقی نمی کرد شاید سازمان وضعیت کنونی را پیدا نمی کرد شاید تحولات بعد از پیروزی انقلاب در سطح جامعه و نیز رابطه متقابل نظام جمهوری اسلامی و سازمان هم به گونه ای دیگر بود”

    لازم می بینیم به عنوان کسی که ردیف اول در مقابل جریان 54(جریان مارکسیست شدن) قرار داشته و به همین تأثیرات آن ضربه را نیز بیشتر از سایرین درک و لمس کرده است نکاتی را توضیح دهم مسئله مهمتر که مد نظر است موضع گیری افراد باقیمانده سازمان به خصوص افراد قدیمی سازمان که عمدتا و تماما در زندان هم بودند می باشد.چرا که همین افراد بودند که عده ای از آنها بعد از شروع فضای بازرسی تحت تأثیر مبارزات مردم و باقی مانده نیز در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی از زندان ها آزاد شدند و سازمان را دوباره تشکیل دادند و به راهی راهی رفتند که اکنون می بینیم.

    واقعیت این بود که ماجرای مارکسیست شدن در سازمان بیرون از زندان با فردی  شروع و بهتر است بگویم علنی شد اما این تمامی واقعیت نبود چه در قب و جه بعد از او آنچنان که بعد ها معلوم شد افراد متعدد دیگری که آگاهی به لحاظ سابقه و رد تشکیلاتی از بعضی ها بالاتر و با سابقه تر هم بودند مارکسیست شده بودند چه در زندان تهران و چه در زندان مشهد افرادی در میان آنها از اولین مرکزیت سازمان هم دیده می شد.باز این درست است که شخصی با استفاده از مکانیسم های تشکیلاتی جابجا کردن پراکنده نمودن افراد مخالفت دانست ابتدا یک شاخه و یعد هم شاخه دمو از مجموع سه شاخه تشکیلات سازمان را مارکسیست کند اما اگر زمینه مساعد برای این کار وی وجود نداشت اگر دوگانگی و التقاط در درون ایدئولوژی سازمان وجود نداشت و اگر طی سال ها حتی به نسبت سال های اولیه حجم و کیفیت مطالعات اسلامی کاهش پیدا نکرده بود و خلاصه اگر زمینه کاملا مساعد نبود او به عنوان یک فرد هیچگاه نمی توانست به آن سرعت و به سادگی ابتدا دوسوم و بعد تمانیت یک سازمان را مدعی اسلام و اسلام خواهی بود از شعار اصلی و محتوای ادعایی خودش جدا کند اینجاست که علیرغم تحلیلی که بعدا صورت گرفت و مشخصا توسط شخص رجوی تدوین شد ضربه سال 54 را باید ضربه ای درونی و از درون بدانیم و نه ضربه ای بیرونی و به اصطلاح کودتا مانند.

    منابع

    1- منصوری, خاطرات زندان

    2- آموزش و تشریح اطلاعیه

    3- فراری از تاریخ

    4- مقاله های لطفی, شاه سوندی

     

    [ شنبه پنجم شهریور 1390 ] [ 19:54 ] [ اشک مریم ] [ ]

    رفتارهای آرام بخش

    «زندگیتان را جشن بگیرید »

    ۱- به زندگی و تمام مظاهر آن احترام بگذار، همه ما قسمتی از یک حرکت موزون و هماهنگ در کل هستی هستیم که تکامل نامیده می شود.

    ۲- زندگی را جشن بگیر، دیروز رفته است، فردا شاید هرگز نیاید، تنها چیزی که داری همین لحظه حال است.

    ۳- انسان را از روی رنگ پوست و ظاهرشان قضاوت نکن، با محبّت در چشم های آنان بنگر و انعکاس روح خودت را در آنان مشاهده کن.

    ۴- افق دیدت را گسترش بده، بیاموز که چیزهای ناشناخته باعث تغییر می شوند و تغییرات نیز برایت تکامل به ارمغان می آورند.

    ۵- آرامش درونی یکی از گرانبهاترین هدیه ها در کل هستی است.

    ۶- بدان که ارمغان تنهایی، شناخت خودمان و فهمیدن رسالتمان در این دنیا است.

    ۷- عشق باعث رهایی و رستگاری ما می گردد.

    ۸- خوشبختی چیست؟ خوشبختی لبخند زدن به همنوعان، بیدار شدن در نیمه شب و مناجات و راز و نیاز با خداوند رحمان و رحیم است. خوشبختی احترام به پدر و مادر و متواضعانه بوسه زدن بر دست های ایشان است. خوشبختی دیدن منظره زیبای نفس کشیدن یک کودک، نوشیدن یک استکان چای داغ، قدم زدن در یک روز بارانی، نشستن روی یک نیمکت پارک در کنار یک دوست و بودن در لحظه اکنون است.

    ۹- هرگز لبخند را ترک نکن، حتی وقتی ناراحتی، زیرا امکان دارد کسی عاشق لبخند تو باشد.

    ۱۰- شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری از افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را ، به این ترتیب وقتی او را یافتی، بهتر می توانی سپاسگذار باشی.

    ۱۱- زیاده از حد خودت را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که اصلا انتظارش را نداری.

    ۱۲- زندگی خیلی کوتاه است، دست از گله و شکایت بردار، شتاب نکن و شروع کن به زندگی کردن، نفس عمیق کشیدن،خندیدن،محبّت کردن به خودت ودیگران تااحساس زنده بودنت رادرک کنی.

    ۱۳- یک دقیقه وقت بگیر و به تمام داشته هایت فکر کن و آنها را بر روی کاغذ بنویس که چقدر تو خوشبخت هستی.

    ۱۴- زندگی ات را جشن بگیر، شاد باش و با تمام وجودت از آن لذّت ببر، زیرا که زندگی به تو همان چیزی هدیه می کند که تو انتظارش را داری و در جست و جوی آن هستی.

    [ جمعه چهارم شهریور 1390 ] [ 15:39 ] [ اشک مریم ] [ ]

    هنوز در جهان تعداد كمي دختر خوب پيدا ميشه!

    یه دختر خوب اصلاً پیدا نمیشه (اي درغ گو پس اين دختره كيه كه مي خواي باهاش دوست شي؟)

    ((جوابيه يا شايد هم دفاعيه من در مورد جمله بالا :من نمي دونم در مورد كي صحبت مي كنين))

    یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه!

    یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه!

    یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 10000 تا دروغ نمیگه!

    یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 4 ساعتش رو نمی پیچونه!

    یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه!

    یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه!

    یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره!

    یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری!

    یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه!

    یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی کنه!

    یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو انقدر تو خرج نمی ندازه!

    یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف)!

    یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش نه نه من غریبم بازی درآره!

    یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه!

    یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه!

    یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده!

    یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه!

    یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه!

    یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره!

    یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه!

     یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده!

    یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی )!

    یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره!

    یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه!

    یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته!

    یه دختر خوب از اجرای هر گونه جت اسکی , اسکیت (ورزش مورد علاقه من) و امثال اون در مقابل پسرها خودداری می کنه!

    یه دختر خوب با 25707 نفر که تیریپ دوستي نمیریزه!

    یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه جنبه هم داشته باشه!

    یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!

    یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند هومن(منو نميشناسيد) شادمهر عقیلی و نخ سوزن محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه!

    یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه نخ سوزن پیکان 47 و امثال آن!

    یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کند چی نمی کند!

    یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه!

    خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره (واقعا سخته مي دونم)!

    به طور کلی دختر خلاصه می شود در:غیبت بی نظیر - خود نمایی کلان - دورنمای جالب و البته كمي حسود!

    [ جمعه چهارم شهریور 1390 ] [ 11:43 ] [ اشک مریم ] [ ]

    در جهان هنوز تعداد كمي پسر خوب وجود دارد!

    یک پسر خوب امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمیدهد!

    یه پسر خوب کمتر با این جمله مواجه میشود"مشتری گرامی دسترسی شما به این سایت مقدور نمی باشد"!

    یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمیره!

    یه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نمیکنه بزنه تو اتاقش!

    پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم ردیف چشماش مثه چراغهای فولکس نمیزنه بیرون!

    یه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان یاهو مسنجر لعنت میفرسته!

    یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متریِ هیچ خانمی نمیشینه!

    یه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمیده!

    یه پسر خوب هیچ وقت پای تلفن از این کلمات استفاده نمیکنه:"ساعت چند" "  کی میای" "  کجا" "دیر نکنی یا!

    یه پسر خوب وقتی میاد خونه قرمزی رژ در هیچ نقطه از صورتش مشاهده نمیشه!

    یک پسر خوب زمانی که کسی میخواهد از عرض خیابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمیکند!

    یک پسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده می بیند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آید!

    یک پسر خوب که ژیان سوار میشود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمیکشد!

    یک پسر خوب زمانی که تصادف میکند همانند قبائل زامبی وحشی بازی در نمی آورد!

    یک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری خیابانهای شهر را متر نمیکند!

    یک پسر خوب به محض دیدن یک دختر خانم متین با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نمی شود!

    یک پسر خوب دکمه های پیراهنش را از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم میکند!

    یک پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبو شده و چشمش را به آسفالت می دزود!

    یک پسر خوب روزی 10بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسایه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نمی کند!

     یک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد یساری نخوانده و برای همسایگان آلودگی صوتی ایجاد نمی کند!

    یک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوی و برزن عرعر عشق نکرده و آبروی خانوادگی خود را نمیبرد!

    یک پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نمی کند!

    یک پسر خوب به جای اینکه پول خود را در باشگاه بیلیارد و گیم نت و غیره دور بریزد بهتر است حساب آتیه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگی خود باشد!

    یک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار میکند و به هر کس که میرسد نمیگوید که بجای اصغر به او رامتین و آرش و ... بگویند(قابل توجه آقا هومن)!

    یک پسر خوب در اثر دیدن افراد غرب زده جو گیر نشده و لحاف کرسیه قرمز خال خال یشمی را به پیراهن تبدیل نکرده و سر زانو خود را جر نمیدهد!

    یک پسر خوب تقاضای وسایل نا مربوطی از قبیل موبایل را از خانواده ندارد!

    یک پسر خوب در صورتی که با نامزد خود بیرون رفت و کسی به خانم متلک گفت فورا با پلیس 110 تماس حاصل می کند!

    یک پسر خوب برای احیای حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکیک مانند خر و الاغ به کار نمیبرد!

    یک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسیار خودمانی که عادت به بیان شوخی های نا مربوط از قبیل حراج لفظی عمه و همچین خواهر مادر هستند امتناع میکند!

    یک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالی به 12 ماه دهانش بوی تلفن نمیدهد!

    یک پسر خوب هر صدایی از قبیل قار و قور شکم اهل خانه را با صدای تلفن اشتباه نگرفته و يك متر به بالا نمی پرد!

    یک پسر خوب برای بیرون رفتن از خانه يك1 ساعت جلوی آئینه نایستاده و بزک نمیکند!

    یک پسر خوب تنها جوکهایی را بیان میکند که مورد تائید 1)وزارت ارشاد اسلامی2)وزارت بهداشت3)وزارت مبارزه با تبعیضات استانی و ... باشد!

    یک پسر خوب در جشنهای فامیلی جو گیر نشده و نمیرقصد تا ابروی کل خاندان رابر باد دهد!

    یک پسر خوب در مهمانی های خانوادگی نوشدنی های غیر مجاز از قبیل ماءالشعیر را تنها با رضایت نامه رسمی و کتبی پدر محترم استعمال میکند!

    یک پسر خوب هر زمان که عشقش کشید با زیر شلواری کردی چین پیلیسه و رکابی همانند قورباغه به وسط کوچه نمی پرد!

    یک پسر خوب تنها برای رضای خدا و کاهش بار سنگین ترافیک و حمل و نقل درون شهری و برون شهری هر کجا که دختر خانم یا خانمی را در رده سنی 15 تا 25 سال دید سوار کرده و به مقصد می رساند!

    [ جمعه چهارم شهریور 1390 ] [ 11:23 ] [ اشک مریم ] [ ]

    دخترها چه شوهری می خوان

    يه دختر 18 ساله: به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمي دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره مي خواد درس بخونه!

    دختر 22 ساله : او يک شاهزاده با يک قصر مي خواد ادعا مي کنه که خيلي واقع بينه ولي ؟؟؟؟؟مرد ايده آل او بايد پول دار  خوش قيافه مشهور هميشه در حسابش پول به اندازه کافي باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.

    دختر 32 ساله: کم کم داره بوي ترشي مي ياد ديگه فقط يه مرد خوب مي خواد لازم نيست ورزشکار و خوش تيپ و.. باشه يه کار خوب با حقوق مکفي خونه ماشين و حساب بانکي داشته باشه و غذاهايي که دختر درست مي کنه رو تحمل کنه کافيه!

    دختر 42 ساله :تنها يه مرد مي خواد (بيچاره ترشيد )يه مرد معمولي که ستاره سينما نباشه ورزشکار نباشه اگه يه شکم گنده هم داشت عيب نداره کچل هم بود عيبي نداره فقط يه شوهر باشه!

    دختر 52 ساله: او فقط  مي خواهد... هر چي بود باشه دختر بايد خيلي شانس بياره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به ياد داشته باشه دندون مصنوعي هاش رو يادش باشه کجا گذاشته!

    دختر 72 ساله: تعجب نکنيد بعضي دخترا تا اين سن هم عمر مي کنن ولي مطمئن نيستم مرد مورد علاقش هنوز نفس بکشه! 

    [ جمعه چهارم شهریور 1390 ] [ 11:3 ] [ اشک مریم ] [ ]

    نبرد رستم و هری پاتر

    كنون رزم پاتر و رستم بگوش دگرها شنيدي خوب اين هم به روش

    ديدن هري پاتر رستم را:

    رستم از يازده نبرد خونين باز مي گردد...افراسيابان و سهراب و اكوان ديو و اسفنديار را نگون ساخته است. ليك اكنون بسي الاف است و طفلك بر سر كوچه نشستي و با رخش هي مي رود تا دور برگردان و بر مي گردد...

    به رستم مي گويند هري پاتر امده و اورا به نبر دعوت كرده...رستم كه دلش لك زده براي يك جنگ حسابي،راهي مي شود...

    ميدان نبرد-خارجي-روز

    هري با قدم هاي محكم رسيد صداي هري را چو رستم شنيد
    پريد رستم از زين رخش خودش هري هم پياده شد از آذرخش

    نگه در نگه....دشت خاموش و خف جهاني فرو رفته كلا تو كف
    همه مات و مبهوت اين ماجرا كه رستم چه خواهد كند بچه را؟

    رستم تك و تنها بود و ايرانيان محل رخش هم به او نگذاشته بودند. عوضش سپاه پاتريان تا دلت بخواهد مملو بود از هوادار و چيرليدر و خرده ساحر.

    سپاه دليران كه زاغارت بود ولي تيم پاتر ز هاگوارت بود
    رون و هرميون ...چو و شخص مدير كه اسمش فراموش كردم حقير!

    رجز خواني دو پهلوان:

    هري گفت رستم تويي نره غول؟ بياموزمت فن رزم از اصول
    شنيده بدم هيكلت خوشگل است نبرد و ستيزه تورا مشكل است

    ولي رستم آن قد كه مي ديد بود سرش تا كمربند هاگريد بود
    بدو گفت رستم برو بچه جون برو آمريكا درستون رو بخون
    سوالي مرا آمده اي پسر ندارد سر دسته جاروت خطر؟

    من انم كه ايران به دست من است ز چين تا دبي جمله پست من است
    منم رستم زال دستان منم جوان مرد و شير دليران منم
    گرت من كنم فوت بادت برد دگر لرد ولدمورت يادت رود...
    هري چون شنيد اسم اسمش نبر عجب كرد احساس رعب و خطر

    چشمانش را تنگ كرد كمي عقب رفت...رستم هم رفت عقب...دشت و دشستان مهياست تا نبردي خونين را شاهد باشد...هري از سويي گمان مي برد رستم از عمال تروريست ولدمورت است....و رستم هم هري را يك آمريكايي مي داند كه آمده ايران تا بچه ها را اغفال كند...تازه با آمدن او هيچ كس ديگر شاهنامه نمي خرد و همه در كف هري پاترند..پس چه دليلي بهتر از اين براي آغازيدن جنگي يكپارچه خون خين

    جهان پيش آن دو... تيريپ خسته است هري روي جاروش بنشسته است

    هري مي كند چوب خود را تميز و چوبش زند هي جرقه يه ريز

    كمانش بياورد رستم برون هري هم پنيرو نوتلا و نون
    خودش را كند تقويت مرد يل مبادا كند ضعف و گردد خجل

    رستم خود را پهلوان مي ديد كه سرتاسر پهنه ي دنيا در چنگ او بود روزي....ترسي است عظيم از نبرد با جقله بچه ي سرزمين تازه كشف شده ي ايادي استكبار....آيا بايد با آنها در افتد...يا برگردد پيش تهمینه ؟ مرز بين عشق و عقل كه مي گويند اين است ها....

    دو يل وارد گود ميدان شدند جماعت دگر بار حيران شدند
    همه ناخن رعب خود مي جوند مبادا بيابد يكيشان گزند

    جنگ در مي گيرد....زمين و زمان سياه مي شود....رستم هي فن به كار مي گيرد...رجز خواني در نبرد هم ادامه دارد...سپاهيان خموشند و اسب ها شيهه مي كشند....داستاني است كه بيا و ببين...نويسنده اين سطور وقت ندارد كه شعر همه ي اينها را بنويسد.....خلاصه عجب جنگي است ها....

    و رستم كمان چاره ي كار ديد و فورا ز رخشش به پايين پريد

    رستم تير را در سوفار كمان بنهاد....

    بر اوراست چپ كرد و چپ كرد راست هري زل زده بود به اون عين ماست

    رستم با خود مي گويد چرا اين بچه نمي ترسد....نكند اين هم پسر ماست و خبر نداريم....اگر ملت اينجا نايستاده بودند از او مي خواستم كه لباس از تن بيرون كند مبادا يك جاييش نشاني بسته باشند به نماد پوري ما...
    رستم با خود فكر مي كند...در ترديد است...اگر اورا بكشد ممكن است يك بار ديگر فرزند كشي تكرار شود و پهلواني اش زير سوال برود...و اگر دست از او بكشد هم مي گويند ترسيده و هم اينكه تهمینه دهانش را آسفالت خواهد نمودي بس كه هي اين ور و ان ور توله پس انداختندي...

    رستم تصميمش را مي گيردو چشم هري نشانه اوست.

    هري و بلر هر دو در خاك به جهان پاك از اين هردو ناپاك به...

    خلاصه كمان را به آخر كشيد به جز چشم پاتر كه چيزي نديد...

    دشت يكپارچه سكوت مي شود....خروش از كمان برميخيزد....و رستم مي رود كه كار را تمام كند....

    چو زه را رها كرد سردار طوس.... هري گفت:"سان‌ديس‌سيريش‌سيم‌س يوس! "

    دشت ساكت شد. گوي گرد مرگ پاشيدند بر آن عرصه هاي و هو....رستم در جا خشك شد و آوردندش كنار ميدان فردوسي تا سر حوصله نصبش كنند كنار صاحبش. هري در كمال ناباوري سه امتياز اين نبرد را هم گرفت و از گروه خود صعود كرد...
    و مردمان ايرات و توران و زابلستان و كابلستان همچنان در كف اند. كه رستم ان همه رشادت و فن به كار بست.و هري با يك ورد ساده اينچنين يل سيستان را از پاي در اورد...

    به هر حال تورانيان نامه نوشتند و بمب گوگلي ساختند و بهر غرامت خانم جي-كي رولينگ را درخواست كردند. هرچند دو ماه بعد كلا همه چيز يادشان رفت.

    شنو پند من چلچراغي كنون كمي هم ز تاريخ ايران بخون
    نگويم هري بد سرشت است و دون ولي رستمم دل داره اي جوون
    برو كار مي كن مگو چيست كار؟ به تاريخ ايران بكن افتخار
    نه كه هي دم از زال و رستم زني ز جمشيد و كوروش گهي دم زني
    بكن توشه راه خود افتخار كه مردي به علم است و به پشتكار

    -بعد از تحریر: اعتراف می کنم ما گمان می کردیم هری از بچه های امریکایی است! نگو از جماعت انگلو ساکسون ها بوده...به هر حال جدا از اینکه سگ بردادر شغال است...می دهیم بچه ها یک اعتراف بگیرند ...از شبکه ۴(؟۱) هم پخشش می کنیم که بگوید امریکایی بودم...واللا!

    [ جمعه چهارم شهریور 1390 ] [ 11:0 ] [ اشک مریم ] [ ]

    شیطان را بهتر بشناسیم!

    شیطان ازجنس جن است و ازآتش خلق شده است و قبل ازاینکه ازبهشت رانده شود خدا را بسیارعبادت می کرد. حضرت علی(ع) فرمودند : شیطان هفتاد هزارسال خدا را عبادت کرد و فقط یک نمازدورکعتی او هزارسال طول کشید. وقتی خدا انسان را ازخاک آفرید و درآن روح دمید به تمام ملائکه دستورداد که بر آدم سجده کنندوهمه سجده کردند به غیراز ابلیس. شیطان به خدا گفت : من هفتاد هزارسال تورا عبادت کرده ام و خودت فرموده ای که هرکس مرا عبادت کند عبادتش را بی نتیجه نمی گذارم و عوضش را به او می دهم. خداوند فرمود : هرچه بخواهی دردنیا به توعطا می کنم. شیطان گفت : اول اینکه اجازه بدهی تا قیامت زنده بمانم. خداوند فرمود : تا روزمعلومی تو را مهلت می دهم. دوم اینکه درمقابل هریک ازفرزندان آدم دو فرزند به ما عطا کنی که برای هریک از اولاد آدم دو فرزند مسلط کنم تا آنها را به گمراهی بکشانند. خداوند بازهم قبول کرد ، سوم اینکه از تو می خواهم مرا دربدن اولاد آدم همچون خون جریان دهی که ازهرجای بدن او بتوانم او را به معصیت بکشانم. چهارم اینکه می خواهم اولاد آدم ما را نبیند ولی ما آنها را ببینیم. پنجم اینکه ازتو می خواهم به من قدرتی دهی که به هرشکلی که می خواهم درآیم و هرکجا می خواهم بروم. ششم اینکه می خواهم تا دم مرگ پیش اولاد ادم باشم (یعنی حتی وقتی حضرت ملک الموت برای قبض روح به سراغ آدم انسان می آید شیطان هم حاضرمی شود و انسان را وسوسه می کند.) امام محمّد باقر(ع) فرموند : هنگامی که انسان درحال جان کندن است خیلی تشنه می شود و درآن هنگام شیطان با یک لیوان آب می آید و می گوید اگر بر من سجده کنی و کافر شوی این آب را به تو می دهم. شیطان آب را می ریزد و می گوید من از تو بیزارم و می رود. هفتم اینکه ازتو می خواهم که مرا برسینۀ اولاد آدم مسلط گردانی تا او را وسوسه کنم. خداوند درپایان می فرمایند : تمام خواسته هایت را برآورده می کنم. ولی هرکس پیرو آن باشد او را با تو به جهنم می فرستم. بعد شیطان می گوید :ای خدابه عزت وجلالت قسم که همه انسانهارا گمراه می کنم مگرعده ی معدودی که بنده خاص تو هستند. سپس گفت : حالا که مرا بیرون می کنی جایی برای زندگی کردنم معین کن. خداوند فرمودند : تو را درحمام ها و هرکجا که محل رفت و آمد مردم است قرار دادم. شیطان گفت : غذای من چه باشد؟ خداوند فرمود : سرهرسفره ای نام من (بسم ا... الرحمن الرحیم) برده نشود بنشین و با آنها که هم چون حیـوان گرسنه هستند غذا بخور. حضرت امام محمّد باقر(ع) در این باره می فرمایند : اگراول غذا یادتان رفت بسم ا... بگویید آخرغذا بگویید تا شیطان هرچه خورده استفراغ کند. بعد شیطان گفت که : من احتیاج به آب دارم. خداوند فرمودند : آب تو شراب و هرچیز مست کننده باشد. بعد گفت : برای من کتابی قرار بده. خداوند فرمودند : کتاب تو وشم (خال کوبی ها و کتابهای سحرو جادو) اولین کسی که سحر و جادو را به انسان آموخت شیطان بود. بعد شیطان گفت : برای من حدیثی قرار بده. خداوند فرمود : حدیث تو دروغ است. بعد گفت : برای من دام و وسیله شکار قرار بده. خداوند فرمود : زنان را وسیله صید و به دام انداختن مردم قرار دادم. روزی حضرت محمّد (ص) شیطان را حاضر در مسجدالحرام دید پیش او رفت و گفت : ای ملعون چرا ناراحتی؟

    شیطان گفت : ازدست تو ناراحتم. حضرت محمّد فرمود : چرا ازمن ناراحتی؟ شیطان گفت : چون این همه تلاش می کنم که مردم راگمراه کنم ولی تودر قیامت از آنها شفاعت می کنی و تمام زحمات مرا هدر می دهی به همین خاطربا تو دشمنم و ازتو بدم می آید. حضرت فرمودند : از اُمتم چرا ناراحتی؟ شیطان گفت : اُمت تو خصوصیاتی دارند که اُمت های دیگر ندارند (منظور شیعیان می باشند). اول اینکه وقتی به هم می رسند سلام می کنند که سلام اسم خداست و من از این اسم می ترسم. دوم اینکه وقتی همدیگر را می بینند به یکدیگردست می دهند و تا دستهایشان ازهم درنیامده گناهانشان بخشیده می شود. سوم اینکه وقتی می خواهند غذا بخورند بسم ا... می گویند و من دیگرنمی توانم غذا بخورم و گرسنه می مانم. چهارم اینکه بعد از غذا خوردن الحمدا... می گویند. پنجم اینکه وقتی اسم تو می آید بلند صلوات ختم می کنند و آنقدرثواب آن زیاد است که من فرار می کنم. ششم اینکه وقتی می خواهند کاری بکنند ان شاء ا... می گویند و من دیگرنمی توانم درآن دخالت کنم و آنها را برهم زنم. هفتم آنکه صدقه می دهند و وقتی که صدقه می دهند هم گناهانشان آمرزیده می شود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دورمی کنند. به همین دلیل حضرت نبی اکرم (ص) فرمودند : وقتی انسان دستش را درجیبش می کند تا صدقه بدهد هفتاد شیطان دست او را می گیرند تا اورا منصرف نمایند. هشتم آنان که قرآن می خوانند و درخانه ای قرآن خوانده می شود دیگرجایی برای من نمی ماند چون درآن خانه ملائکه رفت و آمد می کنند. نهم آنکه مرا زیاد لعنت می کنند و با هرلعنت یک زخم بربدنم می اُفتد و تا زمانی که آن شخص را به گمراهی نکشانم آنها خوب نمی شود. دهم اینکه هنگامی که گناه می کنند سریع توبه می کنند و زحمات مرا به هدرمی دهند. یازدهم اینکه عطسه می کنند الحمدا... می گویند. حضرت فرمودند : عطسه ازطرف خداوند و خمیازه از طرف شیطان است. وقتی عطسه می کنید باید الحمدا... بگویید و وقتی که انسان نمازخواند شیطان ازاو دور می شود به خصوص اگرسجده نماز طولانی باشد. شیطان از روی ناراحتی فریاد می کشد. حضرت امام صادق (ع) فرمودند : هرکس نماز نخواند ازشیطان پست تراست چون شیطان یک خطا کرد و آن هم اینکه برآدم سجده نکرد ولی انسان اگر نماز نخواند برای خدا سجده نمی کند. حضرت محمّد (ص) فرمودند : مجوزعبور ازپل صراط نمازاست و فرمودند اگرنماز مؤمن قبول شود بقیه اعمال او نیزقبول درگاه الهی می باشد. درنمازها نماز صبح خیلی سفارش شده است و دلیل آن این است که در هنگام شب فرشتگان شب پیش انسان هستند و اعمال شب را می نویسند و هنگامی که اذان صبح را می دهند فرشتگان شب می روند و جای خود را به فرشتگان روز می دهند پس اگر نماز صبح را بخوانیم در دو پرونده نوشته می شود و آخرین عمل که همین نماز است را فرشتگان می نویسند و اولین چیزی که در پرونده صبح ثبت می شود همان نماز صبح است و همچنین از امام صادق (ع) منقول است که از صفات مؤمن این است که بسم ا... الرحمن الرحیم را در نماز بلند می گوید : اگر سر نماز بسم ا... را بلند نگوییم شیطان تا پایان نماز بر روی شانه انسان می نشیند و انسان را وسوسه می کند و نیز فرمودند : هر کس بعد تکبیر نماز(قبل از شروع حمد) اعوذ بالله من الشیطان رجیم را بگوید به اندازۀ هر مویی که در بدن اوست هزار حسنه برای او می نویسند و حضرت پیامبر فرمودند : هرکس بعد از نماز تسبیحات حضرت زهرا (34 الله اکبر،33 الحمدلله ،33 سبحان الله) را بگوید به خصوص اگر با انگشتانش بشمارد همان دست هایش او را درروز قیامت شفاعت می کند. همچنین انجام این عمل با تربت کربلا نیز در مفاتیح الجنان سفارش شده و ثواب زیادی برای آن نقل شده است.                                                                                          

    [ جمعه چهارم شهریور 1390 ] [ 10:51 ] [ اشک مریم ] [ ]

    تلفنی به خدا

    حکایتی که مطالعه می فرمایید همگی توسط استاد محمد علی مجاهدی (از شاگردان عارف روشن ضمیر؛ شیخ جعفر مجتهدی) در محضر لاهوتیان آمده است که به دلیل نکات برجسته اخلاقی تقدیم می گردد.

    تلفنی كه من به خدا زدم!

    سالها قبل ، در اتاق كار خود نشسته بودم كه مرد روحانی خوش چهره‌ای وارد شد. از چین‌های عمیق پیشانی‌اش پیدا بود كه مردی دنیا دیده و سرد و گرم روزگار چشیده‌است. سر و وضع نسبتاً مرتبی داشت و پنجاه ساله به نظر می‌رسید و رفتار متین او انسان را به احترام وامی داشت.

    پس از سلام و احوال پرسی، گفت:

    شنیده‌ام كه روحانی زاده‌اید و اصیل و درد آشنا. كتابی نوشته‌ام كه اگر مجوز چاپ آن را صادر كنید برای هیمشه ممنون شما خواهم بود. نگاهی به كتاب‌هایی كه در روی میز كارم بر روی هم انباشته شده بود، انداختم و گفتم: ملاحظه می‌كنید، این كتاب‌ها به ترتیب در انتظار نوبت نشسته‌اند تا پس از رسیدگی به دست چاپ سپرده شوند و مؤلفان آنها همه، همین تقاضای شما را دارند. شغل اصلی من دبیری است و با حفظ سمت آموزشی، این وظیفه سنگین اداری را نیز به من محول كرده‌اند تا در ساعات فراغت به بررسی كتاب بپردازم! و طبیعی است كه كار به روز نباشد. جانا! چه كند یك دل با این همه دلبر؟! اگر شما به جای من بودید چه می‌كردید؟!

    با لحن پدرانه‌ای گفت:فرزندم! فكر نمی‌كنم در تشخیص خود اشتباه كرده باشم، شما اهل دردید و درد مرا خوب می‌فهمید! این كتاب، ماجرای تلفنی است كه من به خدا زده‌ام! و فكر می‌كنم كه مطالعه آن برای عموم مردم خصوصاً جوانان مفید باشد. بركاتی كه این تلفن به همراه داشته، نه تنها زندگی من بلكه زندگی صدها نفر را تا به امروز دگرگون ساخته است. اگر من به جای شما بودم نگاه گذرایی به مطالب كتاب می‌انداختم و اجازه چاپ آن را صادر می‌كردم!

    آن روز، حدود هفت سال از آشنایی من با عزیز نادرالوجودی چون آقای مجتهدی می‌گذشت و طبعاً تشنه شنیدن مطالبی از این دست بودم، خصوصاً كه سفارش اكید آن مرد خدا را همیشه به خاطر سپرده بودم كه:« فرصت‌ها را نباید از دست داد.»

    گفتم:نیازی به بررسی كتاب نیست! دوست دارم فهرست ‌وار مطالب كتاب را از زبان شما بشنوم.

    گفت:اسم كتاب را: « عبرت‌انگیز» گذاشته‌ام به خاطر عبرت‌های بسیاری كه از آن می‌توان گرفت. این كتاب دو بخش دارد، بخش اول آن درباره تلفنی است كه به خدا زده‌ام! و بخش دوم آن مربوط به بركات بی‌شماری می‌شود كه این تلفن به همراه داشته. بعد آمار مفصلی را ارایه كرد كه تا آن روز توفیق انجام چه خدماتی را خداوند نصیب او كرده است؛ از قبیل: احداث چند باب دارالایتام، دبستان ، دبیرستان، مسجد و ... و گفت: آمار این خدمات به تفكیك سال، دقیقاً در این كتاب آمده است.از توفیق بزرگی كه خداوند سبحان نصیب این روحانی خدوم كرده بود، دچار حیرت شده بودم و از او خواستم ماجرای تلفن خود را به خدا برایم بازگو كند، و او در حالی كه اشك در چشمانش حلقه زده بود، گفت:

    طلبه جوانی بودم كه در زمان مرجعیت آیت الله بروجردی از اراك به قم آمدم، و با آنكه بیش از 25 سال نداشتم بایستی هزینه یك خانواده  پنج نفری را تأمین می‌كردم، و شهریه ناچیزی كه هر ماه از حوزه می‌گرفتم، پاسخگوی اجاره و هزینه‌های زندگی‌ام نبود، و با آنكه همسرم با فقر و نداری من می‌ساخت ولی اغلب ناچار می‌شدم برای امرار معاش از این و آن قرض كنم.دو سه سال به این روال گذشت و كار من به جایی رسید كه به تمامی كسبه محله گذرخان از نانوا گرفته تا بقال و قصاب بدهكار شده بودم و شرم می‌كردم كه برای تهیه مایحتاج زندگی به آنها مراجعه كنم . در این شرایط دشوار و كمرشكن، صاحبخانه نیز با اصرار، اجاره‌های عقب افتاده را یك جا از من طلب می‌كرد و بار آخر كه به سراغم آمد، گفت: اگر تا دور روز دیگر بدهی خود را پرداخت نكنی، اثاثیه‌ات را از خانه بیرون می‌ریزم و خانه‌ام را به مستأجری می‌دهم كه توان پرداخت این مال الجاره را داشته باشد !

    دیگر كارد به استخوانم رسیده بود، سحرگاه از خانه بیرون زدم. بایستی خود را گم و گور می‌كردم! زیرا دیگر تحمل آن همه سختی را نداشتم و نمی‌توانستم به چشمان بی‌فروغ فرزندانم نگاه كنم، و نگاه طلبكارانه كسبه محل را نادیده بگیرم، و از همه بدتر شاهد لحظه‌ای باشم كه اثاثیه مرا از خانه بیرون می‌ریزند !

    از محله گذرخان كه بیرون آمدم، چششم به گنبد و گلدسته حرم مطهر حضرت معصومه علیها‌السلام افتاد، بی اختیار دلم شكست و قطرات اشك بر گونه‌ام نشست، و با زبان بی زبانی، ناگفته‌های دلم را برای آن بانوی بزرگوار گفتم. نماز صبح را در حرم بی‌بی خواندم، و از صحن بیرون آمدم : چند اتوبوس در كنار « سه راه موزه » سرگرم پركردن مسافر بودند. دلم از غصه پر بود و جیبم خالی! بسیار كاویدم و سرانجام یك اسكناس 50 ریالی را در گوشه جیب بغلم پیدا كردم! سوار اتوبوسی شدم كه به تهران می‌رفت و قرار بود مسافرهای خود را در میدان شوش پیاده كند . در طول راه، لحظه‌ای ارتباط قلبی‌ام با خدا قطع نمی‌شد. مدام اشك می‌ریختم و می‌سوختم. التهاب عجیبی تمام وجودم را فرا گرفته بود، انگار بر سر آتش نشسته‌ام! ناگهان با صدای راننده اتوبوس به خود آمدم كه می‌گفت :

    آقا! آخر خط است. میدان شوش همین جاست!

    از ماشین پیاده شدم، ساعتی از طلوع آفتاب می‌گذشت. باید به كجا می‌رفتم؟ پاسخی برای این سؤال نداشتم!

    مغازه‌ها یكی پس از دیگری باز می‌شد، و من در میانه آنها به آدم آواره‌ای می‌ماندم كه جایی برای رفتن ندارد، ولی سعی می‌كند تا كسی پی به رازش نبرد!

    ناگهان به خاطرم خطور كرد كه برادرم می‌گفت در خیابان شمالی منتهی به این میدان، نمایشگاه فرش دارد، و تابلوی بزرگی به چند رنگ سردر نمایشگاه او را زینت داده است .تصمیم گرفتم كه از او دیدن كنم، هر چند او تمایلی به دیدن من نداشت .محل كارش را پیدا كردم، نمایشگاهی بود چهار در و بسیار بزرگ، پیدا بود كه تازه درها را باز كرده، و یادش رفته كه در ماشین بنز خود را ببندد، و شاید عازم محلی بود و می‌خواست از مغازه چیزی بردارد!

    وارد نمایشگاه شدم و سلام كردم. همین كه نگاهش به من افتاد به طعنه گفت: علیكم! امروز آفتاب از كجا سرزده كه یاد فقیران كرده‌ای؟!

    شما كجا؟ اینجا كجا؟

    می‌دانی چند سال است كه همدیگر را ندیده‌ایم؟ ولی نه، تو تقصیری نداری! آدم عاقل كه قم را نمی‌گذارد به تهران بیاید! هر چه باشد شما در قم برو و بیایی دارید، حق دارید! باشد ما هم خدایی داریم !

    گفت: اگر كاری نداری، همین جا باش! من باید تا بازار بروم و برگردم، یك ساعت بیشتر طول نمی‌كشد ! شاگردم امروز مرخصی گرفته، وقتی كه برگشتم بیشتر با هم صحبت می‌كنیم !

    او رفت و من ماندم و آن نمایشگاه بزرگ كه از قالیچه‌های ابریشمی گرانبها انباشته شده بود . دیدن آن همه مال و منال، بغضی شد و راه گلویم را گرفت!

    رو به آسمان كردم و گفتم :

    آ خدا ! ما هر دو بنده توایم و هر دو برادر هم، و این تویی كه روزی ما را مقدر می‌كنی. او در نهایت آسایش است و توانگری، و من كه جوانی خود را صرف آموختن علوم دینی كرده‌ام، لحظه‌ای نیست كه با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم نكنم! تو را به عزت‌ات و جلال ربوبی‌ات كه بیش از این شرمسار این و آنم مگردان، و از مال دنیا چنان بی نیازم كن كه پناه بندگان نیازمند تو باشم كه برای مرد، دردی بدتر از تنگدستی نیست كه: من لا معاش له، لا معاد له .

    در این اثنا نگاهم به تلفن روی میز برادرم افتاد كه انگار مرا صدا می‌زند! و حسی غریب از درون به من نهیب می‌زد كه گوشی را بردار و با خدا دو سه كلمه‌ای درد دل كن !

    گوشی را برداشتم، چشمان خود را بستم، و پشت سر هم چند شماره را گرفتم، صدایی در گوشی تلفن پیچید كه: الو! بفرمایید!

    چرا حرف نمی‌زنید؟ الو! الو !

    از كاری كه كرده بودم، پشیمان شدم، خواستم گوشی را قطع كنم، كه شنیدم صدایی ملتمسانه می‌گفت:

    تو را به آنكه می‌پرستی، تماس خود را با ما قطع نكن!

    ما منتظر تلفن شما بودیم! و به كمك شما احتیاج داریم!

    لطفاً نشانی خود را بگو و ما را از این انتظار بیرون بیار!

    مگر نمی‌خواستی با خدا درد دل كنی؟

    ناخواسته نشانی مغازه برادرم را دادم و بعد، از كاری كه كرده بودم به قدری پشیمان شدم كه از مغازه بیرون زدم و به انتظار آمدن برادرم نشستم!

    با خودم می‌گفتم: كه خود كرده را تدبیر نیست! باید تاوان این گستاخی خود را بدهی.

    آخر كدام آدم عاقلی تا به حال تلفنی با خدا تماس گرفته است؟ این چه اشتباه بزرگی بود كه امروز مرتكب شدی؟ از یك روحانی واقعی این كار بعید است !

    از اینها گذشته، كسی كه گوشی را برداشته بود از كجا می‌دانست كه من می‌خواستم با خدا درد دل كنم؟ ثانیاً چرا التماس می‌كرد كه گوشی را قطع نكنم؟ و...

    اینها سؤالاتی بود كه مرتباً در ذهن من نقش می‌بست، ولی پاسخی برای آنها نداشتم! ناگهان سواری مدل بالایی جلوی نمایشگاه توقف كرد، و راننده آن با لباس فرم نوار دوزی شده با عجله از ماشین بیرون پرید و در عقب سواری را با احترام باز كرد، و چند لحظه بعد پیرمرد موقری بیرون آمد. از وضع لباس فاستونی اطو كرده و كلاه فرنگی و عصای دسته استخوانی او پیدا بود كه از طبقه مرفه و اشراف است .

    پس از آنكه راننده با نشان دادن تابلوی مغازه به او اطمینان داد كه آدرس را درست آمده است، پیرمرد از جلو و او از عقب با گام‌های شمرده به طرف مغازه حركت كردند .در آن لحظات با سر درگمی عجیبی دست به گریبان بودم و نمی‌دانستم چه باید بكنم؟

    آنها داخل مغازه شدند، و من در كنار در ورودی ایستادم. پیرمرد همین كه چشمش به من افتاد، گفت :

    این مغازه از شماست؟!

    گفتم: نه! تشریف داشته باشید، صاحب مغازه تا دقایقی دیگر خواهدآمد !

    از لحن پیرمرد و شیوه صبحت كردن او فهمیدم كه همان كسی است كه گوشی را برداشت و با من صحبت كرد!

    در آن لحظه خدا خدا می‌كردم كه مبادا در این حال برادرم برسد و از ماجرای تلفن مطلع شود و بهانه ی تازه‌ای برای تحقیر كردن من به دست او بیفتد!

    پیرمرد كه از پریشانی حال من به واقعیت امر پی برده بود، با مهربانی پرسید :

    شما نبودید كه حدود نیم ساعت پیش به خانه ما زنگ زدید؟! صدای شما برای من كاملاً آشناست !

    خواستم عذری بیاورم، و از مزاحمتی كه ناخواسته برای او فراهم آورده بودم، پوزش بطلبم، ولی با درنگی كه از خود نشان دادم، پیرمرد آنچه را باید بفهمد، فهمید. جلو آمد و در آغوشم گرفت و گفت :

    خدا را شكر كه گمشده « بانو» را پیدا كردم! و بعد به راننده خود تشر زد كه چرا ایستاده‌ای و ما را تماشا می‌كنی؟! آقا را راهنمایی كن! باید زودتر خود را به « بانو» برسانیم !

    هرچه از رفتن خودداری كردم، اصرار پیرمرد بیشتر می‌شد و در همین اثنا برادرم از راه رسید و دید كه آن مرد اشرافی با چه اصراری به من می‌خواهد كه برای چند ساعتی مهمان او باشم و من استنكاف می‌كنم! سرانجام تصمیم گرفتم خود را به دست سرنوشت بسپارم و پیش از آنكه برادرم از ماجرای تلفن آگاه شود، به همراه پیرمرد بروم !

    فراموش نمی‌كنم هنگامی كه می‌خواستم سوار ماشین شوم و آن پیرمرد موقر به احترام من شخصاً در عقب سواری مدل بالای خود را باز كرده بود، برادرم كه در عالم خیال حتی تصور نمی‌كرد كه برادر طلبه او از چنان موقعیتی برخوردار باشد به هنگام خداحافظی در بیخ گوشم گفت :

    حالا می‌فهمم كه چرا ما را تحویل نمی‌گرفتی! كاش خدا تمام ثروت مرا می‌گرفت و در عوض یك مرید پر و پا قرصی مثل این پیر مرد اشرافی نصیب من می‌كرد !

    این خدا بود كه آبروی مرا خرید و آن قدر مرا در چشم برادرم بزرگ جلوه داد كه حالا به موقعیت من حسرت می‌خورد و از من می‌خواست زیر بال او را هم بگیرم !

    ماشین سواری با سرعت از خیابان‌ها می‌گذشت ولی من ابداً حركتی احساس نمی‌كردم! انگار سوار كشتی شده‌ام و امواج كوه‌پیكر دریا ما را آرام آرام به پیش می‌برد !

    اتوبوس از رده خارج امروز صبح كجا، و این سواری بنز مدل بالای خوش ركاب كجا؟! واقعاً انسان در كار خدا در می‌ماند و در برابر عظمت او با تمام وجود احساس كوچكی و ناچیزی می‌كند .

    از پیچ شمیران هم گذشتیم، و راننده پس از عبور از یك خیابان طولانی و مشجر، سواری را به سمت خانه ویلایی بسیار بزرگی كه دو نگهبان در سمت راست و چپ در ورودی آن با لباس فرم ایستاده بودند، هدایت كرد .

    نگهبانان به محض دیدن سواری، در ورودی را باز كرده و دست خود را به رسم سلام بالا بردند، و پیر مرد با اشاره دست به احترام آنان پاسخ گفت و با نواختن عصا به شانه راننده از او خواست تا به حركت خود ادامه دهد و توقف نكند !

    از خیابان نسبتاً عریضی كه باغچه‌های زیبا و گلكاری شده در دو طرف آن خود نمایی می‌كردند گذشتیم. ساختمان با شكوهی كه توسط پرچین‌های سرسبز از سایه قسمت‌ها مجزا شده بود و در وسط محوطه‌ای چمن‌كاری شده قرار داشت .ما پس از پیاده شدن از ماشین با راهنمایی آن پیر مرد از پله‌هایی كه دایره وار ساختمان را احاطه كرده بود، بالا رفتیم و از در شمالی وارد ساختمان شدیم . تماشای سرسرایی بسیار بزرگ و مجلل، با چلچراغ‌های نفیس، و فرش‌های عتیقه و ... برای من و امثال من این پیام را به همراه داشت كه آدمی موجودی است طبعاً سیری ناپذیر و آزمند! كه هر چه از خدای خود بیشتر دور می‌شود، به مال و منال دنیا بیشتر دل می‌بندد و سرانجام از سراب عطش‌خیز دنیا در نهایت ناكامی و عطشناكی به وادی برزخ كوچ می‌كند در حالی كه جز كفنی از مال دنیا به همراه ندارد و باید پاسخگوی وزر و وبالی باشد كه بر دوش او سنگینی می‌كند !

    به خاطر دارم كه در آن لحظات، از فرط حیرت قادر به سخن گفتن نبودم، و آرزو می‌كردم كه این نمایشنامه هر چه زودتر به پایان برسد!

    پیرمرد كه دقایقی پیش مرا تنها گذاشته بود به اتفاق خانمی كه سعی می‌كرد با كمك خدمتكار مخصوص خود سر و روی خود را با چادر بپوشاند! وارد سرسرا شد .آن خانم، همین كه به چند قدمی من رسید، با دیدن من فریادی كشید و از حال رفت !

    خدمتكاران دویدند و آب قند و گلاب آوردند دقایقی بعد كه خانم حال طبیعی خود را پیدا كرد، رو به پیرمرد كرد و گفت :به روح پدرم قسم همین آقا را با همین شكل و شمایل دیشب در خواب به من نشان دادند! كسی كه باید این گره كور را از كلاف سر در گم زندگی من باز كند همین آقا است !

    به پیرمرد گفتم :آیا وقت آن نرسیده كه ماجرای خود را برای من بگویید و مرا از این همه دلهره و حیرت بیرون بیاورید؟ !

    گفت : این خانم، همسر من هستند. پدرشان كه از خاندان سرشناس قاجار بود، سال گذشته عمر خود را به شما داد و هنگام مرگ به همسرم كه تنها فرزند او بود، وصیتی كرد كه باید از زبان خود او بشنوید .

    همسر او كه سعی می‌كرد آرامش خود را حفظ كند، گفت :پدرم در دقایق واپسین عمر گفت :تو تنها وارث منی و تمام ثروت كلان من از این پس متعلق به تو خواهد بود، من در این لحظات آخر در قبال مال و منال هنگفتی كه برای تو می‌گذارم، از تو فقط یك تقاضا دارم و باید به من قول بدهی كه در اولین فرصت تقاضای مرا برآورده سازی .

    گفتم: تقاضای شما هر چه باشد انجام خواهم داد .

    پدرم گفت : متأسفانه در طول عمر خود، توفیق خدمت به مردم را كمتر پیدا كرده‌ام و از ثروت بی حسابی كه خدا نصیبم كرده است نتوانسته‌ام برای رضای خدا گام مؤثری بردارم. چند روز پیش نشستم و بدهی خود را به خدا مشخص كردم. نیمی از بدهی خود را تسویه كردم، ولی به خاطر بیماری نتوانستم بقیه بدهی خود را پاك كنم. صندوق در زیر تخت من است، پس از مرگ من آن را بردار و در میان افراد نیازمند قسمت كن. تقاضای من از تو همین است و بس !

    من هم به پدرم قول دادم كه در اولین فرصت به وصیت او عمل كنم. ولی متأسفانه پس از مرگ پدرم، به خاطر آمد و رفت‌ها و مراسمی كه بود وصیت پدر را فراموش كردم !

    دیشب در عالم خواب، صحنه دلخراشی را به من نشان دادند كه تا آخر عمر از یاد من نخواهد رفت !

    در عالم رؤیا دیدم كه به حساب پدرم رسیدگی می‌كنند و او مرتب التماس می‌كند كه من تقصیری ندارم!

    دخترم كوتاهی كرده است! در آن اثنا نگاه پدرم به من افتاد و با تندی به من گفت :

    دیدی چه به روز من آوردی؟ مگر به من قول نداده بودی كه در اولین فرصت به تنها تقاضایی كه از تو داشتم عمل كنی؟چرا محتویات صندوق را به نیازمندان ندادی؟

    در آن لحظات آرزو می‌كردم كه زمین دهان باز می‌كرد و مرا می‌بعلید! از شدت شرم نمی‌توانستم به چشم پدرم نگاه كنم !

    گفتم: چگونه می‌توانم كوتاهی خود را جبران كنم؟

    و پدرم در حالی كه دو مأمور عذاب می‌خواستند او را با خود ببرند به من گفت :

    دخترم! به این آقا خوب نگاه كن! این آقا فردا صبح درست سر ساعت 9 از شدت فقر و درماندگی و ناامیدی گوشی تلفن را بر می‌دارد تا با خدا دو سه كلمه درد و دل كند!

    لطف خدا شامل حال من می‌شود و شماره‌ای كه می‌گیرد، شماره خانه شماست! تو باید گوش به زنگ باشی و این فرصت را از دست ندهی! آن صندوق متعلق به این آقاست! دخترم! این آخرین فرصت است! مبادا آن را از دست بدهی !

    به طرفی كه پدرم اشاره كرده بود، نگاه كردم. دیدم شما با همین لباس و با همین شكل و قیافه آنجا ایستاده‌اید و به من نگاه می‌كنید !

    و امروز درست ساعت 9 صبح بود كه تلفن زنگ زد و شوهرم به سفارش من ملتمسانه از شما خواست كه تلفن را قطع نكنید و بقیه ماجرا را كه خود بهتر می‌دانید !

    مثل اینكه از یك خواب دراز بیدار شده باشم، نفس عمیقی كشیدم و نگاهی به اطراف خود انداختم. شرایط تازه‌ای كه داشت در زندگی من اتفاق می‌افتاد به اندازه‌ای خارق‌العاده و غافلگیر كننده بود كه نمی‌توانستم باور كنم! مگر می‌شود زندگی یك انسان در كمتر از چند ساعت این‌قدر دستخوش دگرگونی شود؟!

    من ، طلبه‌ای كه از ترس آبرو و بیم طلبكاران، همسر و فرزندانم را در شهر قم به امان خدا رها كرده و به تهران آمده بودم، الآن در موقعیتی قرار داشتم كه یكی از ثروتمندترین خانواده‌های اشرافی تهران عاجزانه از من می‌خواستند كه به كمك آنها بشتابم و صندوق پول و جواهری را از آنان بپذیرم كه نمی‌توانستند آن را در جای خود به مصرف برسانند؟ !

    راستی از دیشب در من چه تغییر شگرفی رخ داده بود كه این دگرگونی اساسی را به دنبال داشت؟!

    جز روی آوردن به خدا و از ژرفای دل خدا را صدا زدن؟!

    بر درگاه كریمه اهل بیت علیها‌السلام سر ساییدن و ارتباط قلبی خود را با عوالم ماورایی برقرار كردن؟!

    و سفره دل خود را در پیشگاه خداوند مهربان گشودن واز او استمداد كردن؟ !

    به دستور بانوی خانه، كلید صندوق را آوردند و او از من خواست تا قفل آن را باز كنم، و من پس از دو ركعت نماز و عرض سپاس از الطاف خداوند چاره ساز، در صندوق را باز كردم. محتویات صندوق از این قرار بود :

    الف- یكصد هزار تومان پول نقد !

    ب – یكصد و پنجاه عدد سكه طلا !

    ج – پنجاه قطعه الماس و جواهر !

    د- سند مالكیت قطعه زمین مرغوبی به مساحت بیست هكتار در شمال تهران .

    هـ - و نوزده قطعه اشیاء عتیقه و قیمتی !

    سردفتری را به آنجا احضار كردند و فی‌المجلس مالكیت زمین یاد شده را به نام من تغییر دادند و پس از صرف ناهار و ساعتی استراحت به همراه راننده به طرف قم حركت كردیم .

    هنگامی كه به قم رسیدیم، به راننده گفتم :در نزدیكی میدان آستانه توقف كند، و من پس از تشرف به حرم مطهر كریمه اهل بیت، حضرت معصومه علیها‌السلام عرض نیایش به درگاه خدا و سپاس از مراحم كریمانه آن حضرت در گشودن گره كور زندگی‌ام، در آن مكان مقدس با خدای خود پیمان بستم كه از ثروت بی‌حسابی كه نصیب من شده، در بر طرف كردن نیازهای اساسی نیازمندان جامعه استفاده كنم و آن را در اموری كه خشنودی خدا و خلق خدا در آنست، مصرف نمایم . اولین كاری كه پس از مراجعت به خانه انجام دادم، پرداخت بدهی‌هایی بود كه از آن رنج می‌بردم، و بعد خانه نقلی كوچكی را به مبلغ سی و پنج هزار تومان خریدم و همسر و فرزندانم را پس از سال‌ها خانه به دوشی در خانه‌ای كه متعلق به خودم بود سكونت دادم .

    با مشورت با افراد خدوم و كاردان نیمی از آن ثروت هنگفت را در امور مشروعی سرمایه‌گذاری كردم كه منافع قابل ملاحظه‌ای داشت و با نیم دیگر آن چندین باب دارالایتام، دبستان، دبیرستان، مسجد و درمانگاه و داروخانه شبانه‌روزی احداث، و آب آشامیدنی و بهداشتی اهالی چندین روستا را با صدها متر لوله‌كشی تأمین كردم.از آن روز تاكنون از منافع سرمایه‌گذاری‌هایی كه كرده‌ام هزینه تحصیلی ده‌ها كودك بی‌سرپرست را از دوره دبستان تا تحصیلات عالی و نیز هزینه‌های جاری چندین مؤسسه عام‌المنفعه را پرداخت می‌كنم و آمار دقیق این خدمات را به تفكیك در كتابی كه ملاحظه می‌كنید ذكر كرده‌ام و آرزو می‌كنم افراد نیكوكاری كه این كتاب را مطالعه می‌كنند، در گره گشایی از كار بندگان خدا و تأمین نیازمندی‌های آنان، اهتمام بیشتری از خود نشان دهند.

    [ جمعه چهارم شهریور 1390 ] [ 10:44 ] [ اشک مریم ] [ ]

    دعوا بر سر آن ترک شیرازی

    دعوایی که بین حافظ و صائب و شهریار بر سر "آن ترک شیرازی" اتفاق افتاده:
    به قول حضرت حافظ:
    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
    به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را
    و صائب در جواب می گوید:
    هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
    نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
    به خال هندو اش بخشم سر و دست و تن و پا را
    و شهریار در جواب می گوید:
    هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
    نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
    سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
    نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
    به خال هندو اش بخشم تمام روح و اجزا را
    و دوستی گوید:
    هر آن کس چیز می بخشد، به زعم خویش می بخشد
    یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را
    کسی چون من ندارد هیچ در دنیا و در عقبا
    نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را
    [ پنجشنبه سوم شهریور 1390 ] [ 16:56 ] [ اشک مریم ] [ ]

    زندانبانی

    زندانباني" شغل و مسووليتي خطير و حساس اما مغفول مانده دراذهان جامعه

    زندانباني شغلي است كه نياز به‌مسووليت پذيري و تعهد بالايي دارد، نقش زندانبانان دربازپروري، آموزش زندانيان و ايجاد امنيت و آرامش در زندان بركسي پوشيده نيست چرا كه نتايج مفيد فعاليت اين افراد نه تنها به خود زندانيان بلكه براي خانواده‌هاي اين افراد و مردم جامعه نيز ثمر بخش است.                            

    بااين وجود متاسفانه زندانباني نيز مانند برخي ديگر از مشاغل در جامعه ما مورد بي‌مهري مردم قرار گرفته و اين نگاه منفي مردم و جامعه به درون زندان نيز نفوذ كرده و بسياري از كاركنان زندان ناگزير از آشكار ساختن شغل خود در محيطهاي اجتماعي ، خودداري مي‌كنند.                                            

    شايد يكي از دلايل مغفول ماندن زاويه‌هاي مختلف اين شغل خطير و حساس ، عدم اطلاع‌رساني به موقع و مناسب از جانب رسانه‌هاي جمعي و رسانه ملي باشد پس لازم‌است اهتمام بيشتري به انعكاس و معرفي اين شغل و مسووليت در جامعه صورت گيرد.                                                                           

    تعدادي از كاركنان بند نسوان زندان مركزي استان قزوين در گفت وگو با ايرنا به بيان برخي از مشكلات در رابطه با شغل خود پرداختند.                                                                                      

    يك زندانبان وكارشناس مددكاري اجتماعي به خبرنگارايرنا گفت: زندانباني شغلي است كه كمتر درباره آن صحبت شده و مردم اهميت و حساسيت اين شغل سخت را ناديده مي‌گيرند.                                    

    "سوسن زارعي" افزود: فعاليت و مسووليت خطير زندانبانان در بازپروري، آموزش و نگهداري مددجويان بسيار گسترده بوده و اين افراد نقش موثري در عدم بازگشت مددجويان به جرايم گذشته و در نتيجه به زندان دارند.                                                                                                  

    وي با بيان اينكه اغلب كاركنان و پرسنل زندانها داراي تحصيلات عالي هستند اضافه كرد: بسياري از زندانبانان داراي تحصيلات مددكاري، مشاوره و آسيب شناسي بوده و در كنار مددكاران زندان درصدد حل مشكلات مدد جويان برمي‌آيند.                                                                                   

    اين كارشناس تصريح كرد: بر خلاف تصور عامه، كاركنان زندان با رفتاري دوستانه با اين افراد برخورد مي‌كنند.                                                                                                                  

    زارعي اظهار داشت: نگاه منفي بسياري از مردم به اين حرفه و برخورد نامناسب با افرادي كه دراين مكان شاغل هستند سبب شده بسياري از ما حاضر به بيان شغل خود درمكان‌هاي عمومي نبوده و ناگزير شغل خود را پنهان كنيم.                                                                                               

    يك كارشناس مديريت و برنامه‌ريزي نيز گفت: بسياري از افراد علاقه‌مند به اين شغل به دليل رفتار تحقيرآميز مردم و حتي اطرافيان و با وجود علاقه و اشتياقي كه براي اين كار داشته و خدمات گسترده‌اي كه در اين مكان انجام داده‌اند ، مجبور به ترك شغل خود شده‌اند.                                                 

    "رقيه حسيني" افزود: برخي از اوقات هنگامي كه همراه يك مددجو براي درمان وي به درمانگاه و مكان‌هايي مانند آن مراجعه مي‌كنيم برخي از مردم در ابتدا كه نسبت ما را با وي در نمي‌يابند با خوشرويي با ما رفتار كرده و زماني كه از حرفه ما آگاه مي‌شوند براي فرد زنداني احساس دلسوزي كرده و از صحبت با ما پرهيز مي‌كنند.                                                                                           

    وي اضافه كرد: تنها تقاضايي كه كاركنان زندان از مردم دارند احترام و درك شغل حساس و پرمشغله‌شان است زيرا هدف اصلي از تمامي اقدامات و فعاليت هاي مسوولان و زندانبانان در زندان فراهم آوردن امنيت و آرامش بيشتر براي مردم و بازپروري و كمك به افرادي است كه مرتكب جرم شده‌اند.              

    حسيني با بيان اينكه افرادي كه دراين مكان بسر مي‌برند به دلايل گوناگون به ارتكاب جرم روي آورده‌اند، اضافه كرد: كنار آمدن با اين افراد ، درك روحيات هر كدام از آنها و برقراري رابطه‌اي مبني بر اعتماد با ايشان به خصوص در مورد برخي از مددجويان با مشكلات فراواني همراه بوده و نياز به صبر و شكيبايي بسيار دارد.                                                                                                             

    مسوول فرهنگي بند نسوان نيز با اشاره به علل متفاوت در تمايل به ارتكاب جرم ، به خبرنگار ايرنا اظهار داشت: با توجه به اينكه هر يك از مددجويان داراي زمينه فرهنگي و خانوادگي خاص خود هستند مسوولان زندان و زندانبانان وظيفه سنگيني در مورد چگونگي برخورد با آنها دارند.                                      

    "ميترا صف‌نما" بااشاره به‌اينكه بايدبراي عوض كردن نگاه مردم به مسوولان زندان و افرادي كه دراين مكان فعاليت مي‌كنند بايستي فرهنگ‌سازي صورت گيرد تصريح كرد: اين وظيفه رسانه‌هاي گروهي و صدا وسيما است كه نگاه منفي و برخورد نامناسب بسياري از مردم را نسبت به اين‌گونه مشاغل تغيير دهند.                                                                                                                       

    وي افزود: افرادي كه دراين مكان فعاليت مي‌كنند مانند پرستاران، معلمان و ساير مشاغل نيازمند حمايت واحترام مردم هستند تا براي خدمات‌رساني و حل مشكلات مددجويان در زندان انگيزه بيشتري داشته و موفق‌تر عمل كنند.                                                                                                       

    اين مسوول گفت: جدا از اينكه هر فردي به چه دليلي مرتكب جرم شده درمحيط زندان به عنوان يك مددجو از طريق مشاوران و مددكاراني كه دراين مكان حضور دارند با روش‌هاي صحيح برخورد بامشكلات آشنا شده و مي‌تواند دغدغه‌هاونگراني- هاي روحي خود را با اين مشاوران بيان كند.                                

    اين كارشناس همچنين خاطرنشان كرد: اهميت فعاليت‌هاي فرهنگي درزندان‌ها با عنايت به نقش اصلاحي و تربيتي آن در اصلاح و تربيت مجرمين بر هيچكس پوشيده نيست.                                             

    وي با اشاره به برنامه‌هاي متعددي كه براي مددجويان تدارك ديده مي‌شود، تصريح كرد: از طريق برگزاري دوره‌هاي آموزش قرآن، نقاشي،خياطي، آرايشگري، گلسازي، گليم‌بافي، نهضت سوادآموزي و مسابقه كتابخواني در جهت بازآموزي فرهنگي اين افراد گام برمي‌داريم.                                        

    صف‌نما همچنين پخش فيلم‌هاي آموزشي، فيلم‌هاي سينمايي و سرگرم‌كننده را از ديگر برنامه‌هاي فرهنگي: درنظر گرفته شده براي زنان زنداني ذكر كرد وگفت

    در زمينه ورزش نيز ازطريق برگزاري كلاس‌هاي واليبال، دارت، شطرنج، بسكتبال، طناب كشي وبرپايي رقابت‌هايي دراين زمينه درجهت فراهم‌نمودن امكانات تفريحي و ارتقاي سلامت در زندان اقدام نموده‌ايم

    اين مسوول فرهنگي زندان خاطرنشان كرد: براي مشاغلي كه به مدد جويان آموزش داده مي‌شود گواهينامه اعطا شده و اين افراد مي‌توانند پس از خروج از زندان و مراجعه به‌مركز مراقبت‌هاي پس از خروج اقدام به‌دريافت وام تا سقف پنجاه ميليون ريال نمايند.                                                         

    وي كاهش تنش و درگيري بين زندانيان، پركردن مفيد اوقات فراغت مددجويان، سرگرم شدن وايجاد محيطي مفرح براي اين افراد رااز جمله مزاياي برنامه‌هاي فرهنگي و ورزشي درزندان ذكر كرد و گفت: همچنين به اين وسيله زمينه‌اي براي اشتغال اين افراد و كاهش تمايل به ارتكاب جرم ايجاد مي‌شود.          

    صف‌نما، بيكاري را از عوامل ريشه‌اي روي آوردن به انواع فسادها دانست و افزود: بسياري از افراد به لحاظ بيكاري و ضعف اقتصادي مرتكب جرم مي‌شود و آموزش حرفه يك فعاليت سازنده در جهت گشودن راهي نو در زندگي انساني است كه از روي ناچاري و بيكاري به خلاف روي آورده است.                  

    اين كارشناس وجود مربي اخلاق كارآزموده و خوش‌رفتار را براي مددجويان در زندان امري ضروري دانست و تصريح كرد:برگزاري كلاس مهارت‌هاي زندگي و آموزش اخلاق و معارف اسلامي تاثير بسزايي در بازپروري اين افراد و يافتن راهكار براي عدم بازگشت ايشان به زندان و جرايم گذشته دارد كه هدايت اين مهم توسط مسوولان و پرسنل زندانها انجام مي‌گيرد.                                                  

    مسوول فرهنگي بند نسوان زندان مركزي استان قزوين در پايان گفت: برخورد مناسب مردم و درك برخي از مشاغل كه شايد درجامعه ازجايگاهي ويژه برخوردار نباشند ولي حساسيت و مسووليت پذيري بالايي را مي‌طلبد، مي‌تواند زمينه‌ساز ايجاد جامعه‌اي زيباترو باامنيت رواني واجتماعي بيشتري باشد.

    زندانبانی کاری جهادی است

    مدیرکل زندانهای لرستان گفت : تمام مشاغل شرایط و خصوصیات خاص خود را دارند اما اساس کار زندانبانی در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بر عمل ایثارگرانه و جهادگونه استوار شده است .

    به گزارش روابط عمومی اداره کل زندانهای لرستان ، محمدعلی محمدی در شروع نشستهای فصلی خود با کارکنان زندانهای لرستان ، در جمع پرسنل زندان الیگودرز حضور یافته و از نزدیک به بررسی مشکلات ، موانع ، توانمندیها و ظرفیتهای موجود در این زندان پرداخت .

    وی در این دیدار گفت : طاقت فرسا و دشوار بودن شغل زندانبانی بر هیچکس پوشیده نیست به گونه ای که تصور کار در چنین فضایی برای قشر عظیمی از نیروهای کار در کشور امکان پذیر نیست .

    مدیرکل زندانهای لرستان اظهار داشت : حضور در چنین محیطی و تلاش برای اصلاح افرادی که جایگاه خو را در اجتماع از دست داده اند امری مقدس و قابل تحسین است .

    محمدی افزود : آنچه در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برای زندانبانی بعنوان اصل قرار داده شده است تلاش برای بازگرداندن آبرومندانه مجرمانی است که در شرایطی مرتکب اشتباه شده و در انتخاب راه درست و غلط خطا کرده اند .

    وی تصریح کرد : این یعنی ارزش بخشیدن به انسانها و حفظ حقوق و کرامت ایشان برای اینکه فرصتی دوباره به منظور اصلاح رفتار و جبران گذشته به آنها داده شود .

    وی ضمن تشریح دیگر ویژگی های کار در زندان ها ، خاطرنشان کرد : پرسنل زندانها از آنجا که از سلامت ، تعهد و توانمندی های فراوانی برخوردار هستند علی رغم مشکلات و کاستی های بسیار ، به خوبی توانسته اند در عرصه زندانبانی اسلامی کارنامه ای درخشان از خود به جای بگذارند .

    عضو شورای قضایی استان بیان داشت : نیروی انسانی مهمترین داشته و سرمایه یک سازمان است و این سرمایه در زندانها غنیمتی بزرگ به شمار می آید .

    این مقام مسئول تأکید کرد : کارکنان زندانها با توجه به ماهیت شغلی در معرض آسیبهای فراوانی قرار دارند و این در حالیست که صادقانه و با کمترین خواسته ها در حال انجام وظیفه هستند که جای تقدیر فراوان دارد .

    وی در ادامه ضمن دعوت کارکنان زندانها به همدلی و اتحاد روز افزون ، تأکید کرد : تنها با داشتن برنامه و هدف مشخص و نیز همدلی و حمایت است که می توانیم بر سختیها غلبه کرده و به اهداف خود دست پیدا کنیم .

    پیش از سخنان مدیرکل زندانهای لرستان ، رئیس زندان الیگودرز گزارشی از وضعیت این زندان ، آمار زندانیان ، موانع و مشکلات ، انتظارات و برنامه های پیش رو ارائه داد .

    در ادامه این نشست نمایندگان کارکنان در خصوص مسائل مختلف به بیان دیدگاه های خود پرداختند .شایان ذکر است این نشست در ادامه سلسله جلساتی است که با حضور کارکنان و مسئولین زندانها برای بررسی مشکلات موانع موجود برگزار می شود .

    رابطه‌ی ارتقای رعایت حقوق شهروندی زندانیان با انتخاب زندانبان شایسته

    به طور کلی اهداف و رسالت‌های هر سازمانی مشخص کننده نوع فعالیت و وظایف ارکان تشکیل دهنده آن است. سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور دارای حجم وسیعی از فعالیت‌ها و وظایف متنوع و گوناگون بوده که همین امر موجب گردیده ساختار آن از پیچیدگی خاصی برخوردار باشد.

    کارکنان زندان و روشی که آنان به کار می بندند در بقای زندان  بسیار حائز اهمیت  و در واقع دارای ارزشی محوری است اما نه آنچنان توجه مجامع علمی را به خود جلب کرده و نه در حیطه های وسیعتر و بحث های عمومی به آن پرداخته شده است .علیرغم علاقه جوامع علمی به کار درباره تأ ثير زندان بر زندانیان جوان و بزرگسال ، تحقیقات بسیار اندکی درباره تجربیات گروههای شاغل در محیطهای زندان وجود دارد.

    وظیفه اصلی نهاد‌های مدنی نقد و اصلاح امور است و قرار نیست آنها مدیحه سرای نهاد‌های دولتی باشند. خصوصاً در جوامعی که رسانه‌های دولتی قدرتمندی وجود دارند و منابع در انحصار حکومت است. در این گونه شرایط نهادهای مدنی ، ناقد کارگذارانند نه ستایشگر آنان.

    ایده برگزاری زندانبان شایسته ، نمونه‌ای از این ساز و کارهاست که به سال‌ها پیش با هدف ارتقای وضعیت زندانبانی و بهبود رعایت حقوق زندانیان ارائه شد.

    برخی مشاغل مانند زندانبانی به سابقه‌ای که از آنها در حافظه تاریخی جامعه برجای مانده است و فقدان منزلت شغلی در این زمینه از سوی جامعه ممکن است سبب شود زندانبان در منسبات خود با زندانی (بعنوان عامل اصلی این وضعیت) احساس تحقیر اجتماعی خویش را جبران نماید و نمی‌توان انتظار داشت مناسبات مطلوبی برقرار گردد. بایستی این تصور شکسته شود و زندانبانی منزلتی در ردیف سایر مشاغل مشابه بیابد و لازمه این تغییرات اولاً تغییر در فرهنگ و رفتار زندانبان و تحقق عملکرد قانونی آنهاست. ایده معرفی زندانبان شایسته دقیقاً در همین راستاست ، از یک سو می‌کوشد زندانبان را تشویق به رعایت قانون و موازین حقوق بشر و بهبود رفتار با زندانی کند و از سوی دیگر نگرش جامعه را اصلاح نماید.

    شرایط کار در زندان

    کارکنان زندان مسئول نظارت بر افرادی هستند که دستگیر شده ، در انتظار محاکمه اند یا به جرم خاصی محاکمه شده اند تا مدتی را در زندان برای اصلاح و تربیت و بازپروری اقامت کنند. آنان هم مسئول حفظ و امنیت و حقوق زندانیان هستند و هم پیشگیری کننده از اغتشاش ، خشونت و فرار آنان.  وظیفه اصلی آنان در زندان است و در محیط بیرون از زندان فاقد قدرت اجرایی هستند. البته کار در زندان بر اساس میزان ارتباط و تماس با زندانیان و مسئولیتهای مختلف متفاوت است و میزان اثرات آن در افراد یکسان نیست چرا که زندانها انواع مختلفی دارند و حتی بخشهایی که محل نگهداری زندانیان می باشد در یک زندان درجات مختلفی دارد. این موضوع در هر کشور بر اساس نیاز و شرایط اجتماعی تفاوت دارد. برای مثال در کشور ما زندانها به سه گونه بسته ، باز و نیمه باز اداره می شوند که بر اساس مدت زمان حبس و نوع جرم از زندانیان مراقبت به عمل می آید. یا در کشور آمریکا سه نوع زندان به نام زندانهای محلی ، ایالتی، و فدرال وجود دارد که  زندانیان با جرایم سبکتر و حبسهای کوتاه مدت ( معمولاً تا یک سال) در زندانهای محلی، و زندانیان با جرایم طولانی تر به ترتیب در زندانهای ایالتی و فدرال نگهداری می شوند.

    علیرغم نوع زندان ، کارکنان زندان مسئول حفظ نظم در داخل زندان  و اعمال  قوانین و مقررات هستند. برای اطمینان از اینکه زندانیان منظم و بر اساس مقررات رفتار می کنند کارکنان  زندان باید بر فعالیتهای آنان نظارت داشته باشند و  کارهای آنان را مورد توجه  دقیق قرار دهند. گاهی لازم است کارکنان زندانیان را بازرسی کنند تا اشیاء ممنوعه مانند سلاحهای سرد یا مواد مخدر را کشف و از نزاعهای زندانیان جلوگیری شود  و انضباط حاکم گردد. همچنین آنان به طور متناوب محل زندگی و اتاقها و دیگر اماکن زندانیان  در زندان را مورد بازرسی قرار می دهند و علاوه بر کشف اشیاء ممنوعه امکانات لازم مانند تختها، وسایل ضد آتش سوزی، دوربین ها و غیره را کنترل می نمایند. قفلها، حفاظ شیشه ها درب ها و ... از محلهایی است که مداوم بازرسی شده و در نهایت اشیاء پستی اهدایی و خود ملاقات کنندگان بازرسی می شوند.

    کارکنان زندان به طور کتبی و شفاهی اقدامات و کارهای زندانیان را گزارش می دهند. همچنین مشکلات امنیتی ، درگیریها، سرپیچی از مقررات و هر اقدام نامعمول باید توسط آنان گزارش و کلیه اقدامات در دفتر وقایع ثبت گردد. آنان بدون هیچگونه ملاحظه کاری باید کلیه امور را گزارش دهند. اگر شرایط ایجاب کند آنان باید به کمک نیروهای حفاظتی به دنبال ریشه جرایم رخ داده در زندان و یا در جستجوی زندانیان فراری باشند.

    در پوسته داخلی زندان کارکنان مسلح نیستند. آنان از ابزار ارتباطی مانند بیسیم استفاده  می کنند تا در زمان لازم به سرعت بتوانند کمک دریافت نمایند. آنان اغلب تنها و حداکثر با یک همکار دیگر در بین 50 الی 100 زندانی که در بندها اقامت دارند به کار مشغولند. در بعضی زندانها نیز گروهی از کارکنان از طریق دوربین های مدار بسته اعمال زندانیان را کنترل و نظارت می کنند.  اعزام و بدرقه زندانیان بین زندانها و دادگاهها و یا اعزام به مراکز درمانی و اقامت در آن مراکز  از جمله سایر وظایف کارکنان زندان است.

    دشواری کار در زندان

    زندان جامعه ای است کوچک. امروزه اگر وارد یکی از زندانها بویژه در شهرهای بزرگ شویم آنجا را همچون شهرکی کوچک و با امکانات نسبتاً مناسب می یابیم. امکاناتی همچون نانوایی، آرایشگاه، دکه های کوچک ، محیط های  تفریحی و حتی امکانات آموزشی از سطوح کاملاً ابتدایی همچون سواد آموزی تا دسترسی به تحصیلات عالی و دانشگاهی در اختیار زندانیان است.  با این حال این امکانات که اساساً برای زندانیان تدارک دیده شده تأثیری در کاهش سختی کار با زندانیان ندارد و کار در زندان همواره پیچیده، دشوار و پر استرس است. بسیاری از کسانی که در حبس به سر می برند مضطرب، خشن و اغلب افرادی مأیوسند که هنگامی که در محیط بسته قرار دارند بسادگی آرام نمی گیرند. بیشتر آنان را افرادی عصبانی و تند خو تشکیل می دهند که طبیعتاً نمی خواهند آنجا باشند ولی  به هر دلیل که محکوم شده باشند باید نگهداری و مدیریت شوند. وقتی افراد برای اولین بار دستگیر می شوند کارکنان زندان ممکن است با شخصیت واقعی و سوابق کیفری آنان آشنا نباشند و افراد شرور در بین عموم جمعیت زندانیان جای گیرند. این خطرناک ترین مرحله از فرایند حبس برای کارکنان است.

     بهر حال کارکنان زندان با زندانیان مجرم در یک محیط بسته به سر می برند. و در هر لحظه ممکن است مورد حمله و یا حتی خطر مرگ قرار گیرند و هیچ سلاحی هم ندارند.  هر سال تعدادی از کارکنان در زندانها در حین انجام وظایف خود توسط زندانیان مجروح می شوند. کاری که انجام  می دهند بسیار حیرت آور است. زندانیان به آنان توهین  می کنند و آنان هرگز نمی توانند اعمال زور کنند . اعمال زور نسبت به  زندانیان از سوی زندانبان قابل اغماض نیست.

    کارکنان زندان بر اساس وظایف خاص خود ممکن است در فضای باز یا بسته زندان به کار مشغول شوند. بعضی زندانها نوساز و جدید با امکانات بیشتری است اما اغلب زندانها قدیمی ، پر ازدحام ، شلوغ ، گرم و پر سرو صداست. کارکنان زندان در شیفتهای گردشی به کار مشغولند که این شیفتها برای بعضی کارکنان حتی به شکل 24*24 می باشد که هیچ گاه و در هیچ ایامی تعطیلی ندارند.

    اکثر کارکنان زندان در شغل خود باید مهارت زیادی داشته باشند.  در حقیقت آنان شغلی دارند که از نظر اکثر کارشناسان بسیار مشکل،  و لی از نظر عموم مردم  بی ارزش اهمیت است به طوری که اغلب کارکنان در بین عموم مردم از نام بردن شغل خود دچار تردید می شوند و تجربه نشان داده بسیاری از شاغلین در زندان خود را در محیط خارج با مشاغل دیگری معرفی می کنند.

    کارکنان زندان بدون استثنا مشکلترین شغل و در عین حال با حداقل امتیاز را در کارهای دولتی دارند. حتی در مقایسه با کارکنان نیروی  پلیس هم کارکنان زندان  کاری تنش زا و از نظر فیزیکی تهدید آمیز دارند. یک پلیس همیشه حداقل اسلحه دارد در حالی که کارکنان زندان حتی یک باتون هم ندارند و فقط با توانایی روحی و جسمی خود و با تعدادی اندک باید در کنار افراد بسیار خطرناک کار کنند.

    یکی دیگر از مشکلات آنان این است که در تمام ساعات کار باید کاملأ دقت داشته باشند؛ بنابراین به فشار کاری آنان افزوده می شود. آنان باید با شرایطی کار کنند که حداکثر محدودیت را که یک انسان می تواند تحمل کند ، اعمال می دارد.

    یکی از موسسات جرم شناسی در کانادا با بررسی عوامل استرس زا در زندان و تأثیر آن بر کارکنان زندان، آنها را به دو گروه عوامل درونی یا شخصیتی و عوامل برونی تقسیم کرده است. این پژوهشگران عواملی همچون تجربیات گذشته، ارزشها ، کنترل خود، شخصیت، و میزان سلامت جسمانی را از گروه عوامل درونی، و برخی نیروهای خارجی و سازمانی همچون میزان حجم کار ، عدم توانایی در کنترل محیط ، درگیریهای شغلی ، فرهنگ و محیط سازمان ، عدم مهارت و آموزش شغلی ، رفتار سرپرستان ، تغییرات متعدد در ساختار سازمان حقوق و دستمزد و نیز مشکلات و درگیریهای خانوادگی را از جمله عوامل تأثیرگذار برونی می شمارند که در افراد ایجاد استرس نموده و به شکلهای اضطراب ، تحریک پذیری و حساسیت ، غمگینی و افسردگی خود را نشان می دهد. همچنین استرس می تواند علایم رفتاری داشته باشد مانند عدم توانایی در تصمیم گیری، افزایش درگیریها با همکاران ، ضعیف شدن حافظه و خلاقیت کم.مطالعه دیگری نیز در یکی از موسسات جرمشناسی آمریکا انجام شده است. این مطالعه نشان می دهد که سطوح بالای استرس در زندانها منجر به مشکلات زیادی برای زندانبانان می شود مانند ناتوانی های جسمانی ، مشکلات خانوادگی ، مشکلات انضباطی ، مصرف نابجای داروها و حتی مواد مخدر، بازنشستگی زودرس و کاهش طول عمر تا حد 16 سال کمتر از جمعیت عادی کشور. در یکی از تحقیقات انجام شده در کشور ما نیز برخی علایم فرسودگی شغلی در قالب شاخصهای هیجانی، نگرشی ، رفتاری ، روان تنی و سازمانی مطرح و تعدادی از کارکنان یکی از زندانها به سوالات محقق که بر اساس این شاخصها بود پاسخ دادند . کارکنان زندان با وظایف متعددی مواجهند که با جدیت و ایثار به آن می پردازند. در اصل آنان با فعالیتی دو سویه  زندانها را  برای خود زندانیان مجرم امن نگه می دارند و مهمتر از آن با نگهداری این مجرمین، در حفظ امنیت خیابانهای شهر  به سایر مردم  خدمت می کنند.کارکنان زندان  قهرمانانی خاموش در نظام قضایی کشورهستند که مدتهاست هیچ  شناخت درستی از آنان انجام نگرفته است.این شرایط متفاوت در کار زندان  موجب شده در بعضی کشورها برای استخدام متقاضیان کار در زندان علاوه بر اطمینان از وضعیت سلامتی و تندرستی متقاضیان ، به بررسی روحی و روانی آنان برای کار در زندان بپردازند چرا که شرایط دشوار زندان نیازمند افرادی است که صرفاً به دلیل امرار معاش و بیکاری آن را انتخاب نکرده  از نظر روحی و روانی نیز مناسب کار در محیط غیر معمول زندان باشند. برای مثال در کشور انگلستان برای خود ارزیابی متقاضیان از روحیه کار در زندان  در بدو استخدام  از پرسشنامه هایی بدین شرح استفاده می شود:1- اکثر کارکنان زندان باید به صورت شیفتی کار کنند، که شامل شروع زود هنگام در صبح و پایان دیر هنگام در شب، شیفت های شبانه و گاهی کار در روزهای تعطیل است.

    - من کار شیفتی را دوست دارم و احساس می کنم سبک زندگی من با این نوع کار متغیر سازگار باشد.

    - کار شیفتی مناسب حال من نیست و بیشتر ترجیح می دهم در شیفت ثابت صبح به کار مشغول باشم.

    2- اگر چه زندانها اغلب آرام و محیطی کنترل شده اند، اما گاهی بعضی زندانیان اغتشاش و بی نظمی ایجاد کرده و کارکنان زندان باید بتوانند به نحو مطلوبی درگیریها را آرام کنند.

    - اگر کسی بر سر من فریاد بکشد ، معمولاً می توانم آرامش خودم را حفظ کنم و درگیری را با گوش دادن به خواسته های زندانی و به طور منطقی بر طرف کنم.

    - اگر کسی بر سر من فریاد بکشد برایم سخت است که کنترل خود را از دست ندهم و من نیز بر سر او فریاد می زنم.

    3- کارکنان زندان باید با گروههای مختلف مردم و با سوابق و تجربیات مختلف به کار بپردازند.

    - من بیشتر دوست دارم با کسانی کار کنم که به خود من شباهت زیادی دارند.

    - من علاقه دارم با افراد بسیار مختلف کار کنم و از چالشهای ایجاد شده از آن لذت می برم.

    4- به عنوان یک زندانبان ، مهم است که  با مردم  بر اساس جرایم ارتکابیشان رفتار نکنیم،  بلکه با همه رفتاری  یکسان ، انسانی و عینی داشته باشیم.

    - من به ظاهر افراد توجه می کنم و آن طور با آنان رفتار می کنم که دوست دارم با من رفتار شود.

    - برای من سخت است که جلوی احساسات و عقاید شخصی ام را بگیرم و آنها در کار و برخورد من با مردم تأثیر گذار خواهد بود.

    5- ضروری است که کارکنان زندان از مهارتهای ارتباطی عالی برخوردار باشند ، چرا که این مهارتها می تواند مانع و پیشگیری کننده بروز شرایط سخت باشد و محیط زندان را مطلوب می سازد.

    - گاهی برایم دشوار است با مردم ارتباط برقرار کنم و هیچوقت بهترین راه برای انتقال پیام را نمی دانم ، بویژه در شرایط سخت و غیر معمول.

    - من با مردم بخوبی و بطور موثر ارتباط برقرار می کنم ، به گفته های دیگران گوش فرا می دهم و سپس روش خودم را با موقعیت و فرد مورد نظر سازگار می سازم.

    6-کارکنان زندان باید دارای اعتماد به نفس باشند تا با هر نوع شرایط و موقعیتی که برای آنان حتی در شرایط بسیار سخت رخ می دهد بخوبی مواجه شوند.

    - من نسبتاً عصبی و اغلب مردد هستم و ترجیح می دهم دیگران در موقعیتهای دشوار اقدام کنند تا اینکه خودم مسئولیتها را به عهده بگیرم.

    - من عموماً از خودم مطئنم و مشتاقم خودم با موقعیتهای چالش آور روبرو شوم، به توانایی خودم اعتماد دارم و با این شرایط بخوبی برخورد میکنم.

    7- کارکنان زندان برای مواجه شدن با زندانیان و رفتارهای نابهنجار آنان باید صبور باشند.

    - من فردی صبورم و به سادگی صبرم لبریز نمی شود تا عکس العمل نشان دهم.

    - اگر دیگران مزاحمت ایجاد کنند بسرعت رنجیده خاطر می شوم و پنهان کردن ناراحتی برایم دشوار است.

    8- کارکنان زندان به صورت یک تیم عمل می کتتد و هماهنگی و حمایت دایم از یکدیگر در طول شیفت کاری بسیار ضروری است.

    - من بازیکن تیم هستم و از کار هماهنگ با دیگران ، حمایت آنان و در اختیار قرار دادن دانش و مهارتم به سود دیگران لذت می برم.

    - من وقتی نیاز داشته باشم با دیگران کار می کنم، اما در واقع دوست دارم وقتم را به تنهایی بگذرانم و وقتی می توانم به تنهایی کار کنم لذت می برم.

    9- ایجاد امنیت مهمترین اقدام در زندان است، و کارکنان زندان مسئولیت سنگینی در برقراری نظم و محیطی آرام برای هر کس در زندان دارند.

    - من با جدیت و تمرکز حواس هستم و به ندرت تمرکز خود را از دست می دهم و اجازه نمی دهم از استانداردها خارج شوم.

    - من نسبت به جزییات بی تفاوتم و گاهی فراموش می کنم پیگیر فرایندهای مهم باشم.

    10- کارکنان زندان وظیفه مراقبت از زندانیان را دارند و باید اطمینان حاصل کنند زندانیان در محیطی امن به سر می برند و در طول اقامتشان در زندان با احترام با آنان برخورد   می شود.

    - من دوست دارم در زندان کار کنم چرا که علاقمندم در زندگی زندانیان تغییر ایجاد کنم و نقش مهمی در بازپروری آنان داشته باشم.

    - من دوست دارم در زندان کار کنم زیرا در موقعیتی قرار می گیرم که می توانم افرادی که مرتکب جرم شدند را تنبیه کنم.

    معیارها

    هنگامی که ایده انتخاب زندانبان شایسته در هیات مدیره انجمن دفاع از حقوق زندانیان مطرح شده برخی از اعضای هیات مدیره بحق بر این نکته پافشاری داشتند که مهمتر از معرفی زندانبانی شایسته توضیح معیارهای انتخاب اوست.

    نکته کلیدی در درآمد معیارها توجه به فلسفه زندان در جهان مدرن است . در گذشته پارادایم نظام حقوقی ، حقوق تنبیهی بود و فلسفه زندان ، مجازات ، تنبیه و انتقام از مجرم بود. در جهان مدرن پارادایم نظام حقوقی حقوق ترمیمی است و مجرم را یک بیمار یا قربانی مناسبات و مدیریت‌های نادرست اجتماعی یا خانوادگی و هر جرمی ممکن است با وجود یا فقدان یک حادثه لحظه یا عامل در زندگی‌اش مسیر دیگری می‌پیمود و به جای یک مجرم امروز می‌توانست یک دانشمند یا کارگزار شایسته باشد. که می‌توان به معیارهای پیشنهادی زیر اشاره نمود:

    1. درباره زندانبان شایسته گزارشی مبنی بر ارتکاب قتل و شکنجه واصل نشده باشد. صرف وصول گزارش‌هایی در این زمینه کافی نیست و ادعاها باید مبتنی بر دلایل بوده و بررسی و تحقیق پیرامون آن بعمل آید .( اگر فردی در گذشته مرتکب نقض اصل 38 قانون اساسی شده و پس از آن نادم گردیده و سعی در جبران آن بعمل آورده باشد مورد استقبال مدافعان حقوق بشر خواهد بود (اما نه شایسته عنوان زندانبان نمونه و نه دریافت مدال و جایزه آن)

    2. احترام به شان و کرامت انسان و رعایت اصل 39 قانون اساسی مبنی بر ممنوعیت هتک حرمت و حیثیت زندانی و محکوم.

    3. رعایت کلیه موازین حقوق بشر مندرج در قوانین اساسی و عادی و آیین‌نامه‌ها درباره زندانی و حقوق ویژه با رعایت اصل حقوقی و جهانشمول تفسیر قانون به نفع متهم.

    4. اخلاق مداری؛ ممکن است دو زندانبان تمام موازین قانونی را رعایت کنند اما یکی خوشرو و دیکری ترشرو باشد. خوشرویی از صفات انسان خوب است و به تلطیف روابط در محیط انسانی می‌انجامد ولی در زندان اهمیت ویژه‌ای می‌یابد و فضای زیست را برای زندانی قابل تحمل و ترشرویی ، فضای زیست را ناگوار و دشوار می‌سازد و زندان در زندان می‌آفریند.

    5.زندانبان همچون پرستار است که وظیفه تیمار بیمار را بر عهده دارد و یکی از معیارهای انتخاب زندانبان شایسته ، نقش پرستار گونه اوست.

    6.زندانبانان باید خود را یک امانت دار بدانند و آگاه باشد که هدف از زندان ، تنبیه نیست بلکه دور نگهداشتن مجرم از جامعه و ممانعت از آسیب رساندن به دیگران است لذا او خود را نه یک مامور عذاب بلکه امانت داری ببیند که هدفش بازپروری زندانی است.

    7.زندانبان قاضی نیست و نباید قضاوت کند و همه زندانیان را با هر اتهامی باید در برابر قانون مساوی بداند و به همه به یک چشم بنگرد.

    8. رفتار زندانبان با خانواده زندانی محترمانه باشد . خانواده زندانی رنج بیشتری را تحمل می‌کنند و یکی از نقدهای اساسی بر این زندان این است که با اصل و مجازات مغایرت دارد و خانواده زندانی نیز به تبع حبس او ، مجازات مضاعف می‌شوند زیرا رنج دوری زندانی و نگرانی درباره وی را و نیز محرومیت‌های ناشی از فقدان زندانی به ویژه اگر سرنوشت خانوار باشد و نیز مشقت تامین هزینه‌های زندانی و پیگیری امور حقوقی او و ملاقات با زندانی را متحمل می‌شوند و در خصوص زندانیان بزهکار احساس تحقیر و سرزنش دیگران را نیز به جان می‌خرند . لذا رعایت حرمت خانواده که جرمی ندارند و شرایط دشوارتری را تحمل می‌کنند ضروری است رفتار نامناسب زندانبان با خانواده زندانی به معنای از دست دادن یکی از معیارهای زندانبان شایسته است.

    9. در مجموع،زندانبان شایسته می‌کوشد محیط زندان را محیط عذاب نکند و زندان در زندان به وجود نیاورد و وسایل یک زندگی عادی و مورد نیاز انسانی را فراهم سازد زیرا قرار است زندانی ( اعم از مجرم یا خاطی یا متهم ) فقط از جامعه دور نگه داشته شود.

    در پایان

    کارکنان زندان  قهرمانانی خاموش در نظام قضایی کشورهستند که مدتهاست هیچ شناخت درستی از آنان انجام نگرفته است.                                                

                رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

                کــار ملــک است آنــکه تدبیر و تامل باید

    منابع

    www.west-azarprisons.ir

    www.javanemrooz.com

    www.lorestanprisons.ir

    www.yazdprisons.ir

    www.shahrvandemrouz.com

     

    [ چهارشنبه دوم شهریور 1390 ] [ 21:40 ] [ اشک مریم ] [ ]

    ادامه مددکاری اجتماعی در زندان

    تبدیل زندان به محیط اصلاح و تربیت

    تبدیل زندان به محیط اصلاح و تربیت سلامت و امنیت جامعه به عنوان یک اصل مهم ایجاب می نماید، زندان محیط تهذیب و کانون اصلاح و تربیت باشد، نه مکانی جهت تن آسایی و آموزشگاهی برای یادگیری و تکمیل درس ها، ‌رفتار های انحرافی،‌ اشاعر اعمال زشت و مغایر اخلاق و در یک جمله مکانی برای تبادل تجارب منفی صاحبان اندیشه های کج و منحرف و نیز القای افکار پلید و غیر انسانی به مشتی جوان و جماعت ساده دل،خوش باور،‌ خام و نپخته از ساکنان سیه بخت این چهار دیواری. زندانی بنا به علل و تحت تاثیر شرایطی خاص به ناگاه خود را در این محیط که ساکنانش را افرادی گوناگون از جهات مختلف اجتماعی، ‌اقتصادی، ‌فرهنگی و روانی تشکیل می دهند، ‌می بیند کم نیستند کسانی که ناخواسته و بدون داشتن عمد و قصد قبلی و صرفا به علت بروز اشتباهی و یا چه بسا اتفاقی بدین مکان می آیند از آنجایی که فلسفه اساسی مجازات زندان در دنیای امروز و از جمله در آیین بزرگ و اجتماعی اسلام چیزی جز اصلاح، تربیت و تهذیب فرد از جنبه های مختلف و در نهایت تدارک و تامین سلامت و امنیت جامعه نبوده و نیست، پس سزاوار و شایسته است.

    ماده ١ :

    الف) مددكاري عبارت است از : تلاش در جهت فراهم نمودن زمينه هدايت معنوي و مادي و شناخت تواناييها و مشكلات مددجو و سعي در بهره ور نمودن استعدادها و چاره جويي نارسائيها و مشكلات رواني، ‌اجتماعي و اقتصادي مددجو و تلاش در جهت تطبيق مقتضيات اجتماعي با شرايط فردي مددجو، فراهم آوردن شرايط پذيرش اجتماعي مددجو و سازگاري اجتماعي وي.

    ب) مددكار: فردي است كه به دانش مددكاري و علوم اجتماعي و مهارت در تنظيم روابط انساني مجهز است و خدمات مددكاري انجام مي دهد.

    د) مددجو : مددجويان موضوع اين آيين نامه عبارتند از كليه افرادي كه بر اساس تصميم مراجع ذيصلاح قانوني در زندانها ،‌ بازداشتگاهها، كانونهاي اصلاح و تربيت و مراكز اقدامات تاميني و موسسات وابسته به سازمان زندانها نگهداري مي شوند. محكومان آزاد شده اي كه به مراكز مراقبت بعد از خروج معرفي شده اند و حسب اعلام خود آنان يا مديران واحدهاي ذيربط سازمان زندانها، ‌نياز به رسيدگي، مساعدت يا مراقبت دارند .

    تبصره : خانواده افراد مذكور در اين ماده و نيز كليه خانواده هايي كه تحت حمايت انجمنهاي حمايت از زندانيان قرار مي گيرند و نياز آنان به خدمات مددكاري بوسيله مديران انجمنها اعلام مي شود نيز مددجو تلقي مي شوند.

    ماده ٢ : اصول مددكاري اجتماعي

    اصولي كه بايد در امر مددكاري رعايت گردد عبارتند از :

    الف ) اصل قبول يا پذيرش مددجو: مددكار موظف است در هر شرايطي صرف نظر از جنبه‌هاي عقيدتي نژادي ، مالي و غيره مددجو را بپذيرد .

    ب) اصل برقراري ارتباط يا ايجاد رابطه : مددكار سعي مي نمايد با برقراري ارتباط (فردي) مددجو را مورد شناسايي ،‌تشخيص و باز تواني قرار دهد .

    ج) اصل توجه به كرامت انساني و حفظ شخصيت فرد: مددكار مددجوي خود را فارغ از خصوصيات و اوصاف بروني و دروني پذيرا مي باشد و نيازها و عواطف و شخصيت وي را محترم مي شمارد .

    د) اصل مشاركت در فعاليتها : مددكار بايد تلاش نمايد كه مددجويان را در فعاليتهاي گوناگون شركت دهد تا از اين طريق زمينه بروز استعدادها و خود شكوفايي مددجو فراهم گردد.

    هـ ) اصل راز داري حرفه اي : رازداري حرفه اي به عنوان مهمترين ركن در مددكاري اجتماعي به منظور برقراري اعتماد رعايت ميشود.

    و) اصل خود آگاهي مددكار : مددكار بايد نسبت به ضعف ها و نقاط قوت خود آگاه بوده ، از قضاوت ارزشي و يا دخالت دادن احساسات و افكار خود در رابطه حرفه اي خودداري نمايد.

    ز) اصل آزادي فكر و بيان آزادانه افكار : مددكار با ايجاد محيط صميمي و رفتار صريح و بيان آزادانه افكار خود امكان بيان عقايد و ا ظهار دردها و كمبودها و نيازها را براي مددجو فراهم نمايد و خطر طرد شدن ،‌ تحقير و يا مورد خيانت واقع شدن را در مددجو از بين ببرد و بدين ترتيب احساس امنيت را در وي تقويت نمايد .

    ماده ٣: اهداف مددكاري اجتماعي

    اهداف مددكاري اجتماعي عبارتند از :

    الف ) ايجاد زمينه هاي لازم در جهت اصلاح ،‌تربيت و تهذيب مددجويان با استفاده از كارشناسان امور فرهنگي با تكيه به فرهنگ غني اسلامي و دانش رفتار شناسي انساني .

    ب) پيشگيري از آثار سوء ناشي از محبوس شدن فرد .

    ج) تلاش در جهت بازسازي شخصيت مددجويان با بهره وري از سنجش استعدادها و ظرفيت هاي آنان.

    د) تلاش در جهت تغيير و تعديل تفكر مددجو و كمك به مددجو در جهت پي بردن به واقعيتهاي زندگي

    ه) ايجاد روحيه صبر و توكل و اميد به آينده اي روشن و تلاش در جهت رشد استعدادهاي نهفته به منظور تقويت اعتماد به نفس.

    و) فراهم نمودن فرصت براي مسئوليت پذيري مددجويان و كمك به آنان به شناخت بيشتر با استفاده از امكانات بالقوه و بالفعل .

    ز) آماده سازي زمينه هاي بازگشت مجدد مددجويان به زنگي اجتماعي و تسهيل شرايط پذيرش آنان در محيط خارج از زندان .

    ح) شناسايي امكانات حرفه اي و استعدادهاي هنري و علمي و فني مددجو و پيشنهاد طرق باز تواني و اشتغال و خودكفايي مالي مددجو .

    ماده ٤ : وظايف مددكاران اجتماعي

    وظايف مددكاران اجتماعي به شرح ذيل است :

    الف ) تنظيم و تشكيل پرونده شخصيتي مددجويان

    ب) بررسي مسائل و مشكلات خانوادگي و رفتاري مددجويان راهنمايي و ارشاد و ارائه نظرات مشورتي از طريق مصاحبه ،‌مشاوره و راهنمايي و ...

    ج) ارائه نظرات كارشناسي به شوراي طبقه بندي و انضباطي .

    ه) تشويق و ترغيب مددجويان به شركت در فعاليتهاي گروهي در زندان .

    و) ارائه نظرات مشورتي به كارشناسان ،‌مسئولين زندان و مقامات قضايي در جهت رفع مشكلات مددجويان با رعايت اصل سلسله مراتب .

    ز) ارائه نظرات مشورتي در خصوص مددجويان آزاد شده به مراجع ذيصلاح حسب ضرورت.

    ح) شناسايي و اظهار نظر در خصوص مددجويان واجد شرايط جهت معرفي به مراكز مراقبت بعد از خروج به موسسات خدمات اجتماعي حسب ضرورت .

    ط) بررسي وضعيت معيشتي و خانوادگي مددجويان از طريق مصاحبه با خانواده آنان و عندالاقتضاء تهيه گزارش از وضعيت زندگي خانوادگي مددجو پس از هماهنگي با رئيس زندان .

    ي) جستجوي راه حلها ،‌بهره گرفتن از عواطف در كار ،‌ يادگيري و تمرين جديد .

    ل) همكاري با روانپزشكان و روانشناسان تربيتي به منظور شناخت علل ناسازگاري و ناراحتي هاي رواني مددجويان.

    م) ارتباط با مسئولان قضايي ، اداري ، اجرايي و انتظامي به منظور رفع مشكلات مددجو در حدود قوانين و مقررات مربوط، بعد از آزادي مددجو از زندان .

    ن) مذاكره با شكات مددجويان و تلاش در جهت آزادي مددجو از زندان .

    س) اتخاذ تدابير لازم به منظور شناسايي مددجويان نيازمند جهت معرفي به انجمن حمايت زندانيان و ساير موسسات حمايتي به منظور دريافت هرگونه كمك .

    ع) شناسايي و جلب همكاري افراد خير داوطلب جهت كمك به مددجويان و معرفي آنان به مراجع ذيصلاح.

    ف) نظارت بر نحوه فعاليت مدد ياران اجتماعي و بررسي پيشنهادات آنان .

    ص) شناسايي مددجويان نيازمند به امكانات توانبخشي و معرفي آنان به واحدهاي مربوطه حسب ضرورت .

    ق) تشكيل جلسات گروهي با مددجويان و استفاده از راهكارهاي مناسب جهت ريشه يابي و حل مسائل و مشكلات آنان .

    ماده-٥ :

    مددكاران بايد طبق سوگند نامه زير سوگند ياد كنند و متن سوگند نامه را امضاء نمايند

    تبصره : سوگند نامه به شرح زير است:

    بسم الله الرحمن الرحيم

    «من» به عنوان يك مددكار تعليم يافته حرفه اي ،‌در پيشگاه قرآن كريم به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي كنم كه روابط حرفه اي خويش را بر طبق منشور اخلاقي مددكاري تنظيم و اجرا كنم بدينوسيله رضايت دروني و ايمان و اعتقاد خويش را به اين نكات ابراز مي دارم :

    «من» نخستين تعهد پيمان خويش را خدمت راستين به افراد گروهها و جامعه ميدانم ،‌خدمتي كه جهد در بهبود و پيشرفت شرايط اجتماعي را نيز شامل ميگردد.

    «من» مسئوليت خدمتي را كه به انجام دادنش مفتخرم با آغوش باز ميپذيرم .

    «من» مسئوليت حرفه اي خويش را بر علايق شخصي ترجيح مي دهم و مي كوشم تا منافع شخصي را فداي مصالح عمومي كنم.

    «من» تعهد مي كنم كه در پنهان داشتن اسرار مردم از گزند نامحرمان كوشا باشم و اصل راز داري حرفه اي را كه از اصول مهم مددكاري است با آغوش باز مي پذيرم .

    «من» به موازين علمي، يافته ها و عقايد صاحبنظران با ديده احترام مي نگرم طريق منطق را براي بيان و تعبير آنها بر مي گزينم .

    «من» به اصول حرفه اي مددكاري اجتماعي اعتقاد كامل دارم و اعمال و رفتار خود را بر مبناي علم و ‌ تجربه و مهارتهاي مددكاري بنيان مي نهم.

    «من» مسئوليت و وظيفه حرفه اي خود مي دانم كه عقايد و يافته هاي علمي و حرفه اي خويش را به خاطر پيشرفت برنامه هاي بهزيستي انسانها و گسترش خدمات اجتماعي، در اختيار بشريت قرار دهم و حمايتم را از اين طرحها اعلام مي دارم .

    «من» تعهد مي كنم كه در حفظ و ح م ايت از جامعه بكوشم و رد جلوگيري از اعمال غير اخلاقي و ضد ارزشهاي ديني كه توسط اشخاص حقيقي يا حقوقي در جامعه صورت مي‌گيرد، كوشا باشم.

    «من» آمادگي خويش را براي تقديم خدمت لازم حرفه اي در هنگام رويدادها ي ناگهاني و حوادث غير منتظره عمومي اعلام مي دارم.

    «من» بين گفتار و كردار خويش به عنوان يك فرد اجتماعي ،‌و بين گفتار و كردار حرفه اي خود به عنوان نماينده يك موسسه در جامعه فرق قائلم و با وضوح و صراحت شايسته اين دو را از يكديگر تشخيص و تميز مي دهم .

    «من» از اين اصل كه هر حرفه اي لازمه اش تعليم و تربيت حرفه اي است پشتيباني مي‌كنم.

    «من» عهد مي بندم كه به ايجاد و حفظ شرايط لازمي كه در موسسه هاي مختلف ، مددكاران را قادر مي سازد تا به مفاد منشور اخلاقي عمل كنند كمك كنم .

    «من» تعهد مي كنم كه در داوري هاي حرفه اي ،‌خواستها و عواطف خويشتن را معيار سنجش قرار ندهم ،‌سعي مي كنم كه احساسات انسانها را درك كنم . از احساسات ،‌تعصبات و پيشداوري هاي شخصي دوري گزينم تا بدينوسيله به تجلي و كشف واقعيتها كمك كرده باشم.

    «من» براي تحقق بخشيدن به هدفهاي اين منشور ، تعهدات و پيمانها ي خويش را با توجه با حق تقدم موردها ،‌آنطور كه هر موقعيت ايجاب مي كند انجام مي دهم ،‌ اصول مددكاري را در نظر مي گيرم و براي انجام دادن خدمت راهي بر مي گزينم كه با روح و مفاد اين منشور اخلاقي وفق دهد .

    ماده ٦: وظايف مددياران اجتماعي :

    وظايف مددياران اجتماعي عبارتند از :

    اجراي وظايف محوله از سوي مدير زندان، مددكار مافوق از جمله امور ذيل :

    الف) كمك به تشكيل و تنظيم پرونده شخصيتي مددجويان با نظارت مددكار اجتماعي حسب ضرورت .

    ب) كمك به مددكاران اجتماعي در تشكيل جلسات گروهي با مددجويان و استفاده از راهكارهاي مناسب جهت ريشه يابي و حل مسائل و مشكلات آنان با نظارت مددكار اجتماعي.

    ج) تشريك مساعي در درك و تشخيص مشكل مددجويان با مددكار اجتماعي .

    د) كمك به پيگيري پرونده قضايي مددجويان و عندا ل لزوم مطالعه آن با ارائه معرفي كتبي از زندان با نظارت مددكار اجتماعي .

    ه ) كمك به مددكار اجتماعي در خصوص رضايت شكات .

    و) نگهداري و طبقه بندي كليه گزارشها ،‌ تشكيل پرونده و انجام ديگر مكاتبات مربوط.

    ز) جمع آوري درخواستهاي مددجويان و ارائه آن به مددكاران اجتماعي .

    تبصره: مددياران موظفند در جهت انجام ماموريتهاي خود حسب نظر مقامات قضايي ذيربط همكاري لازم را معمول دارند.

    تبصره: سازمان زندانها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور مي تواند جهت نيل به اهداف مندرج در ماده ٣ اين آيين نامه از خدمات مددكاران و مدد ياران اجتماعي نهادها و موسسات دولتي و غيردولتي و ساير اشخاص حقيقي به صورت افتخاري استفاده نمايد .

    ماده ٧ : تشكيلات:

    ١ـ در هر زندان واحد مددكاري با حضور تعداد كافي مددكار و مدد يار تشكيل مي شود .

    ٢ـ نظرات كارشناسي مددكاران بايد به طور جدي ملحوظ نظر شوراي نظر شوراي طبقه بندي زندان و قاضي ناظر زندان قرار گيرد .

    ٣- محاكم و قضات اجراي احكام به هنگام پيگيري مشكلات مددجويان بايد حرمت مددكاران را محفوظ داشته و نظرات آنان را استماع و در حد مقدورات قانوني مورد عمل قراردهند .

    ٤ـ آزادي مشروط زندانيان و عفو و تخفيف مجازات زندانيان و همچنين مرخصي و ملاقات آنان در مواقعي كه مددكاران اجتماعي تشخيص مي دهند توسط رئيس زندان پيگيري خواهد شد.

    ٥ ـ انجمن حمايت زندانيان، اداره بهزيستي و ساير موسسات خيريه در حد مقدورات با مددكاران با مددكاران اجتماعي همكاري مي كنند.

    ماده ٨ :

    واحد مددكاري آمار فعاليتهاي ماهيانه خود را در ٣ نسخه تهيه و به مدير واحد خود اداره كل اقدامات تاميني سازمان زندانها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور و رئيس دادگستري حوزه قضايي ارسال مي نمايد.

    ماده ٩ :

    بودجه واحد مددكاري در بودجه ساليانه هر اداره كل منظور و از محل اعتبارات مصوب پرداخت مي شود .

    ماده ١٠:

    اين آيين نامه مشتمل بر ٩ ماده و ٤ تبصره بنا به پيشنهاد وزير دادگستري و رئيس سازمان زندانها در تاريخ ٢٦/٦/٧٩ به تصويب رئيس قوه قضائيه رسيد .

    به جای کلام آخر :

    در درمان هر عارضه و بیماری اعتقاد بر آن است که نصف فرایند درمان را می بایست در تشخیص ( شناخت اسباب پیدایی مشکل وبیماری ) جستجو نمود، از این رو در بحث آسیب شناسی وضعیت مددکاری اجتماعی در سازمان زندانها با مطالعه و مداقه در عوامل ، موانع و چالشهای فرا روی آن و تلاش جهت کنترل و رفع این نابسامانی ها گامهایی مؤثر جهت بهبود وضعیت این حرفه برداشت لیکن آنچه مهم به نظر می رسد آن است که با تکیه بر تجارب گذشته این حرکت ها نمی بایست صرفاً در حد برگزاری همایش و به شکل مقطعی و گذرا باشد ، در کشوری که داعیه آن زندانبانی اسلامی و اصلاح فرد است و با نگاهی به تاریخچه علم مددکاری اجتماعی در ایران و جهان مشخص می گردد که اصول اساسی آن کاملاً بر گرفته از تعالیم و اخلاق اسلامی ست ،بر همه مسئولین ، مدیران و سیاستگزاران این حوزه شغلی در گستره و سیعی تغییر نگرش و تجدید نظر در ساختار ادارای مددکاری ، دقت در پذیرش و گزینش داوطلبان این حرفه از حیث تخصص همراه تعهد ، ارتقای سطح نرم افزاری و سخت افزاری مددکاری از یک سو ، ترتیب نشست های تخصصی قضات و مددکاران ، آموزش ضمن خدمت قضات و کارکنان دستگاه قضائی به منظور آشنائی با ضرورت ، اهداف و شرح وظایف مددکاری در زندان از سوی دیگر ، انجام تحقیقات میدانی با استفاده از روش علمی تحقیق چون زمینه یابی ، اقدام پژوهشی و.... بایسته است کمر همت بندند که در این مسیر مددکاران اجتماعی زندانها نیز می بایست تمام مساعی خود را با جدیت بیشتر از بیش بکار گیرند و با پایبندی به منشور اخلاقی این حرفه بسان مبارزی نستوه و عاشقی واله و شیدا بدون خستگی در مقابل موانع ثابت قدم و استوار بمانند چه اینکه :‌

    در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

    شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

    مـنـابـع :

    سایت های :

     http://www.gilehookhan.mihanblog.com/post/1

    http://pishgamane-irani.blogfa.com/post-26.aspx

    http://rahianehemayat.com/madadkari.htm

     

     

     

     

    [ چهارشنبه دوم شهریور 1390 ] [ 21:35 ] [ اشک مریم ] [ ]

    ادامه مددکاری اجتماعی در زندان

    عوامل درون محیطی:

    مجموعه عواملی هستند که در داخل زندان می توانند فرایند مددکاری و ارائه خدمات این حرفه را دچار چالش نموده و به مخاطره اندازد که می توان به موارد زیر اشاره نمود :

    - کمبود فضای فیزیکی مناسب به منظور انجام مصاحبه های فردی و مشاوره گروهی و بطور کلی فرایند کار با فرد و گروه مددجویان و نبود امکانات و شرایط لازم جهت ارائه خدمات مددکاری تا جائی که در اکثر زندانها مشاهده می گردد چندین نفر مددکار در یک اتاق استقرار داشته و این مسئله مددجو را جهت بیان مسائل محرمانه خود دچار مشکل ساخته و کارمددکار را نیز جهت ایجاد رابطه حسنه مبتنی بر رازداری و اعتماد سازی دچار نقصان می نماید و علی رغم اعلامهای مختلف بصورت کتبی در قالب ارائه مقالات در جراید و همایشهای مرتبط با موضوع مددکاری و چه به صورت شفاهی طی بازدید های مسئولین ذی ربط متأسفانه شاهد تحول و اتفاق جدی و چشمگیر در خصوص ارائه تمهیدات اثر بخش از سوی مسئولین نبوده و نتیجه آن شده که در عمل جهت عملیاتی و اجرائی نمودن آئین نامه مددکاری ( اهداف ووظایف ) دچار ضعف شدید هستیم .

    - باستناد تبصره ماده 38 آئین نامه سازمان که مدیران کل هر استان را مکلف نموده تا بودجه ای را به صورت تنخواه جهت جلب رضایت شاکی و بدهی های محکومین مالی تا سقف دومیلیون ریال را در اختیار واحدهای مددکاری هر ندامتگاه قرار دهند این امر عموماً لحاظ نگردیده و در موارد خاص و نادر نیز متأسفانه میزان تنخواه به نسبت حجم تقاضاهای مددجویان بسیار ناچیز می باشد .

    - با نگاهی به آمار زندانیان در زندانهای کشور و حجم تقاضاها و مشکلات آنها فراوانی مددکاران اجتماعی شاغل در زندانها جهت ارائه خدمات به مددجویان از حجم بسیار پائینی برخوردار است به عبارتی فراوانی تعداد زندانیان به نسبت مددکاران بیشتر است ، به نقل از ربیعی و اسلامی مقدم (1388) در سال 1386مجموعاً 702نفر به عنوان و نام مددکار اجتماعی در سازمان زندانها به ارائه خدمات به مددجویان(زندانیان )کشور که فراوانی آنها متجاوز از 150000نفر میباشند می پردازند بعبارتی با یک حساب سرانگشتی در ازای هر 213 نفر مددجو یک مددکار .

    با توجه به نسبت فوق و اینکه مددجو که مددکار را پل ارتباطی خود با داخل زندان و خارج از آن قلمداد نموده و بعبارتی موجز مددکار را تنها حلال مشکلات خود می داند و بارمضاعف بر دوش مددکار و حتی فراتر از توان وانرژی وی ، چه در پیش خواهد داشت ؟ماحصل آن می تواند چیزی جز ایجاد فشارهای جسمی و روانی ، فرسایش شغلی و حتی زمینه بروز اختلالات شایع روانی در سطح نوروتیک و سایکوتیک باشد؟ البته شایان ذکر و مایه خرسندی و مسرت است که در پیش نویس اصلاحیه آئین نامه اجرائی مددکاری زندانها مصوب1379ضمن تجدید نظر در ساختار مددکاری اجتماعی و با معرفی تیم توانمند سازی (متشکل از مددکار، روان شناس، و کارشناس قضائی) پیش بینی نموده شده که بخشی از وظایف این حرفه که در اصل و ماهیتاً هم در چارچوب تخصصی این رشته نبوده (همچون دریافت و ثبت درخواستهای حقوقی ، پیگیری پرونده قضائی ، ارائه مشاوره و معاضدت های حقوقی و....)که تا بیش از این بر عهده مددکار بوده و مددکاران در بسیاری از موارد ذکر شده خارج از تخصص و دانش رشته تحصیلی و شغلی خود و از طریق خطا و آزمون و یا مطالعات جنبی خود پاسخگوی چنین مطالبات مددجویان در این حوزه بودند و هستند برداشته شود و به کارشناس قضائی واگذار گردد که می بایست در انتظار عملی شدن این اصلاحیه آئین نامه ماند و شاهد بود که تا چه سطحی شکل عملیاتی و اجرائی به خود خواهد گرفت .

    - نکته دیگر که می توان از آن به عنوان چالش جدی در تشدید وضعیت آسیب زای مددکاری در زندانها ذکر نمود عدم استفاده صحیح از افراد و نابجا گماری آنان در پست های مددکاری اجتماعی است بطوری که به نقل از ربیعی و اسلامی مقدم ( 1388) از 620پست مددکاری اجتماعی تنها تعداد کمی فارغ التحصیل رشته مددکاری اجتماعی هستند و این عدم دقت در پذیرش و گزینش و بکارگیری افرادی که حائز شرایط نبوده و دارای تحصیلات غیر مرتبط با حوزه کاری مددکاری همچون رشته های الهیات ، مطالعات خانواده ،‌دبیری علوم اجتماعی و...... میباشند خود می تواند سبب ساز بروز موانع و مشکلات در فرایند مددکاری در زندانها گردد و از این رو بر مسئولین ذی صلاح در این حوزه (منابع انسانی ) فرض و شایسته است تا در سیاستگزاریها به منظور تأمین منابع انسانی در این حرفه خطیر اهتمام بیشتری نمایند .

    - نکته آخر در بخش موانع درون محیطی باید اذعان داشت که هنوز با گذشت بیش از 30دهه از فعالیتهای مددکاری در زندانها و با همه فرازها و فرودها و کاستی ها هنوز مددکاری و فرد شاغل در این حرفه که در کشور ایران اسلامی روز میلاد حضرت علی (ع)ابر مددکار عالم هستی را به نام این حرفه نامگذاری شده جایگاه واقعی خود را چه در داخل زندان ( بین مسئولین واحدها) و چه در بیرون از زندان ( خاصه مراجع قضائی )آنچنان که شایسته و سزاوار است پیدا ننموده و مددکار در مواردی دچار تداخل نقش و تضاد نقش در برخورد با مددجویان میشود مددکاری که در پرتو سوگندنامه مددکاری و منشور اخلاقی در چارچوب اصول مددکاری بدون چشمداشتی در صدد حل مشکلات مددجویان بر می آید در مواردی در مظان انواع اتهام قرار می گیرد!جائی بسی تأسف است و شایسته است همه مسئولین و اولیای مرتبط با این حوزه همگام با مددکاران در پی شفاف سازی و از بین بردن چنین نگرش ناپسندی نسبت به مددکاران برآیند.

    عوامل بیرون محیطی

    همسو با عوامل درون محیطی که هر کدام می توانند به نوبه خود ساختار مددکاری اجتماعی در زندان را دچار آسیب نمایند عوامل دیگری در بیرون از زندان نیز اسباب چالش ها و موانعی در فرایند مددکاری می توانند تأثیر گذار بوده و فرایند آن را به مخاطره اندازند از جمله موانع تأثیر گذار بیرون محیطی جدای از عدم پذیرش مددکاری از سوی اطرافیان ( خاصه در مبحث جلب رضایت شاکی خصوصی و اولیای دم که از وظایف مددکاری در آئین نامه پیش بینی شده است) بواسطه عدم شناخت صحیح و ضعف در اطلاع رسانی مراجع ذی صلاح و حتی خود همکاران مددکار در معرفی ، اهداف و شرح وظایف این شغل در سطح جامعه و اقشار مختلف ، مهمتر از آن جایگاه و وضعیت مددکاری و مددکاران در محاکم قضائی است بطوری که علی رغم آن که چه در آئین نامه اجرائی مددکاری مصوب 1379 و چه پس از آن در پیش نویس اصلاحیه آئین نامه مذکور بخشی از امور چون پیگیری پرونده حقوقی که تا پیش از این بر عهده مددکار اجتماعی بوده و از وظایف کارشناس حقوق قضائی لحاظ گردیده است و شرح وظایف پست سازمانی مددکاری تعامل و مراجعه به مراجع قضائی می باشد ونیز در بند 1 ماده 8 پیش نویس مذکور محاکم قضائی و قضات مؤظف به حفظ حرمت تیم توانمند سازی و استماع نظرات کارشناسی و اجرای پیشنهادات آنان در حد مقدورات قانونی شده اند، متأسفانه شاهد تعاملات حرفه ای سازنده و مطلوب از سوی قضات دادگاهها و دادسراها و کارکنان شعبات و اجراهای احکام کیفری ، انقلاب و حقوقی نیستیم تا جائی که در مواردی سوای ازعدم حفظ وصیانت حرمت مددکاری و فرد شاغل در این حرفه ، مددکار مورد تهدید به بازداشت از سوی قضات قرار می گیرد و چنانچه حسب نیاز و درخواستهای مکرر زندانی و فشار مضاعف بر روی مددکار اجتماعی به منظور پیگیری پرونده مددجو(زندانی)چند بار به شعبه ای مراجعه شود در خوش بینانه ترین وضعیت اعلام می دارند که چه رابطه ای با مددجو داشته و از نسبت نسبی یا سببی مددکار با مددجو سؤال می کنند و گاهی مددکار را وکیل می پندارند و متأسفانه تفکیکی بین مددکار و وکیل قائل نبوده و فراتر از آن با برخوردهای سردو منفعلانه ای که شایسته این حرفه و فرد شاغل در آن نیست به وی لقب کار چاق کن یا کار راه انداز می دهند ! در حالیکه تعامل بین مددکار و قضات و سایر کارکنان شعبات در اکثر کشورهای دنیا تعریف ، پذیرفته و تعیین شده است و قضات می توانند در چارچوب قانون از نقطه نظرات کارشناسی مددکاران در صدور رأی نهائی بهره گیرند و این نوع نگرش منفی نسبت به مددکاران جای بسی تأسف همراه تأمل اندیشه دارد. البته ذکر این نکته نیز لازم است که انسان جایز الخطاست و مددکار هم در درجه اول انسان است و ممکن است خواسته یا ناخواسته مرتکب اشتباه و در مواردی نیز سوء استفاده از موقعیت خویش گردد که در جای خود می بایست از طریق مراجع ذی صلاح و مربوط پیگیری و حسب ضرورت مورد بازخواست و مجازات قرار گیرد چه اینکه قدم نهادن در این حرفه به واقع شایستگی ، تعهد، لیاقت و پایبندی به اصول اخلاقی خود را می طلبد و از این رو همان طور که قبلاً نیز ذکر شد و به جهت اهمیت آن مجدد مورد تأکید قرار می گیرد در پذیرش و گزینش داوطلبان این رشته شغلی می بایست دقت و همت تمام و کمال به کار بسته شود.

    آیین نامه اجرایی مددكاري اجتماعي سازمان زندانها

    مددكاري عبارت است از تلاش در جهت فراهم نمودن زمينه هدايت معنوي و مادي و شناخت تواناييها و مشكلات مددجو و سعي در بهره ور نمودن استعدادها و چاره جويي نارسائيها و مشكلات رواني، ‌اجتماعي و اقتصادي مددجو و تلاش در جهت تطبيق مقتضيات اجتماعي با شرايط فردي مددجو، فراهم آوردن شرايط پذيرش اجتماعي مددجو و سازگاري اجتماعي وي. مددكار: فردي است كه به دانش مددكاري و علوم اجتماعي و مهارت در تنظيم روابط انساني مجهز است و خدمات مددكاري انجام مي دهد. مددجو : مددجويان موضوع اين آيين نامه عبارتند از كليه افرادي كه بر اساس تصميم مراجع ذيصلاح قانوني در زندانها ،‌ بازداشتگاهها، كانونهاي اصلاح و تربيت و مراكز اقدامات تاميني و موسسات وابسته به سازمان زندانها نگهداري مي شوند. محكومان آزاد شده اي كه به مراكز مراقبت بعد از خروج معرفي شده اند و حسب اعلام خود آنان يا مديران واحدهاي ذيربط سازمان زندانها، ‌نياز به رسيدگي، مساعدت يا مراقبت دارند .

    تبصره : خانواده افراد مذكور در اين ماده و نيز كليه خانواده هايي كه تحت حمايت انجمنهاي حمايت از زندانيان قرار مي گيرند و نياز آنان به خدمات مددكاري بوسيله مديران انجمنها اعلام مي شود نيز مددجو تلقي مي شوند.

    اصول مددكاري اجتماعي

    اصولي كه بايد در امر مددكاري رعايت گردد عبارتند از :

    اصل قبول يا پذيرش مددجو: مددكار موظف است در هر شرايطي صرف نظر از جنبه‌هاي عقيدتي نژادي ، مالي و غيره مددجو را بپذيرد .

    اصل برقراري ارتباط يا ايجاد رابطه : مددكار سعي مي نمايد با برقراري ارتباط (فردي) مددجو را مورد شناسايي ،‌تشخيص و باز تواني قرار دهد .

    اصل توجه به كرامت انساني و حفظ شخصيت فرد : مددكار مددجوي خود را فارغ از خصوصيات و اوصاف بروني و دروني پذيرا مي باشد و نيازها و عواطف و شخصيت وي را محترم مي شمارد .

    اصل مشاركت در فعاليتها : مددكار بايد تلاش نمايد كه مددجويان را در فعاليتهاي گوناگون شركت دهد تا از اين طريق زمينه بروز استعدادها و خود شكوفايي مددجو فراهم گردد.

    اصل راز داري حرفه اي : رازداري حرفه اي به عنوان مهمترين ركن در مددكاري اجتماعي به منظور برقراري اعتماد رعايت ميشود.

    اصل خود آگاهي مددكار : مددكار بايد نسبت به ضعف ها و نقاط قوت خود آگاه بوده ، از قضاوت ارزشي و يا دخالت دادن احساسات و افكار خود در رابطه حرفه اي خودداري نمايد.

    اصل آزادي فكر و بيان آزادانه افكار : مددكار با ايجاد محيط صميمي و رفتار صريح و بيان آزادانه افكار خود امكان بيان عقايد و ا ظهار دردها و كمبودها و نيازها را براي مددجو فراهم نمايد و خطر طرد شدن ،‌ تحقير و يا مورد خيانت واقع شدن را در مددجو از بين ببرد و بدين ترتيب احساس امنيت را در وي تقويت نمايد .

    اهداف مددكاري اجتماعي

    اهداف مددكاري اجتماعي عبارتند از :

    ايجاد زمينه هاي لازم در جهت اصلاح ،‌تربيت و تهذيب مددجويان با استفاده از كارشناسان امور فرهنگي با تكيه به فرهنگ غني اسلامي و دانش رفتار شناسي انساني .

    پيشگيري از آثار سوء ناشي از محبوس شدن فرد .

    تلاش در جهت بازسازي شخصيت مددجويان با بهره وري از سنجش استعدادها و ظرفيت هاي آنان.

    تلاش در جهت تغيير و تعديل تفكر مددجو و كمك به مددجو در جهت پي بردن به واقعيتهاي زندگي

    ايجاد روحيه صبر و توكل و اميد به آينده اي روشن و تلاش در جهت رشد استعدادهاي نهفته به منظور تقويت اعتماد به نفس.

    فراهم نمودن فرصت براي مسئوليت پذيري مددجويان و كمك به آنان به شناخت بيشتر با استفاده از امكانات بالقوه و بالفعل .

    آماده سازي زمينه هاي بازگشت مجدد مددجويان به زنگي اجتماعي و تسهيل شرايط پذيرش آنان در محيط خارج از زندان .

    شناسايي امكانات حرفه اي و استعدادهاي هنري و علمي و فني مددجو و پيشنهاد طرق باز تواني و اشتغال و خودكفايي مالي مددجو .

    وظايف مددكاران اجتماعي

    وظايف مددكاران اجتماعي به شرح ذيل است :

    تنظيم و تشكيل پرونده شخصيتي مددجويان

    بررسي مسائل و مشكلات خانوادگي و رفتاري مددجويان راهنمايي و ارشاد و ارائه نظرات مشورتي از طريق مصاحبه ،‌مشاوره و راهنمايي و ...

    ارائه نظرات كارشناسي به شوراي طبقه بندي و انضباطي .

    تشويق و ترغيب مددجويان به شركت در فعاليتهاي گروهي در زندان .

    ارائه نظرات مشورتي به كارشناسان ،‌مسئولين زندان و مقامات قضايي در جهت رفع مشكلات مددجويان با رعايت اصل سلسله مراتب .

    ارائه نظرات مشورتي در خصوص مددجويان آزاد شده به مراجع ذيصلاح حسب ضرورت.

    شناسايي و اظهار نظر در خصوص مددجويان واجد شرايط جهت معرفي به مراكز مراقبت بعد از خروج به موسسات خدمات اجتماعي حسب ضرورت .

    بررسي وضعيت معيشتي و خانوادگي مددجويان از طريق مصاحبه با خانواده آنان و عندالاقتضاء تهيه گزارش از وضعيت زندگي خانوادگي مددجو پس از هماهنگي با رئيس زندان .

    جستجوي راه حلها ،‌بهره گرفتن از عواطف در كار ،‌ يادگيري و تمرين جديد .

    همكاري با روانپزشكان و روانشناسان تربيتي به منظور شناخت علل ناسازگاري و ناراحتي هاي رواني مددجويان.

    ارتباط با مسئولان قضايي ، اداري ، اجرايي و انتظامي به منظور رفع مشكلات مددجو در حدود قوانين و مقررات مربوط، بعد از آزادي مددجو از زندان .

    مذاكره با شكات مددجويان و تلاش در جهت آزادي مددجو از زندان .

    اتخاذ تدابير لازم به منظور شناسايي مددجويان نيازمند جهت معرفي به انجمن حمايت زندانيان و ساير موسسات حمايتي به منظور دريافت هرگونه كمك .

    شناسايي و جلب همكاري افراد خير داوطلب جهت كمك به مددجويان و معرفي آنان به مراجع ذيصلاح.

    نظارت بر نحوه فعاليت مدد ياران اجتماعي و بررسي پيشنهادات آنان .

    شناسايي مددجويان نيازمند به امكانات توانبخشي و معرفي آنان به واحدهاي مربوطه حسب ضرورت .

    تشكيل جلسات گروهي با مددجويان و استفاده از راهكارهاي مناسب جهت ريشه يابي و حل مسائل و مشكلات آنان .

    مددكاران بايد طبق سوگند نامه زير سوگند ياد كنند و متن سوگند نامه را امضاء نمايند.

    وظايف مددياران اجتماعي :

    وظايف مددياران اجتماعي عبارتند از :

    اجراي وظايف محوله از سوي مدير زندان، مددكار مافوق از جمله امور ذيل :

    كمك به تشكيل و تنظيم پرونده شخصيتي مددجويان با نظارت مددكار اجتماعي حسب ضرورت.

    كمك به مددكاران اجتماعي در تشكيل جلسات گروهي با مددجويان و استفاده از راهكارهاي مناسب جهت ريشه يابي و حل مسائل و مشكلات آنان با نظارت مددكار اجتماعي.

    تشريك مساعي در درك و تشخيص مشكل مددجويان با مددكار اجتماعي .

    كمك به پيگيري پرونده قضايي مددجويان و عندا ل لزوم مطالعه آن با ارائه معرفي كتبي از زندان با نظارت مددكار اجتماعي .

    كمك به مددكار اجتماعي در خصوص رضايت شكات .

    نگهداري و طبقه بندي كليه گزارشها ،‌ تشكيل پرونده و انجام ديگر مكاتبات مربوط.

    جمع آوري درخواستهاي مددجويان و ارائه آن به مددكاران اجتماعي .

    مددياران موظفند در جهت انجام ماموريتهاي خود حسب نظر مقامات قضايي ذيربط همكاري لازم را معمول دارند.

    سازمان زندانها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور مي تواند جهت نيل به اهداف مندرج در ماده ٣ اين آيين نامه از خدمات مددكاران و مدد ياران اجتماعي نهادها و موسسات دولتي و غيردولتي و ساير اشخاص حقيقي به صورت افتخاري استفاده نمايد .

    تشكيلات:

    ١ـ در هر زندان واحد مددكاري با حضور تعداد كافي مددكار و مدد يار تشكيل مي شود .

    ٢ـ نظرات كارشناسي مددكاران بايد به طور جدي ملحوظ نظر شوراي نظر شوراي طبقه بندي زندان و قاضي ناظر زندان قرار گيرد .

    ٣- محاكم و قضات اجراي احكام به هنگام پيگيري مشكلات مددجويان بايد حرمت مددكاران را محفوظ داشته و نظرات آنان را استماع و در حد مقدورات قانوني مورد عمل قراردهند .

    ٤ـ آزادي مشروط زندانيان و عفو و تخفيف مجازات زندانيان و همچنين مرخصي و ملاقات آنان در مواقعي كه مددكاران اجتماعي تشخيص مي دهند توسط رئيس زندان پيگيري خواهد شد.

    ٥ ـ انجمن حمايت زندانيان، اداره بهزيستي و ساير موسسات خيريه در حد مقدورات با مددكاران با مددكاران اجتماعي همكاري مي كنند.

    واحد مددكاري آمار فعاليتهاي ماهيانه خود را در ٣ نسخه تهيه و به مدير واحد خود اداره كل اقدامات تاميني سازمان زندانها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور و رئيس دادگستري حوزه قضايي ارسال مي نمايد.

    عملكرد مددكاري زندان مركزي اصفهان

    مجيد عبدالهي مدير زندان مركزي اصفهان عملكرد يكماهه واحد مددكاري اين زندان را تشريح كرد.

    مدير زندان مركزي اصفهان با اشاره به فعاليتهاي مددكاري اين زندان را براساس آيين نامه و دستورالعمل هاي سازماني ذكركرد و گفت : مددكاران در درجه اول تمام سعي و تلاش خودرابايد باهدف جلب رضايت و براي خداوند انجام دهند وهيچ حركت وتلاشي نيكوتر از كاريك مددكار نيست. مجيد عبدالهي مدير زندان مركزي اصفهان عملكرد يكماهه واحد مددكاري اين زندان را تشريح كرد. مدير زندان مركزي اصفهان با اشاره به فعاليتهاي مددكاري اين زندان را براساس آيين نامه و دستورالعمل هاي سازماني ذكركرد و گفت : مددكاران در درجه اول تمام سعي و تلاش خودرابايد باهدف جلب رضايت و براي خداوند انجام دهند وهيچ حركت وتلاشي نيكوتر از كاريك مددكار نيست. وي درادامه اظهار داشت : مددكاران همان فرشتگان آزادي هستند كه باحركت وگامي كه بر مي دارند مي توانند منشاء خير و بركتي براي مددجو باشند. مديرزندان مركزي اصفهان ازجمله اقدامات مهم وريشه اي براي مددجو را معرفي به مراكز حمايتي ، اقدامات رفاهي و...دانست و افزود:درزماني كه مددجودرزندان درحال تحمل حبس است بركسي پوشيده نيست كه خانواده وي خواه ناخواه در مضيقه قرار گيردكه دستورالعمل سازمان زندانها دراين زمينه تمهيداتي همچون معرفي به مراكز حمايتي من جمله مراقبت بعد ازخروج،بهزيستي،كميته امداد،انجمن حمايت اززندانيان،ستاد ديه ومعرفي به مراكز درماني راانديشيده است كه اين كار درحال حاضر در حال انجام است. مدير زندان مركزي اصفهان با اشاره به عملكرد ماه گذشته مددكاري اين زندان افزود:درمردادماه سال جاري يكهزارو دويست و پنج مورد معرفي به مراكز حمايتي،768 مورد هماهنگي جهت اقدامات رفاهي ،يكهزار وهفتصدمورد پيگيري پرونده هاي قضايي واخذ رضايت ازشكات واولياءدم،يكهزارو بيست و دومورد تماس تلفني با مسئولين ،شاكيان و خانواده هاي مددجويان وهمچنين شش هزار و هفتصد و نود ويك مورد تشكيل پرونده مددكاري ،مشاوره و مصاحبه صورت گرفته است .

    ادامه دارد....

    [ چهارشنبه دوم شهریور 1390 ] [ 21:29 ] [ اشک مریم ] [ ]

    مددکاری اجتماعی در زندان

    نگاهی به مددکاری اجتماعی در زندان

    اشاره:

    با نگاهی به مشاغل و حِرَف مختلف مشاهده می گردد هر شغل و حرفه ای سختی ها و مشکلات خاص خود را داشته و دارای محدودیت ها و چالش های مختص به خود است که این مقاله سعی در بررسی محدودیت ها و چالش های فرا روی موجود در حرفه خطیر مددکاری اجتماعی خاصه در حوزه زندانبانی دارد ؛ حرفه ای که در کشور عزیزمان روز مبارک و فرخنده میلاد ابر مددکار عالم هستی حضرت علی (ع) را به خود اختصاص داده و روز میلاد آن حضرت (ع) به نام این حرفه نیز نامگذاری شده است . حرفه ای که فرد شاغل در آن علاوه بر داشتن تخصص ، دانش و مهارت در چارچوب انجام وظایف قانونی و سازمانی خود ، وجدان و عشق به هم نوع و پذیرش بی قید و شرط و انسان دوستی نیز جز کار ابزارهای اصلی وی محسوب می شود .

    مددکاری اجتماعی در زندان:

    با توجه به کثرت تعاریف ارائه شده در خصوص مددکاری اجتماعی ارائه تعریفی جامع و مانع از آن مشکل به نظر می رسد لیکن در اینجا به جهت آشنائی ذهن خواننده محترم به تعریفی بر گرفته از تعاریف ارائه شده بسنده می گردد؛موسوی چلک (1385) در کتاب «مددکاری اجتماعی»ضمن تشریح نکات اساسی در این تعریف در این باره می نویسد:«مددکاری اجتماعی حرفه ای است مبتنی بر دانش ، اصول ، مهارت ، روشها که هدف از آن کمک به افراد ، گروه ها و جامعه است تا بتوانند با تکیه بر توانائی ها و امکانات موجود برای حل مشکل و رفع نیاز اقدام کنند و به استقلال نسبی و رضایت خاطر فردی دست یابند »در آئین نامه اجرائی مددکاری اجتماعی سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور مصوب 1379 و اخیراً نیز در پیش نویس اصلاحیه همان آئین نامه مذکور ، مددکاری اجتماعی در زندان اینگونه تعریف شده است : « تلاش در جهت فراهم نمودن زمینه هدایت معنوی و مادی مددجو و شناخت توانائی ها و مشکلات مددجو و سعی در بهره ور نمودن استعدادها و چاره جوئی نارساییها و مشکلات روانی ، اجتماعی و اقتصادی مددجو و تلاش در جهت تطبیق مقتضیات اجتماعی با شرایط فردی مددجو ، فراهم آوردن شرایط پذیرش اجتماعی مددجو و سازگاری اجتماعی وی»

    با دقت در تعریف ارائه شده تفاوت طیف و گستره کاری مددکاری در زندان در مقایسه با سایر مؤسسات چون بهزیستی ، کمیته امداد، بنیاد شهیدو امور ایثارگران ، بیمارستانها و...... و همچنین پیچیدگی این حرفه و مشکلات و چالش های موجود بر سر راه آن مشخص گردیده و می توان با نگاه آسیب شناسی شغلی و حرفه ای این حرفه را در حوزه زندانبانی مورد مداقه قرار داد؛ چه اینکه در زندان بواسطه فضای بسته و محدودیت های موجود در آن برای مددجو (زندانی)عملاً میسر نیست که پا به پا و همدوش با مددکار در صدد حل مشکل برآید و مددکار علاوه برداشتن دانش ، اصول ومهارتهای لازم وبا در نظر داشتن امکانات موجود می بایست در صدد شناخت توانائی ها و مشکلات موجود مددجو وحل مشکل وی برآمده و از همه مهم تر اینکه به واسطه اثرات و تبعات روانی –اجتماعی حبس و زندان (که بر کسی پوشیده نیست)و برچسبی که بواسطه سابقه کیفری (جدای از بررسی عوامل و سبب شناسی گرایش به بزه و جرم که مقالی دیگر را طلب می کند)فرد مددجو از سوی جامعه و حتی خانواده خود پس از بازگشت با آن روبرو خواهد شد، وظیفه مددکار علاوه بر تقویت سازگاری اجتماعی مددجو این است که مقتضیات اجتماعی و شرایط پذیرش اجتماعی رابا شرایط فردی مددجو پس از آزادی تطبیق نماید بدین معنا که حسب تعریف ارائه شده در آئین نامه و به زعم نگارنده فرد مددجو چه داخل زندان حین تحمل مجازات و چه بس از آزادی در مقابل آماجی از مشکلات و فشارهای جسمی و روانی بوده و تنها حامی خود را مددکار می داند و مددکار است که می بایست به تنهایی مشکلات را به دوش کشیده و در صدد رفع مشکل مددجو برآمده و شرایط پذیرش وی را پس از آزادی از زندان در جامعه مهیا سازد ، اینجاست که یکی از مهمترین مراحل و فرایند مددکاری یعنی مرحله پیگیری خود را نمایان می سازد.شمس(1382) در کتاب «رویکردجدید به نظام زندانبانی بازگشت سعادتمندانه» در خصوص پیچیدگی و مشکلات حرفه مددکاری در زندان در مقایسه با ارائه خدمات مددکاری در سایر مؤسسات رفاهی و اجتماعی می نویسد:

    «بر خلاف مددکاری در سایر مؤسسات مددکاران اجتماعی زندان کلیه مراحل تحقیق ، بررسی و یافتن راه حل های مشکل مددجویان را باید به تنهائی به دوش بکشند. در مؤسسات مختلف رفاه اجتماعی که به نوعی خدمات مددکاری را ارائه می دهند شخص مددجو انسانی ست دارای مشکل خصوصی یا اجتماعی و خانوادگی که با مراجعه به آن مؤسسه مشکل خود را مطرح کرده و اصولاً شخص مددجونیز در روند جریان کار مددکاری برای رفع مشکل خود پابه پای مددکار اجتماعی با او یار و همراه است ولی حرفه مددکاری در زندان چنین ویژگی کلی را ندارد زیرا در زندانها و مراکز اقدامات تأمینی و تربیتی مددجو مجرمی است که جرمی مرتکب شده و یا متهمی است که در مظان اتهام جرمی واقع گشته ..... »و مبرهن است وضعیت خود مددجو و فضای بسته زندان عملاً نمی تواند مددجو را با مددکار اجتماعی برای حل مشکلاتش همگام سازد.از این رو فشارهای روانی و فرسودگی شغلی فوق العاده مددکاران اجتماعی زندان بواسطه همان عدم تحرک و پویایی مددجویان بعلت فضای بسته زندان و همچنین نگاه منفی جامعه به وی پس از آزادی از یک سو و بار مضاعف به دوش مددکاران (در کلیه فرایند مددکاری)در کنار سایر فاکتورهای آسیب زا و موانع موجود در مددکاری چون کمبود منابع انسانی ، نگرش همکاران قضائی و...... (که در جای خود به تشریح آن پرداخته خواهد شد)از سوئی دیگر؛همت و دقت نظر مسئولین ذی ربط را در بررسی مشکلات و فرسودگی شغلی مددکاران اجتماعی را بیشتر از بیش طلب می کند .در بیشتر کشورهای دنیا، مداخله در بحران های خانوادگی و اجتماعی به مددکاران اجتماعی سپرده شده است اما خلاهای قانونی موجود در ایران باعث شده همچنان این مشکلات از طریق مراجع قضایی و انتظامی پیگیری شود. مددکاران اجتماعی، اورژانس اجتماعی و حتی نیروهای انتظامی نمی توانند در مواقع بروز خشونت هایی که درون خانه اتفاق می افتد دخالت کنند مگر با حکم قضایی از قاضی کشیک. از سوی دیگر افرادی که به عنوان مددکار اجتماعی در برخی سازمان ها مثل سازمان زندان ها فعالیت می کنند، افرادی هستند که در رشته یی غیرمرتبط تحصیل کرده اند و توانایی پذیرش این مسوولیت را ندارند.

    تا زمانی که ورود مددکاران اجتماعی در مواقع بروز بحران های خانوادگی و خشونت علیه زنان و کودکان به منازل قانونی نشود، چگونه می توان انتظار خدمات رسانی به موقع به افراد خشونت دیده (که بیشتر هم زنان و کودکان هستند) را داشت؟ معاون اجتماعی سازمان بهزیستی، در نشست خبری برگزاری کنگره 50سال مددکاری اجتماعی در پاسخ به این سوال اعتماد گفت: «تفاهمنامه یی با قوه قضائیه نوشته شده و براساس آن با همکاری معاونت حقوقی قوه قضائیه و بعد از تشکیل کمیته های کاری مشترک، پیش نویسی تهیه شده است که بعد از نهایی شدن توسط رئیس قوه قضائیه برای اجرا به دادگستری های کل استان ها ابلاغ می شود.» سیدمهدی سیدمحمدی افزود: «البته در بسیاری از استان ها، کار نسبت به تهران جلوتر است و مددکاران اجتماعی و تیم های مداخله در بحران به صورت تلفنی با قاضی کشیک در ارتباط هستند و به راحتی در این مواقع حکم ورود به منزل صادر می شود. البته در حال حاضر ورود مددکاران به منزل با حضور نیروهای پلیس صورت می گیرد.» وی ابراز امیدواری کرد تا حداقل یک ماه آینده، تفاهمنامه ذکرشده با همکاری قوه قضائیه آماده و برای ابلاغ اجرا شود تا از آن پس مددکاران اجتماعی البته با مساعدت های قاضی کشیک و حکم آنان در موارد ضروری و نیاز وارد منازل شوند. تفاهمنامه ها و پیش نویس ها نمی توانند خلاهای قانونی موجود را پر کنند. اگر قرار است میزان مداخله های نظامی و انتظامی کاهش یابد، آیا نباید قانونی مدون شود تا مددکاران اجتماعی بتوانند به سرعت و بدون حضور نیروهای پلیس در این موارد اقدام کنند؟ سیدمحمدی در پاسخ به این سوال اعتماد گفت: «البته ما نیازمند قانونی هستیم که در مجلس تصویب شده باشد تا مددکاران اجتماعی بتوانند در مواقع نیاز بدون حکم قضایی وارد منازل شوند اما بعید می دانم چنین چیزی فعلاً مطرح و تصویب شود.»

    در صورت لازم الاجرا شدن پیش نویس ذکرشده، آیا افرادی که به عنوان مددکار اجتماعی وارد این فعالیت می شوند، توانایی انجام این وظیفه و مداخله در شرایط بحران را دارند؟ کما اینکه حضور مددکارانی که بیشتر نقش های اداری را در زندان ها ایفا می کنند، این موضوع را ثابت می کند. دکتر محمد زاهدی اصل رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در پاسخ به این سوال اعتماد گفت: «از حدود 500 پست سازمانی مددکاری اجتماعی در سازمان زندان ها، کمتر از 8 درصد آنان در این رشته تحصیل کرده اند. در این شرایط باید چه کار کرد؟ در کشور ما سازمان نظام مددکاری وجود ندارد و ما سال هاست که فریاد می زنیم به این نظام نیاز داریم مثل هر جای دیگر دنیا.» وی ادامه داد: «انجمن مددکاران اجتماعی ایران یک انجمن غیردولتی است که نمی تواند در این حوزه ها وارد شود و اقامه دعوی کند، در حالی که اگر سازمان نظام مددکاری تشکیل شود هم از حقوق مددکاران اجتماعی و هم از حقوق مردم در صورت بروز مشکل توسط مددکاران اجتماعی دفاع می کند و باید مجلس هشتم کمک کند تا این مشکل حل شود.»

    زاهدی اصل افزود: «حدود چهار تا پنج هزار نفر در ایران تحصیلات مددکاری اجتماعی دارند ولی دو یا سه برابر این تعداد در پست های مددکار اجتماعی مشغول به کار هستند، بدون اینکه در این رشته تحصیل کرده باشند. در مصوبه سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابق در سال 85 علاوه بر تحصیلکردگان در این رشته، روانشناسان، مشاوران، کارشناسان جامعه شناسی و... هم برای این پست های سازمانی مددکار اجتماعی استخدام می شوند و همین موضوع باعث می شود شما با مددکاران اجتماعی مواجه شوید که فقط کارمند هستند، در حالی که مددکاران اجتماعی می دانند چطور باید در بحران ها مداخله کنند. آنان خود را تحمیل نمی کنند بلکه شرایط را برای حضور خود و انجام مداخلات اجتماعی فراهم می کنند.» معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی در این نشست درباره برگزاری کنگره 50سال مددکاری اجتماعی در ایران گفت: «بحث مددکاری اجتماعی نیاز مسلم جوامع امروز است. تغییر ساختار از بافت سنتی به مدل صنعتی در کشورهای در حال توسعه همچون کشور ما خواسته و ناخواسته عوارض و آسیب هایی را به دنبال دارد. مددکاران اجتماعی می توانند در پیشگیری، کنترل و کاهش مسائل ناشی از توسعه به جوامع کمک کنند. مددکاران اجتماعی در حوزه های حمایتی، امدادی، رفاه اجتماعی، بهداشت و درمان، اماکن انتظامی و قضایی می توانند فعالیت کنند، به همین دلیل نیاز است بعد از 50 سال حضور مددکاری اجتماعی در ایران، فعالیت این جامعه گسترده مورد بازبینی قرار گیرد تا بحث مددکاری اجتماعی در ایران آسیب شناسی شود و به سطح کیفی برسد.»

    سیدمحمدی افزود: «امیدواریم روزی برسد که در ایران هم هیچ قاضی حکمی را صادر نکند مگر با نظر مددکار مربوطه و روزی برسد که هر خانواده یی برای حل مشکلاتش با یک مددکار در ارتباط باشد.» وی درباره راه اندازی کلینیک های مددکاری گفت: «صاحب امتیاز این کلینیک ها، مددکاران اجتماعی هستند و با توجه به اینکه سازمان بهزیستی سیاست واگذاری بخش عمده یی از فعالیت های خود به این کلینیک ها را دارد، اما بسیاری از استان ها مددکار واجد شرایط برای ارائه مجوز لازم را ندارند و مدیران بهزیستی استان ها درخواست می کنند مجوز کلینیک ها به فارغ التحصیلان دیگر رشته ها واگذار شود.» زاهدی اصل رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران گفت: «مددکاری اجتماعی در ایران فاصله یی حدود 60 سال با دنیا دارد. امسال مددکاری اجتماعی در ایران 50 ساله شده است اما هنوز در جامعه خیلی غریب هستیم. هرچند آمار جامع و دقیقی از تعداد مددکاران اجتماعی در کشور نداریم چون تحصیلکردگان دیگر رشته ها هم به عنوان مددکار اجتماعی فعالیت می کنند، بدون اینکه تخصص و تحصیلات لازم را داشته باشند.» وی افزود: «کمبود هیات علمی یکی ازمحدودیت های ما در این رشته است. از سوی دیگر نظام آموزشی مددکاری در ایران کاستی هایی دارد و نیازمند بازنگری در این رشته و حمایت دانشگاه ها و وزارت علوم برای تخصصی کردن رشته مددکاری هستیم.»

    اهمیت و کاربرد حرفه ی مددکاری در زندان :

    بر اساس اهداف و شرح وظایف آئین نامه اجرایی مصوب 1379وظایف حرفه مددکاری گستره بسیاری وسیعی از ارتباط با فرد (مددجو)تا مجموعه اجتماع ومحیط بیرونی (خانواده مددجو، شاکی خصوصی حسب نوع جرم و بزه ارتکابی ، مراجع قضائی ، مسئولین زندان و سایر مؤسسات حمایتی ) را شامل می شود. در واقع مددکار پل ارتباطی مددجو از داخل اندرزگاه با محیط خارج آن می باشد تا جائی که به استناد ماده 237آئین نامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور مصوب 1384 با اشاره به تماس منظم مددکار با محکومین جهت تسهیل در آماده سازی آنان به منظور بازگشت سعادتمندانه به زندگی و رفع مشکلات و حوائج مادی و معنوی آنان و خانواده شان از طریق مراجع ذی صلاح در ادامه همین ماده ضمن ممنوعیت هر گونه تماس سایر مأموران زندان با خانواده محکوم در تبصره همین ماده ارتباط مددکار با خانواده مددجو را با هماهنگی و اطلاع رئیس زندان مجاز می داند.این همه جدای از گستره حوزه فعالیت و وجود بار مضاعف به دوش مددکار نشان از اهمیت و حساسیت این حرفه داشته ، حرفه ای که دارای سوگند نامه و منشور اخلاقی است و فرد شاغل در آن می بایست پس از مطالعه و امضاء آن در پرونده پرسنلی وی درج شود و عامل به عمل آن باشد و از این رو می بایست دقت لازم در پذیرش و گزینش افراد داوطلب جهت اشتغال در این حرفه در کنار دانش ، مهارت و تخصص آنان ، در خصوص تعهد به الزامات اخلاقی نیز صورت پذیرد .نکته قابل توجه دیگر در خصوص اهمیت ، جایگاه و کاربرد مددکاری اجتماعی درشورای طبقه بندی زندان، ارتباط با مسئولین و مراجع قضائی و به یک معنای عام نقش و اهمیت مددکاری در کاهش جمعیت کیفری است ، چه اینکه مددکاران می توانند نظرات مؤثری درباره حل مشکل و تقاضا های مددجویان به شورای طبقه بندی ارائه نمایند آن چنانکه در بند 2 ماده 8 پیش نویس اصلاحیه آئین نامه مددکاری مصوب 1379نیز به توجه رئیس زندان ، شورای طبقه بندی و قاضی ناظر نسبت به نظرات کارشناسی مددکاران در قالب تیم توانمند سازی ( مددکار، روانشناس و کارشناس قضائی ) اشاره و تأکید شده استو مددکار،بواسطه آشنائی کامل با سبب شناسی بزه و از طرفی گستره ارتباطی با مددجو ، خانواده ، مسئولین زندان ، مراجع قضائی و همچنین مشکلاتی که در محیط زندان برای مددجو وجود دارد می تواند نقش بسزائی در تصمیم گیریها و مصوبات شورا داشته باشد و با اظهار نظرهای دقیق کارشناسی و در چارچوب اصول مددکاری به شورا (شامل رئیس زندان ، قاضی ناظر ، و...... ) در خصوص اعطای امتیازها و حتی در بیرون از زندان در مراجع قضائی در خصوص اعمال امتیازهای پیش بینی شده در قوانین جاری چون آزادی مشروط، عفو، تخفیف مجازات در راستای بسترسازی جهت بازگشت مجدد به جامعه بعد از محکومیت قطعی مؤثر باشد. قبل از محکومیت مددجو و حین فرایند دادرسی نیز مددکاری از این پتانسیل بالقوه برخوردار است تا با ارائه پرونده شخصیتی و نظرات کارشناسی قاضی صادر کننده رأی را از ویژگیهای شخصیتی مددجو (مجرم) آگاه نموده تا به هنگام صدور رأی در راستای اجرا و پیشبرد سیاستهای کاهش جمعیت کیفری و حبس زدائی قاضی بهترین تصمیم را نسبت به متهم اتخاذ نماید موردی که در اغلب ممالک پیشرفته صورت می پذیرد و در کشورمان متأسقانه جز در مواردی اندک (آن هم در حوزه بزهکاری اطفال و نوجوانان )شاهد موارد دیگری نیستیم .

    آسیب شناسی مددکاری اجتماعی در سازمان زندانها ( چالش ها و موانع ) :

    از منظر آسیب شناسی چالشها و موانع موجود فرا روی مددکاری اجتماعی در زندانها را می توان در دو بعد درون محیطی و بیرون محیطی مورد مطالعه قرار داد.

     ادامه دارد......

    [ چهارشنبه دوم شهریور 1390 ] [ 21:26 ] [ اشک مریم ] [ ]

    زندان در اسلام ( حقوق بشر )

    مقدمه

    موضوع «بردگى در اسلام» گرچه به دليل عدم كارآيى آن در ساحت عمل به موضوعى فراموش شده در پژوهش هاى اسلامى تبديل شده و از گردونه اجتهادهاى نوين فقهى خارج شده است، اما از آن جا كه موضوع حساس تاريخى است پژوهشگران مسلمان و غيرمسلمان به آن توجه داشته و گاه دستاويزى براى عيب جويى و شبهه افكنى دشمنان كج انديش و مخالفان اسلام قرار گرفته است.برخى با ناديده انگاشتن سهم اسلام در مبارزه فكرى و عملى با برده دارى و تلاش وسيع و پى گير رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در حل اين معضلِ ريشه دار اجتماعى، مبارزه تدريجى اسلام با برده دارى و پذيرش اجبارى آن را در موارد خاص به طرفدارى همه جانبه اسلام از برده دارى تفسير كرده اند، بهويژه رفتار حاكمان و دولت هاى ظالمى كه به نام اسلام بر مردم حكومت مى كرده اند را نيز به پاى اسلام نوشته و انتقاد خود را از دولت هاى اسلامى متوجه اصل دين اسلام كرده اند. حال آن كه اگر واقعيات و شرايط اجتماعى عصر ظهور اسلام به خوبى تبيين شود و به سابقه بسيار طولانى برده دارى در ميان ملت ها و دولت ها و بدرفتارى با بردگان در جهان توجه شود، به تلاش وسيع اسلام در حل اين معضل اجتماعىِ تاريخ بشر و تحول در وضع زندگى و خوشبختى بردگان پى خواهيم برد.در اين نوشتار ابتدا به بررسى مسئله بردگى در جامعه پيش از اسلام خواهيم پرداخت و نوع رفتار و رويكرد به بردگان را در جامعه جاهلى بيان خواهيم كرد و سپس به تلاش اسلام در مبارزه با برده دارى و دلايل الغاى تدريجى آن خواهيم پرداخت.

    1. بردگى در جاهليت

    برده دارى با سابقه بسيار طولانى در ميان تمام ملل و اقوام و كشورهاى جهان باستان رايج و متداول بود و پس از آن نيز همواره ادامه يافت. در مناطق تمدن خيز شبه جزيره عربستان، بهويژه جنوب آن كه خاستگاه تمدن ها و حكومت هاى كهن بوده، نظام برده دارى از سوى حاكمان اجرا مى شده است. علاوه بر اين، مجاورت عربستان با حكومت ايران و روم كه از دولت هاى برده دار آن دوره بودند و هم چنين سكونت قبايل يهودى و مسيحى در عربستان كه برده دارى ازاصول فرهنگى اجتماعى آن ها بود، در آشنايى مردم عرب با برده دارى بى تأثير نبوده است. به هر حال، جامعه جاهلى، جامعه اى برده دار بوده و سيستم اقتصاد برده دارى بر آن حاكم بوده است.

    1 - 1. اسباب وعوامل بردگى در جاهليت

    بردگى مانند ساير پديده هاى اجتماعى، معلول علت واحدى نيست، بلكه عوامل متعدد فكرى، اجتماعى، اقتصادى، قانونى و... در پيدايش اين پديده، نقش داشته است. برخى از اين عوامل نه تنها زمينه ساز پيدايش بردگى در تاريخ بوده، بلكه عامل بقاى آن در جهان معاصر نيز به شمار مى آيد. در ميان عوامل متعدد بردگى، چند عامل در جزيرة العرب پيش از اسلام رايج و فراگيرتر بود كه به مهم ترين آن ها اشاره مى كنيم:

    1 - 1 - 1. اسارت در جنگ

    جنگ از شاخصه هاى عرب جاهلى به حساب مى آيد؛ نزاع ميان قبايل به صورت سنتى جارى در ميان عرب درآمده بود و به طور دائم، ذهن آنان را به خود مشغول مى كرد. بسيارى از جنگ هاى عرب، ريشه در فقر اقتصادى و كمبود منابع توليد، از جمله آب و چراگاه داشت. زندگى در باديه و ضرورت تعليف احشام و اغنام اقتضا داشت تا قبيله در مكان هايى اقامت گزيند كه از نظر زيستى، شرايط آماده داشته باشد. اقوام عرب براى حفظ جان خود و به دست آوردن آب و غذا دست به جنگ مى زدند. البته عوامل ديگرى، نظير برترى طلبى، كسب افتخار و شرف و مسائلى چون عشق به دختران يك قبيله و... نيز از عوامل جنگ و درگيرى در جاهليت بود.2در اين جنگ ها اسيرانى به دست مى آمدند كه يا كشته مى شدند و يا فديه هاى سنگينى در قبال آزادى آن ها گرفته مى شد و يا آنان را به بردگى مى كشاندند و در كمتر مواردى اسيران را آزاد مى كردند. معمولاً با اسرا برخورد خشونت بار و تحقيرآميزى داشتند.3 غارت هاى پى درپى قبايل عربى كه هيچ گاه در صحراهاىشام و عراق پايان نمى پذيرفت از زمينه هاى مهم گسترش بردگى بود. قبائل عرب همواره به روستاهاى فارس و شهرهاى مرزى كه مشرف به صحرا بودند حمله مى كردند و اسيرانى به دست مى آوردند.4 زيد بن حارثه از جمله كسانى بود كه در جريان همين غارت هاى قبيله اى اسير شد و در بازار برده فروشان توسط رسول خدا(صلى الله عليه وآله) خريدارى و آزاد شد.5 شايد يكى از عواملى كه باعث مى شد عرب ها دختران خود را زنده به گور كنند ترس از اسير شدن و سپس بردگى آن ها در جنگ ها بود كه كنيزىِ دختران خود و صاحب فرزند شدنش را از دشمن براى خود ننگ مى دانستند.بنابراين، برخورد غالب با اسيران جنگى، همان برده كردن آن ها بود كه براى قبايل عرب منافع و سود فراوانى را به همراه داشت. اسير جنگى، ملك طلق فرد پيروز به شمار مى آمد. او مى توانست اسير را بفروشد يا براى خود نگهدارى كند و يا به كسى هديه كند و از او به عنوان ابزارى در جهت رفاه، توسعه اقتصادى و امنيت و بالا بردن جايگاه اجتماعى خود بهره ببرد كه به اين موارد اشاره خواهيم كرد.

    1 - 1 - 2. تجارت

    بعد از جنگ، تجارت برده از عوامل مهم گسترش بردگى در دوران جاهليت به حساب مى آمد. در شهر تجارى مكه تعداد بردگان با توسعه حركت هاى تجارى ارتباط مستقيم داشت. تاجران ثروت مند قريش گسترش دهنده بردگى در عربستان بودند. برده، كالاى مصرفى مورد نياز همه خانواده ها بود. در مكه هيچ خانه اى نبود كه از برده تهى باشد، بهويژه ثروت مندان و تاجران نياز بيشترى به بردگان داشتند.تجارت برده، تجارت پر سود و رايجى بود و تاجران برده از اين راه به ثروت و سرمايه فراوانى دست مى يافتند. در بازارهاى برده فروشى عربستان، برده هاى فراوانى از كشورهاى ايران، شام، عراق، مصر و... به فروش مى رفت. اين بازارها، مخصوصاً در آستانه مراسم عمومى و مناسبت هاى بزرگ، رونق فراوان مى يافت.بازارهاى عراق و شام از مهم ترين بازارهاى جزيرة العرب در خريد بردگان سفيد بود. اما سواحل افريقا به تجارت برده سياه اختصاص داشت.6

    اما جريان غالب در ميان بردگان نزد عرب دو نوع سياه حبشى و زنگى بود و عرب ها علاقه خاصى به بردگان حبشى داشتند، زيرا آن ها ملاحت خاصى داشتند. سفرهاى تابستانى تجار قريش به يمن نيز در ورود بردگان حبشى به عربستان بى تأثير نبود. غالباً اين دو گروه از بردگان، از راه اصلى مصر و يمن وارد جزيرة العرب مى شدند، چون اين دو شهر دست رسى فراوانى به اين گروه از بردگان داشتند. البته راه يمن نقش مؤثرترى داشت و اين باعث مى شد تا بردگان حبشى بيش از زنگى ها در شهرهاى عرب يافت شوند. علت آن هم نزديكى خاستگاه بردگان حبشى با يمن و فاصله جغرافيايى يمن و سواحل افريقايى مقابل بود.7به علت فراوانى برده و اهميت اقتصادى آن در عربستان، دلالان برده، جايگاه اجتماعى اقتصادى بالايى داشتند. بازرگانان بزرگ مكه، نظير عبدالله بن جدعان، عباس بن عبدالمطلب، عبدالله بن ابى ربيعه و حكيم بن حزام، مالك شمار بسيارى برده بودند.8

    1 - 1 - 3. فقر

    فقر از عوامل بردگى در جاهليت بوده است؛ افرادى براى نجات خود يا فرزندانشان از گرسنگى به بردگى تن مى دادند. نقل است كه عوائل بن باعت فرزندان پسر و دختر خود را به سبب فقر و تنگ دستى فروخت.9 برخى از كسانى كه فرزندان خود را مى فروختند شرط مى كردند كه حق ولاء10 براى آن ها ثابت باشد. حق ولاء يكى از اسباب ارث به حساب مى آمد.

    1 - 1 - 4. بدهكارى

    بدهكارى كه از پرداخت وام و بدهى خود در مى ماند، برده فرد بستانكار مى شد.11در شهرهايى، نظير مكه، يثرب و طائف كه تجارت رونق داشت و معاملات ربوى رايج بود، در بازار برده فروشى، بين بردگان ناشى از بدهى با بردگان ناشى از جنگ، رقابت وجودداشت.12 برخى اوقات در برد و باخت قمار، شخص آزاد، برده فرد برنده مى شد. مثلاً موقعى كه ابولهب با عاص بن وائل به همين شرط قمار كرد، عاص قمار را باخت و بنده و شترچران ابولهب شد.13 و ابولهب او را به جاى خود به جنگ بدر فرستاد.14

    1 - 1 - 5. سرقت (آدم ربايى)

    گاه اتفاق مى افتاد كه فردى با تكيه بر زور و غلبه، انسانى را مى دزديد و او را به بردگى مى كشيد. اين امر در همه جاى جهان و در ميان تمام ملت ها سابقه داشته و هم اكنون نيز آدم ربايى و قاچاق انسان، روشن ترين نمونه بردگى به شيوه سنتى در جهان معاصراست. در جزيرة العرب نيز چنين رسمى سابقه داشته كه نمونه هاى متعددى از آن در گزارش مورخان آمده است. به عنوان نمونه در روايت زير آمده است:

    عرفطه گويد: در كنار خانه خدا، كعبه ايستاده بودم كه ناگاه ديدم شترسوارى شتابان به طرف كعبه مى آيد، ناگهان ديدم نوجوانى خود را از بالاى شتر به پايين پرت كرد و خود را به پرده كعبه چسباند و شروع به اغاثه و گريه كرد. از او پرسيده شد كه مشكلت چيست؟ او گفت: وقتى من كودك بودم پدرم از دنيا رفت و اين پيرمرد نجدى مرا به بردگى گرفته است و چون شنيده بودم كه اين خانه را صاحبى است كه مظلوم را پناه مى دهد به اين خانه پناهنده شدم... ]در ادامه روايت آمده است كه [ابوطالب به او امان داد و او را از شرّ آن ظالم نجات داد.15

    بردگى سلمان فارسى نيز به همين شيوه بوده است كه در مسير مهاجرت از ايران به عربستان توسط راه زنان دست گير و به بردگى گرفته شد.16

    1 - 2. رفتار با بردگان درجاهليت

    1 - 2 - 1. جايگاه اجتماعى بردگان

    بردگان در جاهليت، پايين ترين جايگاه و منزلت اجتماعى را داشتند و طبقه پست و فقير جامعه به حساب مى آمدند. آن ها در رديف حيوانات به شمار مى رفتند و از همه حقوق انسانى و مزاياى اجتماعى محروم بودند. رويكرد عرب جاهلى به بردگان، رويكرد ابزارى و كالايى بود؛ برده، كالاى مصرفى و خدماتى بود كه بدون هيچ محدوديتى در تمام زمينه ها استثمار مى شد. برده هيچ حرمت و احترامى نداشت. بردگان همواره تحقير و مسخره مى شدند. كسى كه برده را مى خريد ريسمانى به گردنش مى انداخت و مانند چارپا او را به منزل خود مى برد و برده، نه اراده و اختيارى داشت و نه حق اظهار نظر و بيان رأى و عقيده بدون اجازه مالك. برده كالايى بود كه در بازار، خريد و فروش مى شد و قيمت متغيرى داشت. سن و سال برده يا زيبايى و هنر و توانايى و جنسيتش موجب تفاوت قيمت آن بود.17 در زبان عربى برده را از آن جهت رقيق مى گفتند كه مى بايست در مقابل صاحبان خود اظهار خضوع و ذلت مى كرد.18

    عادتاً فرزندان كنيز (كنيززادگان) به مادر خود منسوب بودند و از جمله بردگان به حساب مى آمدند و امكان فروش و تصرف در آن ها براى پدران به هر گونه اى ممكن بود، ولى در برخى موارد، پدران به عللى از جمله شجاعت، جنگندگى و هر كار ممتازى كه آن كنيززاده انجام مى داد او را ملحق به خود و نسب خويش مى ساختند. برده با هر خصوصيت طبيعى و نژادى و فرهنگى كه داشت جزئى از قبيله ارباب به حساب مى آمد و به سبب ارتباط بردگى اش با ارباب خود، پيوندى نيز با قبيله او پيدا مى كرد. برده مجبور بود براى زندگى در شرايط جديد، فرهنگ و آداب و رسوم و زبان خاص قبيله را بياموزد و اين امر پيوند او را با قبيله مستحكم مى ساخت.19از اين جا «ولاء رق» كه همان رابطه و پيوند شديد ارباب با برده بود، شكل مى گرفت؛ از يك سو برده ملك ارباب به حساب مى آمد، پس بايد از مالك خود اطاعت مى كرد، كمك كار و حامى و ناصر او در همه حال بود، پاسدار جان و مال و دارايى ارباب و مايه عزت و تفاخر و سبب اطمينان خاطر وى در لحظات خطر بود. و از سوى ديگر، ارباب نيز به دليل نياز به برده، تأمين كننده آب و غذا و خوراك و پوشاك و مسكن برده بود. پس ارباب نيز پشتيبان مالى و جانى برده خود بود هرچند در اين امر به حداقل اكتفا مى شد و هدف نهايى رفاه و امنيت خود ارباب بود. اين امر رابطه اى طبيعى ميان ارباب و برده ايجاد مى كرد. تا زمانى كه برده در ملكِ مالك خود بود از پشتيبانى و حمايت او برخوردار بود و وظيفه حمايت از ارباب خود را بر عهده داشت، و هنگامى كه فروخته مى شد اين رابطه بين او و مالك جديدش ايجاد مى شد. «ولاء رق» امرى اكتسابى و غير اصيل بود، چون تابع اتحاد نسبى و خونى افراد قبيله نبود، بلكه امرى عارضى و غيرطبيعى بود.20

    كودكان برده (برده زاده) در محيط هاى جديد با فرهنگ و آداب و آموزش هاى متفاوت رشد مى يافتند تا حدى كه برخى از اين كودكان به فرزندخواندگى قبيله پيروز درمى آمدند. سرنوشت برخى ديگر از اين كودكان در بازارهاى برده فروشى رقم مى خورد. آن ها در قبيله اى به دنيا آمده و در قبيله ديگر، تربيت شده بودند و به قبيله ديگرى فروخته مى شدند، از اين رو، اين كودكان نه از اصالت نسبى بهره مند بودند و نه از تربيت صحيح و يك نواخت.21گزينش همسر از ميان بردگان اسير و صاحب فرزند شدن از آن ها به ندرت صورت مى گرفت. ازدواج با كنيزان قبيح شمرده مى شد. و عمدتاً با انگيزه تكثير نسل بردگان و دست يابى به منافع اقتصادى از كنيزان استفاده جنسى مى شد. فرزندى كه از اين ازدواج به دست مى آمد به قبيله اربابش و هم چنين منطقه اى كه در آن به دنيا آمده بود، منسوب مى شد. كنيززادگان هميشه تحقير مى شدند و با القاب خاصى نظير «وليد» مورد خطاب قرار مى گرفتند.22

    اعدام وقصاص -4

    ‌آيت‌الله‌ منتظري‌ از فقهاي‌ نامدار معاصر مي‌گويد «ورثه‌ مقتول‌ يا شخص‌ مجروح‌ مي‌توانند او را قصاص‌ نمايند ولي‌ بنابر احتياط‌ بايد با اجازه‌ حاكم‌ شرع‌ باشد.»75
    ‌ ‌اما همين‌ كه‌ در قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌ چنين‌ شرايطي‌ قرار داده‌ شده‌ و تكرار آن‌ در مواد مختلف‌ به‌ معناي‌ تأكيد است. علاوه‌ بر اين‌ طبق‌ اصل‌167 قانون‌ اساسي‌ در محاكمات، اين‌ قوانين‌ ملاك‌ عمل‌ هستند و بر آراي فقهي‌ تقدم‌ دارند وجوه قانون مجازات اسلامي‌ به‌ تأييد عده‌اي‌ از فقها از جمله‌ فقهاي‌ شوراي‌ نگهبان‌ در مجلس‌ شورا رسيده‌ است‌ شرايط ياد شده هم‌ اعتبار قانوني‌ و هم‌ اعتبار شرعي‌ دارد.
    ‌6ـ بنابراين‌ هنگامي‌ كه‌ احتياط‌ در دماء اقتضاي‌ شرط‌ ولي‌ امر را دارد مي‌توان‌ حضور هيأت‌ منصفه‌ را هم‌ از اين‌ باب‌ در محاكمات‌ جنايي‌ پذيرفت. قانون‌ اساسي‌ ايران‌ توسط‌ عده‌اي‌ از خبرگان‌ و فقيهان‌ برجسته‌ تنظيم‌ شده‌ و اعتبار شرعي‌ آن‌ بيش‌ از فتواي‌ يك‌ يا دو مرجع‌ تقليد است. قانون‌ اساسي‌ اصل‌ هيأت‌ منصفه‌ را به‌عنوان‌ يك‌ اجتهاد پذيرفته‌ و در مشروح‌ مذاكرات‌ خبرگان‌ قانون‌ اساسي، ادله‌ فقهي‌ و پيشينه‌اي‌ هم‌ براي‌ وجود هيأت‌ منصفه‌ ذكر كرده‌اند. چگونه‌ در قانون‌ اساسي‌ براي‌ جرايم‌ سياسي‌ و مطبوعاتي، ضرورت‌ هيأت‌ منصفه‌ مندرج‌ است‌ اما براي‌ امر مهم‌تري‌ چون‌ قتل‌ پذيرفته‌ نشود؟
    ‌۷ـ خانواده‌ و اولياي‌ دم‌ به‌ سبب‌ آسيب‌ و رنج‌ عاطفي‌ كه‌ ديده‌اند طرف‌ دعوا هستند و ممكن‌ است‌ به‌ جز انتقام، جنبه‌هاي‌ ديگري‌ از موضوع‌ را نتوانند ملاحظه‌ كنند ولي‌ هيأت‌ منصفه‌ كه‌ مقتول‌ را بي‌گناه‌ مي‌داند و از اين‌ جهت‌ با اولياي‌ دم‌ همدلي‌ دارد و تحت‌ تأثير عواطف‌ خانوادگي‌ و طرفيت‌ دعوا نيست‌ نگاه‌ همه‌جانبه‌تري‌ داشته‌ و مي‌تواند به‌ صورت‌ منطقي‌تري‌ خانواده‌ مقتول‌ را در تصميم‌گيري‌ شايسته‌ ياري‌ كند تا از ميان‌ سه‌ گزينه‌ قصاص، ديه‌ و عفو يكي‌ را برگزيند. اين نكته مهم را بايد مورد توجه قرار داد كه به وفور در مطبوعات خوانده‌ايم كه قاتلي پس از محكوم شدن به اعدام، حكم او به دلايلي (مانند محكوميت زندان و اعدام كه ايجاب مي‌كند ابتدا دوره حبس را سپري كرده سپس اعدام شود و يا دلايلي ديگر) چند سال به تأخير افتاده است و اولياي دم پس از گذشت چندسال رضايت داده‌اند و محكوم از زندان آزاد شده و به آغوش خانواده‌اش بازگشته و به عنصر مفيدي در جامعه تبديل شده است و يا اگر در حبس مانده اعدام نگرديده است. فراواني اين موارد نشان مي‌دهد، خانواده‌هايي كه به عفو رضايت نداده و مجرم را اعدام كرده‌اند چه بسا ممكن بود چند سال بعد رضايت دهند اما با اجراي سريع اعدام، ديگر فرصتي باقي نمانده است.
    ‌‌8ـ قاعده‌ دَرء: اين‌ قاعده‌ برگرفته‌ از روايتي‌ از قول‌ پيامبر اسلام‌ است‌ كه‌ در كتاب‌الحدود وسايل‌الشيعه‌ در باب‌ مستقلي‌ تحت‌ عنوان‌ «ان‌ الحدود تدرء بالشبهات» آمده‌ است‌ و براي‌ رعايت‌ كوتاهي‌ سخن‌ بدانجا ارجاع‌ مي‌دهم76 همچنين‌ در جوامع‌ روايي‌ اهل‌ سنت‌ نيز در همين‌ باب‌ رواياتي‌ وجود دارند كه‌ مي‌توان‌ به‌ كتاب‌الحدود كنزالعمال77 مراجعه‌ كرد
    ‌قاعده‌ «تدرءُ‌الحدود بالشبهات» كه‌ عيناً‌ برگرفته‌ از سخن‌ پيامبر است‌ يعني‌ اينكه‌ اجراي‌ حدود با وجود شبهه‌ متوقف‌ مي‌شود. مي‌دانيم‌ كه‌ حدود الهي‌ احكامي‌ هستند كه‌ نص‌ صريح‌ قرآن‌ بوده‌ و از طرف‌ شارع‌ تعيين‌ شده‌اند اما به‌ سبب‌ اهميت‌ آبرو و خون‌ انسان، به‌ صرف‌ اينكه‌ اندك‌ شبهه‌اي‌ در ارتكاب‌ بزه‌ يا انطباق‌ تمام‌ شرايط‌ بزه‌ با متهم‌ پديد آيد، حدود وانهاده‌ مي‌شوند. گرچه‌ كلمه‌ «حد» در اين‌ قاعده‌ و روايات‌ مربوطه‌ آمده‌ است‌ اما آن‌ را در قصاص‌ و تعزيرات‌ هم‌ روا مي‌دارند. يادآوري مي‌شود كه رأي برخي از فقهاي بزرگ مبني بر تعطيل اجراي حدود و قصاص در عصر غيبت امام معصوم و دلايل آنها بر لزوم اجراي حدود و قصاص توسط پيشواي معصوم و ممنوعيت اجراي آن از سوي ديگران، (كه در ابتداي مقاله و در كتاب اعدام و قصاص بدان اشاره شد) يك شبهه دائمي و در حكم شبهه حكيمه است كه مي‌تواند موجب توقف مجازات مرگ براي هميشه باشدو اين به جز شبهه مصداقي و موضوعي است كه براي هر پرونده‌اي به نحو اختصاصي مي‌تواند وجود داشته باشد.‌به‌ مقتضاي‌ قاعده‌ درء هر اقدامي‌ كه‌ رافع‌ شبهه‌ و موجب‌ رعايت‌ احتياط‌ در آبرو و خون‌ انسان‌هاست‌ ضرورت‌ مي‌يابد و مشاركت‌ هيأت‌ منصفه‌ و گروه‌ كارشناسان‌ روانشناسي، جامعه‌شناسي‌ و پزشكي‌ در تشخيص‌ جرم‌ (نه‌ در صدور حكم‌ كه‌ انحصاراً‌ در اختيار قاضي‌ است) از باب‌ قاعده‌ درء الزامي‌ است‌ زيرا ازاله‌ شبهه‌ و حصول‌ اطمينان‌ را در تشخيص، به‌ بالاترين‌ ميزان‌ مي‌رساند كه‌ امري‌ مطلوب‌ است.
    ‌ ‌9ـ رعايت‌ حقوق‌ انسان‌ها از نظر شرعي‌ امري‌ حداكثري‌ است‌ نه‌ حداقلي‌ يعني‌ اصل‌ بر اين‌ است‌ كه‌ بايد تمام‌ حقوق‌ آنها رعايت‌ شود به‌ گونه‌اي‌ كه‌ اصل‌ ديگري‌ از آن‌ در باب‌ قضا و محاكمه‌ استخراج‌ مي‌شود كه‌ طبق‌ آن‌ آزاد شدن‌ يك‌ فرد گناهكار به‌ خاطر رعايت‌ احتياط‌ و وسواس‌ در احراز شرايط‌ جرم‌ بهتر است‌ از زنداني‌ شدن‌ يك‌ بي‌گناه‌ (روايات‌ معتبره‌ اين‌ موضوع‌ را بيان‌ كرده‌اند). اين‌ اصل‌ نيز مشروطيت‌ هيأت‌ منصفه‌ و گروه‌ كارشناسان‌ را الزامي‌ مي‌سازد. اين موضوع كه در سخنان پيشوايان اسلام مورد توجه قرار گرفته، قرن‌ها بعد به صورت يك عرف حقوقي در جوامع دموكراتيك درآمده است. در يكي از منابع حقوقي منتشر در آمريكا آمده است «اين ضرب‌المثل كه: «اينكه اجازه داده شود 99 مجرم آزاد شوند بهتر است از اينكه يك بيگناه محكوم شود» بيانگر عصاره جريان‌كار دادگاه جزايي است»78 و همين امر تاكيدي است بر رعايت حداكثري حقوق افراد و اتخاذ روش‌هايي براي احتياط بيشتر و اجتناب از اعدام.
    ‌۱۰ـ بحث‌ «لوث» و «قَسامه» كه‌ در شريعت‌ اسلام‌ به‌ رسميت‌ شناخته‌ شده‌ نيز مي‌تواند در باب ‌ هيأت‌منصفه‌ تقويت‌كننده‌ ادله‌ ما باشد كه‌ طبق‌ آن‌ اگر دلايل‌ واضح‌ و اقرار صريح‌ متهم‌ به‌ قتل‌نفس‌ وجود نداشت‌ و متهم‌ منكر بود از هيأت‌منصفه‌ پنجاه‌نفري‌ (قَسامه) بهره‌ گرفته‌ مي‌شود. ماده‌239 ق.م.ا. كه‌ برگرفته‌ از همين‌ مبحث‌ در فقه‌ شيعه‌ و سني‌ است‌ و مي‌گويد: «هرگاه‌ بر اثر قرائن‌ و اماراتي‌ و يا از هر طريق‌ ديگري‌ از قبيل‌ شهادت‌ يك‌ شاهد يا حضور شخصي‌ همراه‌ با آثار جرم‌ در محل‌ قتل‌ يا وجود مقتول‌ در محل‌ تردد يا اقامت‌ اشخاص‌ معين‌ و يا شهادت‌ طفل‌ مميز مورد اعتماد و يا امثال‌ آن، حاكم‌ به‌ ارتكاب‌ قتل‌ از جانب‌ متهم‌ ظن‌ پيدا كند مورد از موارد لوث‌ محسوب‌ مي‌شود» و در ماده‌244 مي‌گويد: «در موارد لوث‌ اگر مدعي‌عليه‌ حضور خود را هنگام‌ قتل‌ در محل‌ واقعه‌ منكر باشد و قرائني‌ كه‌ موجب‌ ظن‌ به‌ وقوع‌ قتل‌ توسط‌ وي‌ مي‌گردد وجود نداشته‌ باشد قاضي‌ از مدعي‌ مي‌خواهد كه‌ اقامه‌ بينه‌ نمايد درصورتي‌ كه‌ مدعي‌ اقامه‌ بينه‌ نكند مدعي‌عليه‌ پس‌ از اداي‌ سوگند تبرئه‌ مي‌شود و درصورتي‌ كه‌ حضور مدعي‌عليه‌ هنگام‌ قتل‌ محرز باشد مدعي‌عليه‌ مي‌تواند براي‌ تبرئه‌ خود اقامه‌ بينه‌ نمايد و اگر بينه‌ اقامه‌ نكرد لوث‌ ثابت‌ مي‌شود و مدعي‌ بايد اقامه‌ قسامه‌ كند و درصورتي‌ كه‌ از اقامه‌ قسامه‌ امتناع‌ نمود مي‌تواند از مدعي‌عليه‌ مطالبه‌ قسامه‌ نمايد... اگر مدعي‌عليه‌ از اقامه‌ قسامه‌ اِبا نمايد مدعي‌ عليه‌ محكوم‌ به‌ پرداخت‌ ديه‌ مي‌شود»
    ‌ ‌يكي‌ از معاني‌ لغوي‌ لوث، دليل‌ غيركافي‌ است‌ و در اصطلاح‌ ظني‌ است‌ كه‌ براي‌ قاضي‌ حاصل‌ مي‌شود. لوث‌ و قسامه‌ مورد اجماع‌ فقها و مستند به‌ روايات‌ عديده‌ و معتبر هستند. برخي‌ از فقها لوث‌ را فقط‌ در مورد قتل‌ و برخي‌ در مورد قتل‌ و جرح‌ روا مي‌دارند اما درخصوص‌ عدم‌ استفاده‌ از آن‌ براي‌ اثبات‌ ساير جرايم‌ و اختصاص‌ آن‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از راه‌هاي‌ اثبات‌ قتل‌ اختلافي‌ ندارند. حداقل ‌8 شرط‌ براي‌ تحقق‌ لوث‌ وجود دارد كه‌ برخي‌ از آنها در قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌ نيز آمده‌اند و در صورت‌ تحقق‌ اين‌ شرايط‌ نوبت‌ به‌ اجراي‌ قسامه‌ مي‌رسد. قَسامه‌ نيز شرايطي‌ دارد كه‌ در مواد248 ،250 ،251 ق.م.ا آمده است. از جمله‌ در ماده‌248 مي‌گويد «قسم‌خورندگان‌ بايد از بستگان‌ نسبي‌ مدعي‌ [شاكي‌ يا متهم‌ و مدعي‌عليه] باشند و يا چنانچه‌ تعداد قسم‌خورندگان‌ كمتر از پنجاه‌ نفر باشند هريك‌ از قسم‌خورندگان‌ مرد مي‌تواند بيش‌ از يك‌ قسم‌ بخورد به‌نحوي‌ كه‌ پنجاه‌ قسم‌ كامل‌ شود، زيرا اصل‌ بر تعداد قسم‌ها است. البته‌ برخي‌ از فقها گفته‌اند كه‌ قسم‌خورندگان‌ بايد پنجاه‌ نفر باشند.
    ‌ ‌صرفنظر از موافقت‌ يا مخالفت‌ با قسامه‌ و بحث‌ها و مناقشاتي‌ كه‌ درباره‌ قسامه‌ وجود دارد نكته‌ مورد استفاده‌ ما در فلسفه‌ قسامه‌ است‌ كه‌ در روايات‌ متعدد در كتاب‌ وسايل‌الشيعه‌ تصريح‌ گرديده‌ كه‌ قسامه‌ براي‌ حفظ‌ خون‌ مردم‌ است‌ و در مورد قتل‌ درصورت‌ وجود لوث‌ سوگند پنجاه‌نفر را لازم‌ دانسته‌اند. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ در اين‌ گفتار ما لزوم‌ هيأت‌منصفه‌ را براي‌ محاكمه‌ اعم‌ از وجود يا فقدان‌ بينه‌ و اقرار و لوث‌ در نظر داشته‌ و دلايل‌ آن‌ را بيان‌ كرديم‌ و قسامه‌ را نوعي‌ تجويز براي‌ آن‌ مي‌دانيم. البته بايد توجه كرد كه در لوث و قسامه، قسم‌خورندگان همگي از وارث و بستگان مقتول هستند و قسامه را يا مدعي يا مدعي‌عليه مطالبه مي‌نمايند اما در هيأت منصفه،‌ اعضا بايد بي‌طرف باشند و خويشاوندي يا حتي دوستي يا دشمني يكي از اعضا با مدعي يا مدعي‌ عليه موهم طرفيت بوده و مانع حضور او در هيأت منصفه است. اما در اينجا قصد ما تشبيه قسامه و هيأت منصفه نيست كه با مشكل وجه شبه روبه‌رو باشيم بلكه تاكيد ما بر فلسفه قسامه است و اينكه شارع براي احتياط در دماء‌ سومي را در داوري در قصاص كه يك حق خصوصي و طرفيني است دخالت داده است.
    ‌۱۱ـ براساس‌ دلايل‌ پيش‌گفته‌ مي‌توان‌ رأي‌ گروه‌ كارشناسي‌ را نيز (علاوه‌ بر رأي‌ هيأت‌ منصفه) شرط‌ كرد. اين‌ كار اولاً‌ مبناي‌ فقهي‌ دارد. آيت‌الله‌ منتظري‌ در مبحث‌ قضاوت، فتواي‌ خويش‌ را چنين‌ بازگو مي‌كند: «سزاوار بلكه‌ گاه‌ واجب‌ است‌ قاضي‌ با هيأتي‌ از كارشناسان‌ امور قضايي‌ و احكام‌ اسلامي‌ مشورت‌ نموده‌ سپس‌ قضاوت‌ نمايد بلكه‌ جايز است‌ به‌طور شورايي‌ حكم‌ شود به‌ اين‌ شكل‌ كه‌ در دادگاه‌ علاوه‌ بر قاضي، چند مستشار قضايي‌ كه‌ شرايط‌ قضاوت‌ را دارا هستند وجود داشته‌ باشند و با قدرت‌ بر جريان‌ كار دادرسي‌ نظارت‌ كنند و حكم‌ نهايي‌ طبق‌ نظر همگي‌ يا اكثريت‌ اعضا صادر شود.» 79
    ‌‌شيخ‌ طوسي‌ نيز مي‌گويد: «شايسته‌ است‌ كه‌ در جلسه‌ قضاوت‌ قاضي‌ اهل‌ علم‌ از مذهب‌ شيعه‌ و مذاهب‌ مخالف‌ از اهل‌ هر مذهبي‌ يك‌ نفر حضور داشته‌ باشند كه‌ اگر حادثه‌اي‌ رخ‌ داد و نياز به‌ سوال‌ در مورد مسئله‌ پيش‌ آمده‌ به‌ وجود آمد جواب‌ آن‌ را به‌ قاضي‌ تذكر دهند و دليل‌ خود را ارائه‌ كنند. اين‌ افراد اگر در جلسه‌ محاكمه‌ حضور داشتند بايد مورد مشورت‌ و مذاكره‌ قرار گيرند و اگر نبودند بايد آنها را به‌ جلسه‌ دادگاه‌ فراخواند و اگر حكمي‌ را صادر كردند كه‌ موافق‌ مذهب‌ حق‌ بود هيچ‌كس‌ نمي‌تواند با آن‌ مخالفت‌ كند»80 اين‌ نظر شيخ‌ طوسي‌ كه‌ جمعي‌ از كارشناسان‌ را بر قاضي‌ حاكم‌ و حضورشان‌ را لازم‌ مي‌داند نقض‌ استقلال‌ قاضي‌ هم‌ شمرده‌ نشده‌ است. ميرزا يوسف‌خان‌ مستشارالدوله‌ در رساله‌ خود كه‌ به‌ سال‌1287 ه.ق‌ نوشته‌ است‌ (تا ضرورت‌ تأسيس‌ قانون‌ در ايران‌ را توضيح‌ دهد و 37 سال‌ بعد در ايران‌ براي‌ نخستين‌بار، قانون‌ به‌ وجود آمد) از همين‌ سخن‌ شيخ‌ طوسي‌ براي‌ نشان‌ دادن‌ موافقت‌ مذهب‌ شيعه‌ با فصل‌ هفدهم‌ اعلاميه‌ حقوق‌ بشر فرانسه‌ براي‌ ضرورت‌ حضور هيأت‌ منصفه‌ در محاكمات‌ جنايي‌ و غيرجنايي‌ استشهاد كرده‌ است.‌وجوب‌ مشورت‌ با گروه‌ كارشناسان‌ و جواز رأي‌ شورايي،‌ مربوط‌ به‌ جرايم‌ عادي‌ است‌ و بديهي‌ است‌ كه‌ در امور مهمه‌اي‌ مانند خون‌ انسان‌ اهميت‌ والاتري‌ مي‌يابد. واضح است كه راي شورايي به معناي لزوم مشورت با كارشناسان و توجه به نظر آنان است و رأي نهايي را قاضي صادر مي‌كند بنابراين اصل وحدت قاضي نقض نمي‌شود ولي رأي او متين‌تر مي‌گردد.
    ‌‌ثانياً‌ در موارد83 و84 آيين‌ دادرسي‌ كيفري‌ مصوب‌ سال‌1378 ، نظر كارشناس‌ در تحقيقات‌ محلي‌ و معاينه‌ شرط‌ شده. در ماده‌83 آمده‌ است‌ «از اهل‌ خبره‌ هنگامي‌ دعوت‌ به‌ عمل‌ مي‌آيد كه‌ اظهارنظر آنان‌ از جهت‌ علمي‌ يا فني‌ و يا معلومات‌ مخصوصي‌ لازم‌ باشد از قبيل‌ پزشك، داروساز، مهندس‌ ارزيابي‌ و ديگر صاحبان‌ حِرف...» و در ماده‌84 آمده‌ است: «قاضي‌ مكلف‌ است‌ پرسش‌هاي‌ لازم‌ را از اهل‌ خبره‌ به‌ صورت‌ كتبي‌ يا شفاهي‌ به‌ عمل‌ آورده‌ و آن‌ را در صورت‌ مجلس‌ قيد نمايد...»81
    ‌ ‌در ماده‌1 ق. م. ا نيز حضور كارشناسان‌ ديگر در كنار قاضي‌ شرط‌ شده‌ است. ماده‌27 آيين‌نامه‌ نحوه‌ اجراي‌ احكام‌ اعدام، رجم، صلب، قطع‌ يا نقص‌ عضو نيز حضور پزشك‌ به‌ منظور تشخيص‌ و اجراي‌ مفاد برخي‌ از مواد ق. م. ا. را ضروري‌ دانسته‌ است. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ در فقه‌ چنين‌ شروطي‌ وجود ندارد كه‌ نظر پزشك‌ و داروساز و كارشناس‌ و... براي‌ صدور رأي‌ لحاظ‌ شود اما اين‌ قانون‌ به‌ تصويب‌ مجلس‌ و فقهاي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ رسيده‌ و اعتبار دارد.
    ‌ ‌ثالثاً‌ در جهان‌ امروز مقوله‌ قتل‌ مانند ساير مسايل‌ چنان‌ پيچيده‌ شده‌ كه‌ لازم‌ است‌ متخصصان‌ روانشناسي‌ و جامعه‌شناسي‌ و پزشكي‌ نيز بررسي‌ كنند كه‌ شرايط‌ روحي‌ متهم‌ چگونه‌ بوده‌ است. امروزه‌ بسياري‌ از اموري‌ كه‌ ظاهري‌ كاملاً‌ شخصي‌ دارند مانند بزهكاري، خودكشي‌ و طلاق‌ از نظر علمي‌ ثابت‌ شده‌ كه‌ اموري‌ كاملاً‌ اجتماعي‌ بوده‌ ولي‌ به‌ صورت‌ فردي‌ خودنمايي‌ مي‌كنند و اين‌ افراد بدون‌ اينكه‌ خود بدانند قرباني‌ فرايندها و ساختارهاي‌ اجتماعي‌ ويژه‌اي‌ هستند يا اينكه‌ علم‌ جديد نوعي‌ از جنون‌ پنهان‌ يا حالت‌هاي‌ رواني‌ ادواري‌ را كشف‌ كرده‌ كه‌ حتي‌ ممكن‌ است‌ در نوابغ‌ و دانشمندان‌ و بسياري‌ از انسان‌هاي‌ نرمال‌ يافت‌ شود در حالي‌ كه‌ در گذشته‌ چنين‌ بيماري‌ قابل‌ تشخيص‌ نبود ولي‌ امروزه‌ با فنون‌ علمي‌ مي‌توان‌ آن‌ را تشخيص‌ داد. جامعه‌شناس‌ و جرم‌شناس‌ نيز محيط‌ جرم‌ و ميزان تاثير‌ عوامل‌ اجتماعي‌ در ارتكاب‌ فعل‌ مجرمانه‌ را شناسايي‌ كرده‌ و استحقاق‌ تخفيف‌ يا عدم‌ استحقاق‌ متهم‌ يا مجرم‌ را تميز مي‌دهند.در نهايت در برخي نظام‌هاي حقوقي مانند آمريكا، در ايالت‌هايي كه هنوز مجازات اعدام لغو نشده، هيأت منصفه فقط در صورتي مي‌تواند حكم اعدام را صادر كند كه صدور حكم به اتفاق آرا باشد و در غير اين صورت به طور خودكار، مجرم به حبس ابد محكوم مي‌شود. يعني صدور حكم اعدام توسط هيأت منصفه نيز مشروط به اتفاق آراست.82‌بنابراين‌ ديدگاهي‌ كه‌ در صدر گفتار گفته‌ آمد نه‌ با حقوق‌ بشر و نا با شرع‌ و نه‌ با قوانين‌ ايران‌ تعارضي‌ ندارد و قابليت‌ سازگار كردن‌ آنها با يكديگر و سازگار شدن‌ با آنها وجود دارد.‌موضوع‌ قصاص‌ عضو گرچه‌ خود شايسته‌ بحث‌ مستقلي‌ است‌ اما مي‌توان‌ نتايج‌ اين‌ نوشتار درباره‌ امكان‌ جايگزيني‌ مجازات‌ و نيز شرايط‌ قصاص‌ نفس‌ را به‌ قصاص‌ عضو هم‌ تعميم‌ داد.

    جمع‌بندي بحث
    ميان حقوق بشر و اسلام در خصوص مجازات مرگ تضادي وجود ندارد. در قرآن مجازات مرگ تجويز نشده مگر درخصوص قصاص نفس كه يك حق خصوصي و قابل گذشت است. مجازات مرگ در محاربه نيز به دلايلي كه گفته شد ذيل قصاص قرار مي‌گيرد. بر مبناي آموزه‌هاي اسلامي حقوق را به دو دسته تقسيم مي‌كنند، «حق‌الناس» و «حق‌الله» و گفته مي‌شود كه خداوند تنها توبه در حق‌ الله را مي‌پذيرد و در حق الناس تا زماني كه رضايت صاحب حق حاصل نشود توبه پذيرفتني نيست. اما در اين يك مورد يعني قصاص نيز خداوند به اولياي دم تاكيد مي‌كند به جاي انتقام و مجازات، ديه بگيرند يا عفو كنند و حتي بر عفو كردن بدون اخذ ديه سفارش مي‌كند. بنابراين حتي در قصاص كه يك حق خصوصي است مجازات مرگ را نمي‌پسندد. اين امر نشانگر روح كلي قرآن درباره دوري جستن از هر نوع توسل به اين مجازات است. بنابراين مي‌توان قيود و شروط قانوني و شرعي چندي را براي قصاص نفس نيز وضع كرد. براساس دلايل فقهي متعددي كه در متن آمد،‌ شرط كردن حضور هيأت منصفه در دادگاه جنايي يكي از آنهاست. همچنين مشروط ساختن مجازات قصاص به رأي گروهي از كارشناسان، روانشناسان و جامعه‌شناسان (با عطف توجه به اين نكته بسيار مهم كه قرآن، مسئله قتل را يك امر اجتماعي مي‌داند نه شخصي) به احتياط نزديك‌تر و با روح قرآن سازگارتر است. اگر فقط در خصوص قصاص با طي همه شرايط پيش گفته مجازات مرگ براي مجرمي كه مرتكب قتل عمدي فردي بي‌گناه شده مقرر گرديد ديگر گريزي نيست. به ويژه كه در مورد جنايتكاران جنگي مانند ميلوسويچ، مرتكبين قتل‌هاي سريالي فجيع مانند كسي كه در ايران خفاش‌ شب نام گرفت و زنان را شبانه مي‌ربود و به قتل مي‌رساند و يا قتل و ترور مانند ترور دكتر حجاريان به منظور ريشه‌كني اصلاح‌طلبان و يا قتل‌هاي زنجيره‌اي دگرانديشان همچون كشتن پوينده و مختاري براي ريشه‌كن ساختن روشنفكران و قتل فجيع داريوش فروهر و همسرش و مثله كردن آنها و همچنين متجاوزان به عفت عمومي، قتل‌هايي هستند كه علاوه بر جنبه خصوصي، جنبه عمومي هم يافته و جامعه نيز به آساني از آن نمي‌گذرد. مقصود از نفي مجازات مرگ نيز بدون مجازات نهادن قتل نفس عمدي بي‌گناه نيست كه ترجم بر پلنگ تيزدندان تلقي مي‌شود بلكه جايگزيني مجازات‌هاي شديد ديگر است. بدون شك اجراي اعدام يا لغو آن، هر يك سودها و زيان‌هايي در بردارند و مدعاي اين مقاله صرفاً اين است كه اگر فهرستي دو ستوني از سود و زيان‌ها رسم كنيم، سودهاي نفي مجازات اعدام بيشتر بوده وبا روح قرآن موافق‌تر است. اما در اينكه اگر مجرم از سوي صاحب حق عفو نشود بايد با روش و هدف ترميمي و بازپروري مجازات شود تا جامعه ايمني يابد، درنگي وجود ندارد.

    منابع و مآخذ

    1. اين‌ خبر برداشتي‌ است‌ از روزنامه‌ صداي‌ عدالت، شنبه‌18 اسفند1380 ش‌152 ص‌9 با قلم‌ نويسنده.
    2. Amnesty International website Against the Death Penalty Page 15.
    3. نظام‌ بين‌المللي‌ حقوق‌ بشر. دكتر حسين‌ مهرپور. (تهران. انتشارات‌ اطلاعات1377). ص‌43
    4. جامعه‌شناسي. آنتوني‌ گيدنز. ترجمه‌ منوچهر صبوري‌ (تهران. نشر ني1379). ص‌172
    5. نظام‌ بين‌المللي‌ حقوق‌ بشر. ص‌77-79 به‌ نقل‌ از:
    6. همشهري‌ پنج‌شنبه‌6 تير1381 ص‌23 برابر با2002 
    7. جامعه‌شناس گيدنز. ص 172
    8. جامع‌المدارك في شرح المختصر النافع. الفقيه سماحه الحجه آيت‌الله الحاج السيد احمد الخوانساري «قدس‌سره». الناشر: مكتب الصدوق. طهران. الجزء السابع (ج 7) الطبعه الثانيه ص 61 ـ 57
    9. آيت‌الله حلبي گرچه در زمره فقها چندان مطرح نيست و به وعظ بيشتر شهرت دارد اما ياد او در اين گفتار بدين لحاظ اهميت دارد كه وي رهبر گسترده ترين و پرشمارترين‌ سازمان مذهبي در ايران نيم قرن اخير بود كه هواداران فراواني نيز در ميان روحانيون و علماء داشت و درواقع او مظهر يك جريان نيرومند فكري بود و نمي‌توان خيل مسلمانان عضو يا هوادار تشكيلات او (انجمن حجتيه) را به دليل باورهايشان ناديده گفت يا در ديانتشان ترديد كرد. آيت‌الله حلبي (و تشكيلات و هواداران او) برپايي حكومت اسلامي را مشروط به حضور امام معصوم مي‌دانند. وي مي‌گويد: خون مردم، مال مردم، عرض مردم و ناموس مردم را نمي‌توان به دست كسي داد كه خطا مي‌كند بايد به دست كسي داد كه معصوم است. او ظهور و پيشوايي امام دوازدهم غايب شيعه را لازمه حكومت مي‌داند. (نگاه كنيد به سخنراني آيت‌الله حلبي در ضميمه 15 كتاب در شناخت حزب قاعدين زمان از همين قلم).
    10. مجموعه نظريات شوراي نگهبان. دكتر حسين مهرپور (تهران. انتشارات كيهان، 1371) جلد 3 ص 207 ـ 201.
    11. ديدگاه‌هاي آيت‌الله منتظري درحصر (بي‌جا. بي‌نا. بي‌تا) ص و نيز مجله كيان شماره 45 مورخ مقاله در باب تزاحم از آيت‌الله منتظري.
    12. حقوق بشر در اسناد بين‌المللي و موضع جمهوري اسلامي ايران. دكترحسين مهرپور (تهران. اطلاعات. 1374

     

    [ سه شنبه یکم شهریور 1390 ] [ 22:0 ] [ اشک مریم ] [ ]